یکی از راهای زنده نگاهداشتن یاد و نام شهدا ثبت و ضبط خاطرات آنهاست هر چند خاطره ای کوچک باشد.
خانه شهید بهشت زهرا(س) همه روزه آماده ضبط خاطرات شما در مورد شهداست آن هم با بهترین کیفیت و اهدا یک سی دی.
« با ما تماس بگیرید »
به بهانه پخش مصاحبه برنامه کوله پشتی از شبکه سوم سیما در تاریخ ۲۱/۴/۸۶
ترم اول دوران دانشجویی آغاز آشنایی هاست . هر گاه که در سالن دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتظر آمدن اساتید بودیم جوانی لاغر اندام . بور و با چشمانی مایل به سبز که حالت خاصی داشت و سن و سالش کمتر از بقیه دانشجویان بود . گوشه ای می ایستاد و به بحث ها گوش میداد . به مرور زمان آشنایی ها بیشتر شد.
ماه اسفند آرام آرام میرسید و بحث کاروان های اعزام ، داغ بود. من نیز قصد داشتم تا از طریق انجمن اسلامی دانشگاه اعزام شوم در حالی که معرفی نامه دستم بود . از پله ها پایین آمدم که مجید را دیدم ، او نیز قصد جبهه داشت در حالیکه برای همدیگر آرزوی موفقیت و سلامتی میکردیم از او جدا شدم . من به منطقه پدافندی اعزام شدم و او به جبهه جنوب رفت تا در عملیات والفجر ۸ ( فاو ) شرکت کند.
تابستان همان سال من بار دیگر به جبهه رفتم . گردان ما در قلاجه برای عملیات کربلای۲ ، اردو زده بود. روزها و شبها آموزشهای لازم را می دیدیم تا برای عملیات آماده شویم . یکروز در چادر نشسته بودم که جوانی را دیدم از جلو ی چادر رد شد. احساس کردم مجید بود صدا زدم: آقا مجید ! خودش بود. دیدم دستش را به پهلو گرفته . گفتم : کجایی؟ چرا دانشگاه نیامدی؟ با اشاره به دستش گفت: فعلا گرفتار این هستم.
در جریان عملیات والفجر ۸ شکمش شکاف برداشته و روده هایش داخل کیسه ای بیرون از شکم نگهداری می شد تا در وقت مناسب با انجام عمل جراحی در جای خود قرار داده شود. بسیار ناراحت شدم . از نگاه کردن به چهره مجید خجالت میکشیدم . با هم روی تخته سنگی نشستیم و از همه چیز و از همه جا ، صحبت کردیم . مجید درد های زیادی داشت و دیگر درد مجروحیت را فراموش کرده بود. آنروزها در لشگر حضرت سید الشهدا(ع) گردان علی اکبر(ع) بودیم . او را با خطاطی . نقاشی و طراحی میشناختند و به نیروهای گردان درسهای هنری می آموخت. پس از آن دیگر مجید را ندیدم . گویا برای عمل جراحی به تهران آمده بود . بعد از عملیات کربلای ۴ همراه نیروهای سپاه محمد (ص) رزمندگان زیادی به گردان آمدند روزهای پر جوش و خروش و التهاب عملیات کربلای ۵ فرا می رسید .مجید فرماندهی گروه ضربت را به عهده داشت . مجید را معمولا جلوی چادرشان و یا هنگام نماز میدیدم. روز قبل از آغاز عملیات مجید را دیدم و گفتم : چند وقت است که خانواده ام از من خبر ندارند .مجید با همان لبخند همیشگی گفت: اشکالی ندارد مادر من هم ناراحتی قلبی دارد و او نیز از وضعیت ما اطلاعی ندارد . گفتم : وضعیت شما ؟ مگر چند نفر هستید؟ در همین حال دو جوان با تجهیزات و اسلحه به دست به ما نزدیک شدند و مجید گفت : اینها برادران من هستند. همان شب مرحله اول عملیات کربلای ۵ آغاز شد .
پس از اتمام مرحله اول دنبال مجید گشتم او را یافتم ، پرسید: چه خبر ؟ کمی غمگین بود ؟گفت : هر دو شهید شدند. گفتم چه کسانی ؟ گفت: همان دو برادرم که به تو معرفی کردم هنوز خانواده ام خبر ندارند. مجید روحیه عجیبی داشت گفتم: سعی کن هر چه زودتر به خانه برگردی مادرت هم مریض است ، او در حالی که به نقطه ای دور چشم دوخته بود گفت: چند روز دیگر مرحله دوم عملیات شروع میشود و من باید در جبهه باشم . بعد از خداحافظی به طرف چادر خودمان برگشتم . پس از اتمام مرحله دوم عملیات به چادر گروه ضربت گردان رفتم در جستجوی مجید بودم، اما چادر خالی بود همه نیروهای گروه ضربت شهید، اسیر و یا مجروح شده بودند و ساکهای بچه ها در چادر خالی، رها شده و منظره دلگیری به وجود آورده بود . بیرون آمدم و به چادر فرماندهی نزد معاون گردان رفتم . او گفت که مجید مجروح شده و احتمال دارد که چشمش را از دست بدهد یک لحظه به یاد چشمهای سبز رنگ مجید افتادم.
با اتمام عملیات کربلای ۵ و مراجعت به تهران سراغ مجید رفتم .اورا بر روی تخت بیمارستان و در حالیکه یک چشمش را از دست داده بود ، دیدم . با هم صحبت کردیم . او از ادامه عملیات و وضعیت نیروهای گردان و لشگر پرسید و من تا آنجا که اطلاع داشتم توضیح دادم . اما اطلاعات او بیشتر از من بود مجید به طنز میگفت : دیگه همه را به یک چشم نگاه میکنیم . حال مادرش را پرسیدم ، گفت: میدانی، خدا هم در این مواقع به افراد کمک میکند و الحمدالله حال مادرم خوب است و به اتفاق پدر برای زیارت به سوریه رفته اند . روزها و ماه ها می گذشتند و مجید فقط در امتحانات حاضر بود ، برای او همه چیز جنگ بود و کارها دیگر در مرحله دوم اهمیت قرار داشت .
روزهای آخر جنگ ، مقارن با روزهای بعد از قطعنامه ما به صورت اضطراری به جبهه جنوب اعزام شدیم . اصرار داشتم که به گردان علی اکبر (ع) که حالا دیگر به تیپ علی اکبر (ع) از لشگر سیدالشهدا(ع) تبدیل شده بود بروم. اما آنجا جا نبود مجید معاونت تیپ را به عهده گرفته بود . به چادر فرماندهی تیپ علی اکبر(ع) رفتم و از حال مجید جویا شدم . دوستانش گفتند که از ناحیه چشم مجروح است . گفتم این مجروحیت را که قبلا داشت . گفتند : این بار آن یکی چشمش نیز نابینا شد . حالت عجیبی در خود احساس کردم . احساس حقارت ! پس از اتمام جنگ به دیدارش رفتم . پزشکان میگفتند هر دو چشم باید تخلیه شوند. حالا دیگر مجید چشمهای شیشه ای دارد ،اما همان لبخندها و لطیفه های همیشگی را چاشنی حرفهایش دارد .گرچه او نمیتواند ببیند ، نقاشی و طراحی کند . اما مراحل لیسانس و فوق لیسانس علوم اجتماعی را پشت سر گذاشته . این روحیه را در حالی دارد که میدانم زخمهایش چرکین است و رنج فراوان دارد.
سعید مدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ جملاتی از پیام مهم امام (ره) که در تاریخ ۲۹/۴/۱۳۶۷ صادر شد،تقدیم میگردد.
امام خمینی (ره)
گروه خبر-
گردهمایی انصار حزب الله چهارشنبه شب با حضور حسین الله کرم در مسجد ارک تهران برپا می شود.به گزارش پایگاه خبری "مبارزین"
، حسین الله کرم که به تازگی در سمت وابسته نظامی ایران در کرواسی منصوب شده است، چهارشنبه شب پس از نماز مغرب و عشاء در جمع اعضای انصار حزب الله سخنرانی و به تببین برنامه های سال جاری این تشکل خواهد پرداخت.همچنین گفته می شود، در مدت حضور الله کرم در ایران جلسه ای به نقد فیلم اخراجی ها برگزار خواهد شد.
< قابل توجه همه آنهایی که فیلم اخراجیهای دهنمکی را دیدند و خندیدند >
شما نیز مثل خیلی ها که مومن بمعنای زیرک آن میباشند سری به مزار همه شهدا بویژه شهیدان مجید و امیرحسین خدمت بزنید وازآنها بخواهید که حلالتان کنند، البته قبل از آن حتما فیلم اخراجیهای ۲ را که شرح حال واقعی شهیدان است ببینید.
مزار شهید مجـــید خدمت قطــــــــعه ۲۸ ردیف ۱۰۸ شماره ۱۷
مزار شهید امیر حسین خدمت قطعه ۲۸ ردیف ۱۰۵ شماره ۱۷
البته امیرحسین ازمفقودالاثرهایی است که سنگ یادبودی برایش روی سنگ یک شهید گمنام گذاشته اند.
عن امیرالمومنین علیه السلام قال : سیاتی علی الناس زمان یکون الحق فیه مستورا والباطل ظاهرا مشهورا. تفسیر نور الثقلین ج 4 ص 243
از امیرالمومنین علی علیه السلام روایت شده است که فرمودند :
زمانی برامت خواهد گذشت که حق و درستی از نظرها پنهان ، و باطل و ناروایی در پیش مردم آشکار خواهد بود وکسی از آن اعتراض نخواهد کرد.
با گذشت بیش از یک ماه از ساخت مستند اخراجی های ۲ توسط یک شیر پاک خورده ،نقدی که بر فیلم اخراجی های داداش مسعود گرفته بود و در پی آن اعتراض شدید خانواده مجید خدمت به وجود آمد.که چرا برادر شهیدشان را اینچنین در فیلم معرفی کرده بودند،آقای دهنمکی هنوز هیچ حرفی دال بر عذر خواهی از خانواده و ساحت این شهید بزرگوار نزدند.هر چه زمان میگذرد به این نکته بیشتر میرسم که آقا مسعود ما خودش هم نمیداند چه ساخته است ، فیلم یا مستند ؟!!! چون قبل از این آشوب میگفت : این فیلم برابر با سند ساخته شده است و حقیقت زندگی این شهید است اما بعد از این ماجرا و گندکاری همه جا میگوید این فیلم سینمایی بوده کسانی که به من خورده میگیرند فرق فیلم سینمایی با مستند را نمیدانند. متاسفانه فیلم یا مستند آقا مسعود ما به یک طنز کودکانه بیشتر شبیه است ، که کودکان و مردم عام را برای اینکه ساعتی از پای ماهواره یا ول بودن در کوچه وخیابان یا از مشغله های روزانه برهاند ساخته شد. به یاد دارم حدود یک هفته پیش زمانی که فیلم اخراجی های ۲را برای یک سری نوجوان در یک مجموعه به نمایش در آوردیم ( البته به خواست خودشان ) بعد از اتمام فیلم این بچه ها از ما خواستند که آنها را به سر مزار مجید سوزوکی ببریم ، بعد از زیارت مزارشهید این بچه ها با نگاهی پر از تعجب و سوال از ما پرسیدند این قبر همان مجید سوزوکی لات است ؟ در جواب گفتم : این سوال رو باید از آقا مسعود بپرسید شاید ایشان چشمشان چشم برزخی است وباطن شهدا رو هم میبینند. نمیدونم آقا مسعود ما بر چه مبنا و چه دیدی شهید خدمت را اینگونه به نسل امروز معرفی کرد که حتی بچه های مدرسه ای با دیدن عکس شهید مجید خدمت نمیتوانستند باور کنند این همان مجید فیلم آقا مسعوده.
البته ساخت این فیلم منو به یاد حرف یکی از عزیزان تولید کننده برنامه های قرآنی انداخت ، که میگفت متاسفانه امروز اگر بخواهی فیلمی تولید کنی اول می پرسند ، دلقک بازی ، عشقی ... چی داری؟
الحمدالله به برکت دولت اصلاحات چند سالی هست که سینمای ما و متاسفانه تلویزیون ما از این تحفه نه چندان سازنده و کثیف بی نصیب نمانده و به دنبال این موج مسموم بعضی کارگردانان و سازندگان به اصطلاح مذهبی و حتی در حوزه سینمای دفاع مقدس معلوم نیست سرشان به کدام آخور بند شده است که حتی نمیتوانند سر بلند کنند و ببینند چگونه یک جامعه را به گند کشیده اند . به قول کارشناس مستند اخراجی های ۲ اگر بنا بود در این حیطه < سینمای دفاع مقدس > کسی فیلم بسازد باید شهید آوینی اینکار رو میکرد نه امثال آقای دهنمکی که هر جا میشینه سابقه یکی دوماهه جبهه شو به رخ دیگران می کشه.
راستی از حامیان سینه چاک داداش مسعود ما خبری نیست ؟! جالبه چند روزه پیش وقتی به وبلاگ حاج حمید سر زدم تمامی اراجیفی رو که نسبت به مستند اخراجی های ۲ و سازندگان آن سر هم کرده و به خورد خلق الله داده بود رو پاک کرده بود . مثل اینکه فهمیده با کی در افتاده ...اما گمان نمیکنم .
نمیدونم سازندگان این فیلم با پا فشاری بر این موضوع که این فیلم ( اخراجی ها ) زندگی حقیقی مجید خدمت بوده و زیر بارهیچ انتقاد و نظری نرفتن چه چیزی رو میخواهند ثابت کنند.
بسمه تعالی
چند روزی بود که پیاده نظام مدعیان اصلاحات نظم شهر را بهم ریخته بودند،البته اراذل و اوباشی که همیشه در خیابان انقلاب و به ویژه میدان انقلاب سر گردانند نیز به آنها کمک میکردند تا هر چه بیشتر به اماکن عمومی و به ویژه اتوبوسها حمله کنند ، آتش بزنند و غارت نمایند.من در این چند روز، درگیریها مرتب در صحنه حاضر بودم تا از نزدیک شاهد اوضاع باشم ، بالاخره پس از آن دیدار تاریخی با رهبری و تظاهرات عظیم مردم علیه فرصت طلبان همه زحمات مزدوران آمریکا که سالها بود به این روزها دلبسته بودند بر باد رفت و موج بر خواسته حرکت معکوس خود را علیه دشمن آغاز کرد وبنیان مدعیان اصلاحات را از شورای شهر تا مجلس و ریاست جمهوری در هم کوبید و اصولگرایان را حاکم ساخت.
امروز حدود ۸سال است که از آنروزهای ننگین دولت اصلاحات گذشته است یادمان نرود که مخالفین جمهوری اسلامی به مساجد واماکن مذهبی و جایگاه نماز جمعه حمله کردند و زیر اندازهای نماز جمعه را به آتش کشیده و خانمهای محجبه ومردانی که ظاهرشان به دینداری میخورد را مورد حمله قرار میدادند، از آنهمه تیتر روزنامه هایشان هم که در خوابگاه دانشگاه چندین و چند نفر کشته شدند حتی یک نفرهم ثابت نشد، نه اسمی ، نه قبری ، و نه حتی یک نشانه ؟!!
این است که ما امروز کودتای مطبوعاتی را باور کردیم و پذیرفته ایم که بسیاری از رنگین نامه هایی که همه روزه در سطح شهر منتشر میشود متعلق به مارهای خفته ای هستند که با اندک تابش آفتابی جان خواهند گرفت و یک ملت را خواهند بلعید.
پس چرا امروز در مقابل آنها سکوت کرده ایم و اجازه میدهیم موج سواران فتنه ۱۸ تیر با خیال راحت مشغول گذران عمر در بهترین نقاط اروپا وآمریکا باشند و روزنامه های متعدد با دلارهای آمریکایی چاپ کنند و هر غلطی را تحت پوشش آزادی مطبوعات انجام دهند تا کی شود که باز پس از گذشت زمان عده ای فریب خورده ، و به میدان درآیند هر چند که عرض خود میبرند و زحمت ما میدارند.
به بهانه سالگرد عملیات قدس ۳
موقعیت منطقه عملیاتی قدس ۳ از سوی دشمن به بلندیهای مین منصور ودر میان افراد محلی به فره سیاه مشهور است.این منطقه در محور عمومی دهلران طیب در غرب رودخانه میمه قرار دارد و دارای تعدادی تپه وبلندی است ، بلندی ۲۰۸ به سبب اشراف آن بر غرب رودخانه میمه شهرت و اهمیت ویژه ای در هر دو سوی نبرد داشت . دشمن پس از شکست در عملیات بیت المقدس و عقب نشینی سراسری خود که به آزادی خرمشهر معروف است بخشی از بلندیهای مرزی جبهه میانی را در اشغال خود نگه داشت تا دید و اشراف کافی بر منطقه عمومی دهلران را داشته باشد.

بنابراین طراحی عملیات قدس۳ به تناسب راه کارهای موجود در منطقه از دو محور صورت گرفت، رزمندگان در ساعت ۲:۴۵ دقیقه بامداد روز ۱۹ تیر ماه ۱۳۶۴ با رمز یا امام جعفر صادق (ع) به طور همزمان حمله خود را آغاز کردند.سرعت عمل نیروهای خودی چنان بود که درهمان لحظات نخست نزدیک به۷۰ تن از نیروهای عراقی به اسارت در آمدند. نیروها با رعایت اصل غافل گیری و استتارشب به قرارگاه دشمن در عقبه خط آنان حمله برده و کابلهای برق و مخابرات خط اول دشمن را قطع کردند بدین صورت ارتباط نیروهای دشمن با عقبه خود به منظور خبر دهی و پشتیبانی مختل شد .
از آنجا که هدف این عملیات صرفا نفوذ و ضربه زدن به یگانهای دشمن بود لذا نیروها حدالامکان از به غنیمت گرفتن و انتقال اغلامی که دست و پاگیر بودند خودداری کردند و تلاش نمودند تا اساسا امکانات دشمن را منهدم سازند . پس از اجرای موفق عملیات و سر زدن سپیده صبح دستور عقب نشینی و بازگشت نیروهای خط شکن به خطوط پیشین صادر شد. دشمن نیز که با توجه به قطع کابلهای ارتباطی و مخابراتی خود از اهداف این عملیات غافل بود به طور همه جانبه اقدام به پاتک بر روی بلندیهایی که از نیروهای ایرانی خالی شده بود کرد و طبیعتا از این ضد حمله سودی نجست.
همزمان با عملیات قدس ۳ عملیات دیگری توسط نیروی زمینی ارتش در منطقه عملیاتی شرحانی به منظور باز پس گیری مناطقی که به تازگی در اشغال دشمن در آمده بود صورت گرفت. این یورش سبب شد که توجه فرماندهان عراقی به آن محور معطوف شود، بنابراین میتوان گفت که عملیات نیروهای ارتش به نوعی پشتیبانی عملیات قدس ۳ بود.
در این حمله ۱۵ دستگاه خودروی آیفا کامیون، ۴ دستگاه تانک، ۱۵قبضه خمپاره انداز، ۶ قبضه توپ ۱۰۶میلی متری ، ۱۰زاغه مهمات،مقر گردان ۱ و ۲ از تیپ ۸۰۵ و پمپ بنزین قرارگاه دشمن در منطقه منهدم شد.
ضمن اینکه تعداد ۱۴۷۰ تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده یا به اسارت نیروهای عمل کننده خودی در آمدند.
علاوه بر این چندین دستگاه بی سیم و سیستمهای مخابراتی وشماری سلاح سبک و نیمه سنگین از دشمن به غنیمت گرفته شد.
یاد و خاطره شهدای عملیات قدس ۳ گرامی باد
بسم رب الشهدا والصدیقین
زنده نگه داشتن نام و یاد شهیدان کمتر از شهادت نیست.
مقام معظم رهبری
اما حتم دارم تا به حال اینجور جشن تولدی نه رفتی نه دیدی..!
امروز جمعه ۱۵/۴/۸۶ ساعت 9 صبح جشن تولد شهید مسلم فراهانی در بهشت زهرا(س) در قطعه ۲۶ردیف ۱۶ شماره ۷۵ برگزار شد. هر کی نبود سرش کلاه رفت. جشن تولدی به این پاکی و بی ریایی فقط بین شهدا رسمه ... درست نمیگم...؟

مراسم جشن تولد شهید مسلم فراهانی با حضور خانواده معظم ایشان و ارادتمندان به ساحت مقدس شهیدان بر سر مزار این شهید برگزار شد.

در این مراسم پدر و مادر این شهید بزرگوار با میوه و کیک تولد از مهمانان فرزندشان پذیرایی کردند.در ادامه این جشن با شکوه پدر و مادر شهید فراهانی به مهمانان هدیه هایی به رسم یادبود تقدیم کردند.


تقدیم به همه پدران و مادران شهدا
شهید
ای جان نثـــــار سنگر توحید،ای شهید روح تـو عاقبت به هدفـــهای خود رسید
تا حشـــــــر لاله میدمد از قتــــلگاه تـو آنـجا که خون پاک دلـــت بـر زمین چکـید
هرگز نمیرد آنـــــکه به راه خـــــــــدا رود باشـد چو قلـــب زنــده تاریخ ، هر شهید
بر آن پـــدر ســــــلام، که فرزند او تویی بـرمــادری درود ، که همـچون تـــو پرورید
چون سرو، سر بلند و سر افرازو خرمی داغت اگر چه پـشـت همه دوستان خمید
با اشک ما همیشه بهار تو خرم است ای غنـــــــچه سعادت وای گلـــــبن امید
پاینـــده است یاد تو ، پیوسته زنده ای
روح تــــــــو چون به نزد خـداونـــــد آرمید
حسان
روحش شاد و یادش گرامی باد.
بسم الله الرحمن الرحیم
همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .
سوره مبارکه کوثر آیه 2-1
خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است. پیامبر اکرم (ص)
فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (عج)
حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتی خود می داند .
فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه

حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.
مراوده با جبرئیل بالاترین فضیلت حضرت زهرا (س)
راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید:
فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.
ظاهر روایت این است که در این 75 روز ، مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است.
سخنانی گوهربار در مورد مادر:
حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد . امام سجاد «ع»
خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»
ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد . سوره مبارکه احقاف ، آیه 15
میلاد دخت نبی مکرم اسلام (ص) عشق امیرالمومنین علی مرتضی (ع) حضرت فاطمه الزهرا(س) و میلاد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بت شکن کبیر حضرت امام خمینی (ره) رابه همه مسلمانان وخانواده معظم شهدا و مادران شهدا تبریک عرض میکنیم
وصیتنامه شهید مصطفی ابراهیمی مجد

استغفرالله
من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود میگیرم و از شما میخواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.
اشهدک یا مولای انی اشهدان لااله الاالله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو واهله واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته ومحمد بن علی حجته والحسن بن علی حجته فاشهد انک حجته الله انتم الاول والاخر.الی آخر... و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ وسلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.
برادران و خواهران دراین زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را برملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است ومبادا که غافل باشید .
خدایا تو را شکر میکنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر میکنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگوران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.
بگذلرید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند:نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت.بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، واکنون به جبهه میروم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش بازسازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی وبینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و...(دعا را در ابتدا نوشته ام ).

باری برادران میروم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو میگویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد واما مادر بر گردن تو حقی را میگذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمیدانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.
مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام شادان میکند پس گریستن دراین مورد امری است ناشایست.مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.
شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام
مزار بهشت زهرا (س) : قطعه ۲۴ ردیف ۹۵ شماره ۲۴
بسم رب الشهدا والصدیقین
مراسم بیست و ششمین سالگرد شهادت شهید مظلوم آیت الله دکترسید محمد بهشتی و۷۲تن از یاران با وفای امام با حضور ملت شهید پرور برگزار شد. این مراسم با قرائت کلام الله مجید و برگزاری زیارت عاشورا آغاز وبا غبار روبی وعطر افشانی به پایان رسید. مردم شهید پرور و ارادتمند، باحضورگسترده خود یک بار دیگر با شهدای ۷تیر تجدید پیمان کردند که تا جان در بدن داریم از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حمایت خواهیم کرد.

از پریشب که بنزین سهمیه بندی شده صف زیاده خواهان ، مرفهین و فرصت طلبان در جلوی پمپهای بنزین هر لحظه فزونی گرفته
البته بخشی از آنها بنا بر فراخوان آن طرف آبی ها برای جو سازی، وارد صفها شده اند و تحرکات کوری هم داشته اند.
راستی مگر چه اتفاقی افتاد؟!!
اولا - دم مسئولین گرم که خبر سهمیه بندی را یکی دو ساعت قبل از اعمال آن اعلام و فرصت هر گونه توطئه سازمان دهی شده را از دشمنان گرفتند.
ثانیا - به خدا قسم صد لیتر بنزین برای یک ماه کافی هست که هیچ زیاد هم هست.
ثالثا - ترافیک کم شده ، پیاده روی بیشتر شده ، آمار سکته ای های بهشت زهرا(س) پایین آمده و هوای تهران نیز بسیار پاکیزه تر شده .
رابعا - آمریکایی ها نیز که از دوماه پیش خط و نشان میکشیدند که ایران بیش از چهل درصد از بنزین مصرفی خود را وارد میکند دیگر جا زده اند ونمیتوانند روی این نقطه ضعف مانور بدهند.
اما نکاتی را باید متذکر شد:
۱-چرا خودروهای سفارت های دیگر باید ششصد لیتر بنزین آن هم لیتری صد تومان از ما بگیرند آیا آنها به ما لیتری صدتومان میفروشند؟!!! البته این اعتراض شامل نیروهای انقلابی و آزادی بخش و در راس آنها حزب الله لبنان نمیشود.
۲- چرا بنزین آزاد همزمان ارائه نشد ؟!
۳- مسافر کشها با سهم ششصد لیتر و چهارصد لیتر به چه حقی کرایه ها را افزایش میدهند؟!
۴- آیا دولت در یکی دو سال آینده خبر خوش عدم وابستگی کشور به بنزین وارداتی را اعلام خواهد کرد؟!
۵- آیا دولت آن چهارصد پمپ گازی را که قرار بود تا آخر سال هشتاد و پنج تکمیل شود تا آخر سال هشتادو شش تکمیل خواهد کرد؟!
۶- چرا وسائل نقلیه در پاکستان و مکزیک باید از سوختهای دیگر غیر از بنزین استفاده کنند و ما که روی میلیاردها متر مکعب گاز خوابیده ایم پس از پانزده سال که از افتتاح اولین پمپ های گاز در تهران سپری شده هنوز باید بنزین مصرف کنیم و بگوییم نمیتوانیم خودروها را دو گانه سوز کنیم .
به امید استقلال کامل اقتصادی و قطع ایادی وابسته
اینقدر دنبال اراذل نگردید شب چهارشنبه این هفته ۵/۴/۸۶ شاهد یک تومار به شرح زیر بودم که در مسجد مهدیه واقع در شمیران دیباجی جنوبی توسط حداقل یکصد نفر امضاء شده بود. راستی اگر هدف ، مبارزه با فساد و فحشاء و اگرهدف بالا بردن امنیت اجتماعی است چگونه است که کافه فنجون ، این مقر مفسدین و فواحش و مرفهین بی درد یکسال است که تمام منطقه را به فساد کشیده و همه ساکنین مذهبی و شهید داده منطقه را به ستوه آورده اما هیچ برخوردی با آنها نمیشود البته گفته میشود که مالکان آن با آقای علی پروین رابطه تنگاتنگ دارند، خدا کند که دروغ باشد.
بسمه تعالی
نگذارید فاجعه اندلس در ابعاد وسیعتری در بزرگترین کشور شیعه تکرار شود
مسئولین محترم قوه قضائیه -نیروی انتظامی و ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر
امضاء کنندگان ذیل جمعی از نماز گزلران مسجد مهدیه دیباجی جنوبی و ساکنین این منطقه که بالغ بر یکصد شهید گرانقدر را تقدیم نظام جمهوری اسلامی ایران نموده اند بیش از یکسال است که از تاسیس یک مرکز اشاعه فساد و فحشاء به نام کافه فنجان در خیابان دیباجی جنوبی واقع در یکصد متری این مسجد به ستوه آمده اند وتذکرات آنها نیز هیچ تاثیری نداشته است . لذا با توجه به اینکه ادامه روند کار این مرکز باعث
1- جریحه دار شدن عفت عمومی
2- اشاعه سریع فحشاء و منکر
3- سد معبر وسیع در خیابان دیباجی جنوبی و فرعی های آن
4- از بین رفتن آسایش و آرامش ساکنین
گردیده مستدعیست هر چه سریعتر نسبت به تعطیل دائمی آن اقدام و دل امت شهید پرور را شاد نمائید.
بسم رب الشهداء والصدیقین
امروز پنجم تیر ماه هزارو سیصد و هشتاد وشش ، بیست و پنجمین سالگرد شهادت شهید مسلم شیرین آبادی فراهانی ( قطعه ۲۶) همان بسیجی۱۷ ساله ایست که مادرش هر سال جشن تولد با شکوه او را بر سر مزارش میگیرد زیرا فرزندش گفته: اگر من لیاقت شهادت پیدا کردم باید برایم هر سال جشن بگیرید مسلم قبل از شهادت هفته ای یک بار به آسایشگاه کهریزک برای کمک به سالمندان میرفت، وبنا بر وصیتش به مادر بعد از شهادتش نیز مادرش به جای هفته ای یک بار، هفته ای دو بار برای کمک میرفته و تا به حال یک پیر زن زرتشتی و دو پیر زن مسیحی سالمند را نیز مسلمان کرده است .

یک فیلم ۵ دقیقه ای از مراسم جشن تولد شهید مسلم فراهانی بر سر مزارش در« قطعه ۲۶ » موجود است حتما آن را بگیرید و ببینید.
امروز نیز مراسم بیست وپنجمین سالگرد شهادت این شهید با شکوه خاصی با وجود گرمای زیاد توسط مادر گرامی آن شهید برگزار شد.
دشمن در چه فکری نیست ایران پر از بهشتی نیست
در جواب آنهایی که در روزگار وفور نعمت میگفتند:
دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه
این روزها که در آستانه بیست و ششمین سالگرد فاجعه هفت تیر قرار داریم بیاد این جمله یکی از دوستان می افتم که میگفت: دشمن سریع فهمید که چه کسانی را باید از ما بگیرد و ما بعد از سه دهه هنوز نفهمیده ایم که چه کسانی را از ما گرفته اند شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی یادش بخیر آن روحانی مبارزی که آنقدر خوش درخشید و دلربایی کرد که من جوان نوزده ساله آنروز تا امروز که بیست و شش سال از شهادتش میگذرد یک لحظه اورا فراموش نمیکنم و همیشه تصویر او درخانه در دفتر کار و در آلبوم عکسم حرف اول را میزند ، بهشتی یک ملت بود و آه که با آن همه زیبایی و معرفت و دانایی و مدیریت چقدر مظلوم واقع شد به حدی که حضرت امام (ره) فرمودند: مظلومیت او از شهادتش مهمتر است .
یادمان باشد که شهادت شهید بهشتی و یارانش انقلاب سوم بود. انقلاب اول در 22 بهمن پیروز شد . انقلاب دوم پس از فتح لانه جاسوسی و متلاشی شدن گروه های سازش کار و لیبرال به وقوع پیوست و اما انقلاب سوم از هفتم تیر ماه سال۱۳۶۰ آغاز شد و تا شهادت شهیدان صیاد شیرازی و سید اسدالله لا جوردی ادامه یافت که امیدواریم روزی هم به ما برسد .

با شهادت شهید بهشتی و یا رانش بود که منافقین رسوا شدند و هسته های اصلی آنها از هم پاشید ، دشمنان جمهوری اسلامی در آن روزهای خون و آتش توانسته بودند با شایعه پراکنی علیه شهید بهشتی و یارانش او را ترور شخصیت کنند و متاسفانه اکثریت مردم را نیز فریب داده بودند اما با شهادت مظلومانه او و یارانش نظر مردم برگشت و حتی فریب خوردگان قابل توجهی از منافقین که در داخل خانه های تیمی سازماندهی شده بودند تا به موقع علیه نظام اسلامی دست به صلاح ببرند متوجه ماهیت جنایت کارانه منافقین آمریکایی شدند و از راه و رسم این گروهگ التقاطی نسبتا ریشه دار انصراف دادند و آنچنان عرصه بر منافقین تنگ شد که از همان سال ۶۰ فرار را بر قرار ترجیح دادند وبه خارج گریختند این در حالی است که تا قبل از رو شدن دست این جنایتکاران مسعود رجوی رهبر سازمان سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه میشد و یکی از ساختمانهای بزرگ شهر تهران واقع در پنجاه متر پایین تر از میدان حضرت ولی عصر(عج) « آن هم جنب سفارت صدام حسین ملعون » که متعلق به وزارت بازرگانی است به عنوان ستاد مرکزی آنها و تمامی دانشگاه های کشور پادگانهای نظامی میلیشیای فدایی مسعود جون بود . و اما دلیل من بر این ادعا چیست ؟ از شب وقوع انفجار و انتشار خبر آن من که مسئول یک پایگاه بسیج در شمال شهر تهران بودم با دریافت خبر آماده باش هر شب تا صبح با بسیجیان غیوری که امروز اکثر آنها به شهادت رسیده اند به گشت زنی مشغول بودیم و جالب اینکه تا یک هفته هر شب از داخل کوچه ها و خیابانها سلاح ها و تجهیزات و کتب و نوار ها و عکس های طرفداران منافقین را که حالا یا از روی ترس و یا از روی توبه به بیرون از خانه هایشان میریختند جمع آوری میکردیم ، فکرش را بکنید اگر اینها میخواستند در مقابل نظام بایستند چه خسارت های سنگین و جبران ناپذیری به ما تحمیل میشد اما خون شهدای مظلوم هفتم تیر چون سیلی آنها را ریشه کن ساخت واین بود انقلاب سوم .
اما کمی هم در مورد شهدای هفت تیر و حضورانبوه مردم در این تشییع با شکوه و انگشت شمار تاریخ انقلاب

مردمی که اکثرا هم دراثر بازار داغ شایعات آن روزها گه گاهی مرتکب غیبت شهید بهشتی و یارانش شده بودند پس از این فاجعه و آن پیام دردناکی که امام (ره) صادر کرده بود با نا راحتی مضاعف اشک میریختند و از درون میسوختند آنها به شعارهای غلط خود فکر میکردند که گه گاه از این و آن شنیده و داخل تاکسی ها و اتوبوس ها تکرار کرده بودند . شعارهایی مثل اینکه « بهشتی طالقانی رو تو کشتی » ویا اینکه « بهشتی ام ریش دارم ، سه تا خونه تجریش دارم ، تو مجلس خبرگان ... ».
حالا خدا حال این مردم شایعه پذیر را که بدون تحقیق میگفتند و می نوشتند گرفته بود حقیقت آن است آنها که از همه بیشتر غیبت کرده بودند از همه ناراحت تر بودند و بیشتر میگریستند و به نظر من آنهایی که در درگیریهای بین بنی سگ (صدرملعون) و شهید بهشتی با جان و دل از شهید بهشتی دفاع کرده بودند اگر چه اشک میریختند اما آن روز خوشحال بودند که حق بهشتی را ادا کرده و به دام دشمنان گرفتار نشده و رو سفید شده اند .
واما شعارهای آن روز مردم یک صدا فریاد میزدند « عزا عزاست امروز روز عزاست امروز بهشتی قهرمان پیش خداست امروز » و یا اینکه « بهشتی بهشتی لایحه قصاص رو با خون خود نوشتی » این سرود از همه زیبا تر بود « بهشتی بهشتی عزیز ما بود میثم تمار زمان یار امام بود... » ویا این سرود « امت ایران مردم نالان برای عرض تسلیت سوی جماران ...»
خوب است نسل جوان ما برای آنکه فریب دشمنان دیرینه خود را نخورد یک بار دیگر وقایع سال ۶۰ و۶۱ را با دقت مرور کند این عکس یادگاری از فعالیت های ما در آن روزگار غربت ارزشها است که با شهید بهشتی و شهید شاه آبادی ها عشق بازی میکردیم از سمت راست نفر دوم شهید سید احمد حسینی زواره ای که در عملیات فاو به شهادت رسید و در قطعه ۲۷گلزار بهشت زهرا(س) تا یوم القیامه آرام گرفت.

به آمریکا بگویید از ملت ایران عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
شهید بهشتی
رهسپاریم با ولایت تا شهادت

وقتی مسجد ارک در آتش سوخت و حدود یکصد نفر شهید و به همین تعداد شدیدا مصدوم شدند من نیز آنجا بودم و جراحاتی بر داشتم و هر چند تا مرز شهادت پیش رفتم اما لیاقت شهادت را نداشتم اما این لیاقت را داشتم که بیست دقیقه پس از این فاجعه شهردار خدوم تهران برادر احمدی نژاد را در حالی که میتوانست مثل همه مسئولین در خانه اش لم بدهد را با جوش و خروشی خاص در داخل مسجدی که کاملا سوخته بود ببینم که تمام معاونت های خود را فرا خوانده و در منظر تمام بچه حزب الهی هایی که از تمام تهران سراسیمه به محل حادثه هجوم آورده بودند دستور باز سازی سریع مسجد تا فردا را بدهد و از آن طرف رسیدگی به حال مصدومین را در دستور کار خود قرار داده و حتی از رئیس سازمان بهشت زهرا(س) خواست که همه این شهدا را در قطعه ۲۳۱به بهترین نحو ممکن و رایگان به خاک بسپارند پس از آن به عیادت مصدومین شتافت در مراسم دفن آنان در بهشت زهرا(س) شرکت کرد و جلسه دلجویی از مصدومین با همت برادر حاج منصورارضی تشکیل داد که همه اینها برای من نشان دهنده روحیه شهید رجایی بود که در احمدی نژاد تجلی یافته است. همان طور که اشاره کردم همه این خدمات در منظر و مرای هزاران هزار جوانان رزمنده مومن و حزب الهی که حالا شانزده سال یاس و ناامیدی از دولت سازندگی و دولت اصلاحات را تحمل کرده بودند صورت میگرفت و خون شهدای ارک فدیه ای شد تا نگاه های نافذ مومنین به یک نقطه دوخته شود و آن شهردار تهران بود توجه کنید هزاران نیروی مومن و با انگیزه. کسانی که در مراسم سوم شهدای مسجد ارک در مسجد ارک حضور داشتند بایدبه خاطر داشته باشند که شش ماه قبل از انتخاب شدن احمدی نژاد این شعار را در آن جلسه سرهنگ حاج محسن حزب الله پس از بوسیدن احمدی نژاد سر داد « صل علی محمد بوی رجایی آمد » توجه داشته باشید که این شعار شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد در مسجد ارک سر داده شد که البته در آنجا هم چند تن از مسئولین غافل و مغرور به آن خندیدند اما حقیقت آن است که سونامی پیروزی احمدی نژاد از زلزله بزرگ فدائیان مسجد ارک آغاز شد وبا ایجاد وحدت بین نیروهای متعهد انقلاب بساط صاحبان زر و زور و تزویر را در هم کوبید و به اعتقاد ما یک پدیده کاملا الهی بود و ربطی هم به اختلافات چپ و راست ندارد زیرا چپ و راست نشان دادند هر جا منافعشان حکم کند با هم برادرند. همین قدر بگویم اینجانب که یکی از سوختگان مسجد ارک میباشم به پاس قدر دانی از زحمات برادر احمدی نژاد در اوج رقابت ایشان با تنها رقیبش که در سالگرد ارتحال امام عکسهای صد متری اش تمام اتوبان های تهران و بویژه اطراف مرقد امام (ره) برای جمع آرای زائرین پر کرده بود اقدام به تبلیغاتی بسیار ساده اما وسیع با تیراژ ۲۰۰هزار در بین زائرین مشتاق نمودیم آنچنان که عکسهای صد متری رقیب دیگر اثری در زائرین نداشت پس درود بر سوختگان مسجد ارک که به تعبیر مقام معظم رهبری « یا لیتنی کنت معک » را درک کردند و سلام بر احمدی نژاد که به خوبی از خون شهیدان و فدیه بزگ مسجد ارک پاسداری میکند.
سردار حاج سعید قاسمی:

« دستتان درد نکنه که فیلم اخراجی های 2 را ساختید و ما را از حقیقت آگاه نمودید و چرت دهنمکی را آنگاه که زیر برج ایفل لم داده بود پاره کردید، به نظر من اگر فکر میکنید که او هنوز آمریکایی نشده دیگر ادامه ندهید و . . . »
سردار باقر زاده :
«سناریوی فیلم دهنمکی را قبول نداشتیم و در جریان حوادث پس از آن و اینکه حرمت شهیدان خدمت را شکسته نیستیم »
جانباز دفاع مقدس امیر تیمسار آراسته وصی شهید صیاد شیرازی:
« اینکه شخصیتی مثل مجید سوزوکی در جبهه های ما بوده باشد و توفیق شهادت پیدا کند را قبول نداریم »
یک دانشجو:
« دهنمکی با فیلمش گل قشنگی زد اما به دروازه خودی و هر چند خودش گفته نه مرغ می خواهم نه سیمرغ اما تخم مرغ را به او بدهید »
یک کارمند:
« دهنمکی به خر مگسی تبدیل شده که به جای آنکه روی یال اسب شهادت بنشیند زیر دمش نشسته .خواهش میکنم این را بنویسید چون برای خودش فرستادم وننوشت »
یک سوال از مسعود ده نمکی
اینکه دهنمکی گفته است :(رجوع شود به وبلاگ ایشان) « گیریم که مجید خدمت فرشته بود . . . با شهیدان شاهرخ ضرغام و مهدی خندان و علی اصغر وصالی و رضا دستواره و همت که سیگاری بود چه خواهید کرد،. . . اینها با رنگ پاک نمیشود. . . »
یک سوال در ذهن ایجاد میکند که پاسخ آن را دهنمکی باید بدهد و آن اینکه آیا ما هم میتوانیم سوابق آقای دهنمکی را آفشا کنیم ؟!
خواهشمندیم ایشان هر چه سریعتر پاسخ بدهد تا ما اخراجی های 3 و 4 را منتشر کنیم.
در مورد اینکه فیلم اخراجی های ۲ کار خانه شهید بوده یا نه حرف همین است
انظر الی ما قال ولا تنظر الی من قال یعنی ببین چه میگوید ونبین که میگوید.
اما اگر چه مسئول خانه شهید در ساخت فیلم فعال بوده ولی معتقد است که وی به عنوان یک شخصیت حقیقی این کار را کرده واعتقادش این است که امر به معروف ونهی از منکر وظیفه آحاد مومنین است به ویژه که سالها با شهید مجید خدمت هم دوست بوده است .
اجمالا بدانید که ساخت اخراجی های ۲با صرف هفده ساعت وقت یعنی از ساعت هشت صبح روز سیزده خرداد امسال تا یک بامداد روز چهارده خرداد به طول انجامید آن هم توسط آماتور ترین افراد و هزینه نداشت که هیچ بلکه سود فراوانی هم به سی دی فروشان و بیکارانی که در صدد پیدا کردن یک لقمه نان هستند رساند چرا که از همان ساعت یک نیمه شب (شب سالگرد ارتحال امام"ره" ) ابتدا در حرم امام وبعد به تدریج در قم و اصفهان و مشهد فورا توزیع شد و بر خلاف ادعای آقایان دهنمکی و متحدش داود آبادی این صدها هزار سی دی گونی گونی ورایگان توزیع نشد بلکه یکی یکی توسط مردم متعهد و حق جو خریداری شد، البته سازندگان اخراجی های ۲مثل آقای دهنمکی از توزیع قاچاق فیلمشان ناراحت نیستند چرا که هنوز به برکت هم نفسی با شهدا ارزشها برایشان ملاک میباشد ، ضمنا بد نیست بدانید بر خلاف ادعاهای آقای دهنمکی که در وبلاگ ایشان موجود است نه سردارکوثری و نه سردار باقرزاده سناریوی فیلم آقای دهنمکی و به ویژه پیامدهای منفی و زشت پس از اکران آن را به هیچ عنوان تائید نمیکنند و بلکه یکی از سرداران مدعای آقای دهنمکی با کلمه غلط کرد و او عقده ایست ودنبال شهرت میگردد از وی یاد کرده است .
نتیجه: یادمان باشد کسانی که چوب حراج به ارزشها ومقدسات و ... میزنند و دروغهایی به این بزرگی میگویند و برای رسیدن به هدفشان هر وسیله ای را توجیه میکنند بعید نیست که پایشان را از اخراجی ها فراتر گذاشته و پشت صحنه آن و کلمات تهوع آور اکبرعبدی و زنان بد حجاب و معلوم الحال و خلاصه اخراج اخراجی ها را نیز به عنوان یک کار فرهنگی توزیع کنند و به عنوان مهر تائید از تصاویر محسن رضایی در حال اهداء جوایز و وزیر ارشاد به عنوان وزیر اصول گرایی؟!! که چهار ساعت در صحنه ساخت فیلم اخراجی ها حضور پیدا میکند هم سوء استفاده نمایند، البته این دیگر به دبیر شوراء تشخیص مصلحت که چه مصلحتی را تشخیص داده است؟!! و وزیر بی کار ارشاد که چهار ساعت از وقت بی ارزشش را صرف حضور در صحنه ساخت فیلم اخراجی ها نموده است مربوط میشود که چه پاسخی به مردم بدهند ، بویژه جوانان که طعمه اصلی این شبیخون هستند که اگر ندهند ما زحمت آن را در اخراجی های 3 و 4 خواهیم کشید.انشاءالله
روی سنگ قبرم با خط درشت بنویسید
درود برامام خمینی مرگ بر دشمنان اسلام مرگ بر آمریکا

شهید حمید رضا طاهری
فرزند محمد امین
ولادت ۱۳۴۰
شهادت۲۳/۴/۱۳۶۱
عملیات رمضان -شلمچه
قطعه۲۶-ردیف ۳۲-شماره ۲۳