آخرین مراسم دعای پر فیض دعای ندبه در سال ۱۳۸۷ صبح جمعه امروز در کنار مزار پاک شهیدان با حضور انبوه خانواده شهدا و ایثارگران برگزار شد . این مراسم به صورت زنده از شبکه اول سیما پخش گردید » مراسم با سخنرانی حجة الاسلام رفیعی آغاز و با مداحی حاج مرتضی طاهری به پایان رسید .
تصاویری از مراسم دعای ندبه - تهران - گلزار شهدای بهشت زهرا(س)


![]()


نوشته شده توسط صياد در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
اين مراسم با شكوه كه روز شنبه 24 /12/87 از ساعت 16 الي 18 در پارك ابيانه انتهاي خيابان مخبر شمالي و در شب ميلاد پيامبر ختمي مرتبت و رسول رحمت (ص) و نيز امام جعفر صادق (ع) برگزار شد . از سنگ يادمان 5 شهيد كه بر روي آنها فرازهايي از زندگينامه شهدا حك شده بود رونمايي شد.

در اين مراسم با شكوه كه با استقبال بسيار خوب خانواده شهدا و نيز مردم محله برگزار شد ، شهردار محترم منطقه چهارده طي سخنراني خود اعلام كرد : آنچه تا به حال براي شهدا انجام شده ، به هيچ وجه در شان شهدا نبوده و بايد از اين پس كارهاي ارزنده تري براي حفظ ، ياد و خاطره شهيدان گرانقدر و نشر فرهنگ شهدا انجام داد ايشان افزودند : شهرداري در هر يك از مناطق خود در سطح شهر تهران در صدد خريد خانه يك شهيد و تبديل آن به يك مركز فرهنگي بزرگ ، ويژه نشر فرهنگ شهيد و شهادت مي باشد ...

![]()
همچنين طي اين مراسم رزمنده جانباز سيد ابوالفضل كاظمي ضمن معرفي برخي از شهداي گرانقدر منطقه از شهردار منطقه و بنياد شهيد خواست كه براي سرداران شهيدي مانند محمد بروجردي و علي اصغروصالي كه از افتخارات سپاه تهران در اين منطقه هستند نيز اقداماتي صورت پذيرد و ازاينكه در كل سرداران شهيد سپاه تهران در نهايت گمنامي مانده اند اظهار گله مندي كرد .
در حين انجام مراسم مجري برنامه اهداف نصب تصاوير و زندگي نامه شهدا در پاركها را اينچنين مطرح كرد :

آفت انقلاب اسلامي ، دفاع مقدس ، و فرهنگ شهيد و شهادت سه چيز است :
1- تحريف 2- افراط و تفريط 3- فراموشي كه براي مقابله با اين هرسه آفت تنها با تزريق واقعيت ها به نسل جوان و نسلهاي آينده مي توان ايستادگي كرد و اگر كودك ما امروز در پارك و خيابان و مدرسه تصوير شهيد را نبيند و پيام شهيد را نخواند فردا خيلي دير خواهد بود .

پس از رونمايي از يادمان شهيدان توسط خانواده معظم شهدا و مداحي مداح اهل بيت اين مراسم با اهداء لوح يادبود شهيدان به خانواده هاي ايشان خاتمه يافت .
انشالله يادمان بعدي مربوط به شهيد محسن نوروزي كه به او هم محسن چريك مي گفتند خواهد بود .
نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
شهيد مرتضي ( ميثم ) شكوري گركاني ( فرزند محمد حسن )
بگذاريد من و امثال من در اين راه فدا شويم تا اسلام باقي بماند .
فرازی از وصیت نامه شهید
با شروع جنگ تحميلي به اتفاق شهيد دكتر چمران در جنگ هاي نامنظم شركت و بعد از عضويت در سپاه و گذراندن دوره مربيگري به عنوان مربي تاكتيك و سپس به عنوان مسئول كل آموزش پادگان امام حسين (ع) منصوب شد .
سرانجام در سن 30 سالگي با همسر و دخترش وداع نمود و در سمت فرماندهي محور لشگر عاشورا در عمليات بدر به همراه سرداران كاظم نجفي رستگار و حسن بهمني در تاريخ 24/12/63 (شرق دجله) به مقام رفيع شهادت نائل گشتند .
همه نيروهايي كه تحت آموطش نظامي اين فرمانده دلير سپاه قرار گرفته اند بخاطر دارند كه ميثم در پايان هر دوره پاي همه آنها را مي بوسيد و از آنان حلاليت مي طلبيد و مي گفت : مفتخرم كه پاي كساني را مي بوسم كه امام بازوي آنها را مي بوسد .
مزار شهيد : گلزار شهداي شهرستان گركان
شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند حسين )
آیا فکر نمی کنید شهادت در راه خدا بهتر از مردن در بستر است ؟
فرازی از وصیت نامه شهید

شهيد با حضور در بسيج و گذراندن دوره آموزش در مرحله اول عمليات بيت المقدس ( آزادي خرمشهر ) با سمت مسئول تداركات انجام وظيفه مي نمود . ايشان در شدت گرما و عطش نيروها با جسارت در راه رساندن آب به نيروها از هيچ كوششي دريغ نكرد .
اين شهيد بزرگوار خود با لب تشنه بر اثر اصابت گلوله كاتيوشاي دشمن در تاريخ 12/2/61 در منطقه فكه با نداي يا صاحب الزمان به لقاء معبود شتافت روحش شاد و يادش گرامي باد .
مزار شهيد : قطعه 26 رديف 5 شماره 53 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)
شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند محمد حسن )
براي مردان حق مرگ كوچك است به دليل اينكه خداوند براي آنها بزرگ است .
فرازی از وصیت نامه شهید

شهيد در سال 1360 وارد سپاه شد و پس از شركت در عمليات بيت المقدس و مسلم ابن عقيل دوره فرماندهي را گذراند . ايشان علي رغم مجروحيت مجددا با سمت معاون گروهان گردان انصار الرسول لشگر 27 محمد رسول الله (ص) در عمليات والفجر مقدماتي شركت و در تاريخ 19/11/61 (فكه) به درجه رفيع شهادت نائل شد ، آنگونه كه بدن مطهر اين شهيد در زير تانكهاي رژيم بعثي مفقود گرديد و مثل مادر رزمندگان حضرت زهرا (س) در قلوب عاشقان خدا جاي گرفت .
مزار شهيد : گلزار شهداي شهرستان گركان
شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند محسن )
اي خدا اگر ما لياقت داريم ما را هم بپذير
فرازی از وصیت نامه شهید

اين شهيد بزرگوار با حضور در بسيج و گذراندن دوره آموزش نظامي همزمان با ادامه تحصيل جهت انجام تكلف در جبهه حق عليه باطل حاضر و به عنوان تخريب چي در گردان تخريب لشگر27 محمد رسول الله (ص) حضور يافت و با همين مسئوليت در عمليات والفجر 8 شركت و در تاريخ 27/11/64 در منطقه فاو به شهادت رسيد .
ايشان دروصيتنامه خود فرموده اند : اي ملت ، قسم به خدا كه با خميني پيمان بستم و اين مبارزه با كفار بعثي را به ميل خود و رغبت كامل انتخاب كردم و آنقدر مي جنگم تا يا راه كربلا را براي شما عزيزان باز كنم و يا به آرزوي قلبي خويش يعني شهادت برسم .
مزار شهيد : قطعه 26 رديف 82 شماره 53 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)
شهید محمد مرادی

فرمانده اطلاعات عملیات تیپ یکم لشگرحضرت رسول (ص) بود . اکثر روزها قبل از طلوع آفتاب دوربین را بر می داشت و در لابلای درختان یکی از روستاهای عراقی موضع می گرفت و تا غروب به شناسایی پایگاه های دشمن و منافقین می پرداخت و سرانجام در تاریخ ۱۲/۸/۶۲ در آخرین ماموریت خود هنگامی که جلودار گردان حضرت مسلم بود نزدیک قله ۱۹۰۴ منطقه پنجوین زخمی شد و در حالی که بچه ها می خواستند او را پایین بیاورند نجات و زندگی دیگران را بر خود ترجیح داد و در زیر درخت بلوطی با زمزمه
هر لحــــظه سری به روی نی می آید فـواره خون از رگ و پی می آید
پیوسته سوال هر بسیجی این است پس یکه سوار فجر کی می آید
باقی ماند تا به شهادت رسید و درس ایثار و از خود گذشتگی را به میراث گذاشت .
مزار شهید : قطعه ۲۹ ردیف ۱۳ شماره ۱۲ گلزار شهدای بهشت زهرا (س)
در راستاي آكنده نمودن فضاي جامعه از عطر شهادت مراسم بزرگداشت سالگرد سردار شهيد مرتضي ( ميثم ) شكوري و شهيدان محمد شكوري ( فرزند محمد حسن ) و محمد شكوري ( فرزند حسين ) و محمد شكوري (فرزندمحسن ) و سردار رشيد اسلام محمد مرادي به همراه رونمايي از يادمان اين پنج شهيد بزرگوار برگزار مي گردد.
زمان : شنبه 24/12/87 از ساعت 16 الي 18 مصادف با شب ولادت پيامبر اعظــــم (ص) یکی از پارکهای شهر تهران ! خبر و تصاوير اين مراسم متعاقبا ارائه خواهد شد .
نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
در طول سي سال گذشته حدود سي و شش هزار شهيد در تهران و دويست و پانزده هزار شهيد در كل كشور كه اگر جانبازان بالاي پنجاه درصد و شيميايي ها را كه يكي پس از ديگري به شهادت مي رسند هم به آن اضافه كنيم شايد به رقمي معادل سيصد هزار شهيد برسيم و اين بزرگترين حاصل ده ساله اول انقلاب تا پايان دفاع مقدس است كه ابر مرد تاريخ معاصر يعني حضرت آيت الله امام خميني (ره) مرجع عاليقدر شيعيان جهان پرچمدار آن بود ، تعجب نكنيد اين مهمترين معارف اسلامي است كه شهيد زنده است ، شاهد است ، داراي بالاترين مقام است ستاره است ، شمع تاريخ است ، ذخيره است ، ما آنها را از دست نداده ايم بلكه آنها را بدست آورده ايم واين شهدا هستند كه ماندند و گذشت زمان ما را با خود خواهد برد . آيا كسي شك دارد كه شهدا ذخائر عالم بقاء هستند ، آيا كسي منكر آن است كه فرهنگ شهادت و شهدا مملكت و نظام اسلامي را نگه داشته و بيمه كرده است ، آيا كسي هست كه پس از اندكي آشنايي با شهداي اين نظام و آثار بجا مانده از آنها كه بزرگترين ميراث معنوي و مادي نه تنها براي ايران بلكه براي جهان بشريت است شك داشته باشد كه علي رغم ده سال هرج مرج هاي انقلاب و جنگ و ميلياردها خسارات مادي به اين كشورخداوند آنچنان خونبهاي ارزشمندي را به اين مملكت عطا كرد كه جهان در هزاره سوم و بلكه تا ابد مديون و مرهون آن خواهد بود ؟!
اما افسوس و صد افسوس كه ما اين گنجهاي عظيم را در دل قبرستان ها و اكثرا خارج از شهرهايمان و در
دل خاكها پنهان كرده ايم و هر چه هم بالاي منابر بگوشمان خواندند كه شهدا زنده اند اما با آنها مانند مردگان معامله كرديم و نا آگاهانه رفتار رژيم سفـــّاك و جنايتكار طاغوت را كه مي كشت و با اسم مستعار در دل قبرستان پنهان مي كرد ما نيز بعد از انقلاب همين كار را ادامه داديم و امروز پس از سي سال تازه از خواب غفلت بيدار شده و فهميده ايم خدا برخي از شهدا را به عنوان ذخيره براي امروز ما نگاهداشته كه خوشبختانه آنها را كم كم به سطح شهرها آورده و در دانشگاه ها و مراكز مهم ، عَـلم مي كنيم ، ولي اي كاش از همان روزهاي اول شهدايمان را در كاخهاي نياوران و سعدآباد عـَلم مي كرديم ، اي كاش آنها را در وسط ميادين وليعصر ، قدس و آزادي عـَلم مي كرديم ،اي كاش آنها را در دل پاركهاي بزرگ ملت و جمشيديه و نياوران عـَلم مي كرديم .
ما كه مي دانيم در آينده نزديك گلزارهاي شهدا به ويژه تربت پاك سي هزار شهيد در بهشت زهرا (س) به بزرگترين مراكز زيارتي براي عارفان ، عاشقان و آزادگان جهان تبديل خواهد شد و از كاخهاي بزرگ جهان نيز چشمگيرتر ساخته خواهد شد اما بايد اعتراف كنيم كه ما در اين گذر تاريخي سي سال و حداقل سه نسل را تا كنون از دست داده ايم ، سه نسلي كه اگر هر روز در داخل شهر و در راه مدرسه و دانشگاه و محل كار چشمش به شهدا و پداران و مادراني كه چون شمع ذوب شدند و رفتند ميافتاد شايد امروز حداقل سي سال به اهداف شهيدان نزديكتر شده بوديم ونه هر ساله يكسال دورتر شويم دليل مدعاي ما اين است كه امروزه هنوز وقتي مبتذلترين افراد هم كه وارد گلزار شهيدان مي شوند زانوي ادب و احترام به زمين مي زنند و حداقل براي چند ساعتي كه در كنار شهدا هستند خدايي مي شوند حتي اگر مسلمان هم نباشند .

براين اساس بايد گفت كه ديگر ادامه اين راه ناصواب ( سپردن شهدا به قبرستانها ) عقلا و شرعا جايز نيست و نبايد فريب جوسازيهاي يك عده معاند و نادان را خورد كه مخالف خدايي شدن شهرمان با نام و ياد شهدا هستند . بايد هر آنچه متعلق به شهداست نگهداري و به مردم معرفي شود ، چه خانه ، مدرسه و چه محل كارشهيدان . بايد به تعداد شهدا فيلم ساخت ، كتاب نوشت و از خاطرات آنها كه دراذهان نزديكان موجود است مستند تهيه كرد ، حتي يك عكس و دستنوشته ، فيلم ، صدا ، وصيت نامه ، نامه و هر آنچه متعلق به شهيد است نبايد از بين برود.بايد نام تمامي شهدا بر روي معابر مهم شهرمان نقش ببندد و اين وظيفه نظامي است كه شهدا به خاطر بر پايي آن جان داده اند اين چه معنايي دارد كه براي نامگذاري بايد خانواده شهدا درخواست بدهند و پيگيري كنند و چرا بنياد شهيد مدعي نامگذاري نشود؟!

تهراني كه حدود سي هزار شهيد دارد چرا تنها نام يك سوم آنها روي اماكن و معابرش نقش بسته است ؟ بايد تمامي تصاوير شهدا و صحنه هاي انقلاب و دفاع مقدس بر درو ديوار شهر نقش ببندد بايد در تمام
اماكن عمومي و به ويژه پاركها و تفريحگاه ها نمادي از شهيد و شهادت و يا پيامي از آنها به چشم بخورد ، بايد هر كلاس درسي از مهد كودك و ابتدايي تا دانشگاه به يك نماد از شهيد وآثار و وصاياي شهدا مزين شود ، حتي از يك لنگه پوتين يا لباس و انگشتر و پلاك شهدا نيز نبايد گذشت ، بايد در هر مكان دولتي پيكر يك يا چند شهيد گمنام و يا حتي پيكر يك جانباز و رزمنده اي كه از دنيا رفته را به وديعت سپرد و گلزار شهدا مفتخر است كه امروز پيش قراول اين حركت بزرگ فرهنگي شده ، و مي رود تا تمام سطح شهرمان را به نام و ياد شهيدان مزين و متبرك نمايد و در اين مسير از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهد كرد و انشالله غفلت سي ساله را جبران مينمايد.
در انتها توجه شما را به اين فرمايش مقام معظم رهبري جلب ميكنيم : بگذاريد نام و ياد شهدا رنگ ثابت زندگي روزمره ما بشود مسئله شهدا مسئله شخص هم نيست كه بگوييم مي خواهيم اشخاص را تجليل كنيم نه ما مي خواهيم يك جريان را تجليل كنيم كه اين جريان عبارت است از اينكه كساني در راه خدا و در راه حق آنقدر حاضر به اقدامند كه حتي وقتي پاي جانشان به ميان مي آيد حرفي ندارند جان را كف دست مي گيرند و وسط ميدان مي روند .
نوشته شده توسط صياد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
با آنکه شکستهایم، برمیخیزیم
نه سال پس از شهادت علمدار گردان تخریب لشکر 27 حاج علی محمودوند و بنیانگذار گروه تفحص شهدای بچه های لشگر 27 مراسمی گرامی داشتی در شب جمعه 1/12/87 در منزل ایشان واقع در سرآسیاب دولاب تهران مراسمی برگزار گردید که در این مراسم دوستان آن عزیز در جمع شرکت داشتند.
شهید علی محمودوند در 6 تیر 1343 در تهران بدنیا آمد اول بار در سن 16 سالگی در سال 1361 به جبهه رفت و در عملیات رمضان شرکت کرد. کارش را با گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شروع کرد و در عملیات والفجر مقدماتی به همراه گردان حنظله در کانال حنظله مجروح شد و در عملیات های خیر و بدر نیز شرکت جست. در والفجر 8 یک پایش را از دست داد. وی در سال 1367 ازدواج کرد.
شهید محمود وند در سال 1371 با تکیه بر تجربیات خود از دفاع مقدس گروه تفحص شهدا را تاسس کرد و در نهایت در عصر روز 22 بهمن 1379 در حین تفحص شهدا با سجده خونین بر خاک های فکه بوسه زد و به شهادت رسید.
در این مراسم چند تن از دوستان شهید با ذکر خاطراتی کوتاه از شهید محمود وند یاد او را گرامی داشتند و سپس نماهنگی کوتاه از شهید و فعالیت هایش پخش شد. در ادامه سردار سعید قاسمی از همرزمان شهید محمود وند و از بنیان گذاران واحد تفحص شهدا به ایراد سخرانی پرداخت.

سردار قاسمی پس از عرض ارادت به خانواده شهید و تشکر از دوستان وی گفت شما پس از گذشت 10 سال از شهادت محمود وند این مراسم را با شور حرارت بر گزار می کنید. همه شما حاج علی را خوب می شناختید مردی با بیش از 80 ماه حضور در جبهه، 75 درصد جانبازی و یک پای قطع شده و یک کلیه از دست داده و فرزندی به نام عباس که معلول مادر زاد بود. حاج علی از زندگی دنیا هیچ نداشت جز همسری مهربان و دو فرزند پاک؛ هنوز گرمای جبهه و جنگ فروکش نکرده بود که غم به جا ماندن اجساد دوستانش در مناطق جنگی بر پیکر نحفش سنگینی می کرد و تحمل دیدن ذوب شدن تدریجی خانواده شهدا در غم فراغ فرزندانشان را نداشت به همین خاطر حاج علی در حرکتی خودجوش در سال 72 به همراه تعدادی از بچه های قدیمی لشکر 27 حضرت رسول (ص) گروه تفحص شهدا را راهاندازی کرد و در منطقه فکه و طلائیه فعالیت خود را شروع کرد.
سردار قاسمی افزود: حاج علی خود تخریب چی قهاری بود و در گردان حنظله درعملیات والفجر مقدماتی به همراه تعداد زیادی از بچه های گردان حنظله به مدت 5 شبانه روز در کانالی که بعدها به علت رشادت بچه های این گردان به کانال حنظله معروف شد جنگیده بود و توانسته بود پس از جراحتی سخت از کانال رهایی یابد اما دوستانش در آنجا تا آخرین نفس جنگیدند و شهید شدند. این شهدا درآخرین مکالمات بی سیم خود با حاج همت گفتند که: " سلام ما را به بابا بزرگ (امام خمینی) برسانید و بگویید که ما همانگونه که سفارش کرده بود " عاشورایی جنگیدیم."
مهندس سعید قاسمی گفت: علی محمود وند قریب 10 سال با وجود داشتن فرزندی معلول و ناراحتی شدید جسمی در مناطق آلوده جنگی که در بعضی نقاط آن عمق میدان موانع احداث شده توسط دشمن به 3 کیلومتر می رسید توانست پیکر مطهر بیش از 300 تن از شهدا را با دستان خود و با وجود خطراتی که در پیش داشت در بدترین شرایط آب و هوایی جنوب کشف کند. حاج علی هیچ وقت از تفحص شهدا خسته نمی شدچه روز ها؛ که با قرائت زیارت عاشورا وارد میادین مین می شد و چه شب هایی که به قول خودش پس از 25 روز کار هیچ جنازه ای را کشف نمی کرد و بعد مجبور می شد شهدا را مخاطب قرار داده و به آنها بگوید: "بی انصاف ها می دانم که شما دوست دارید اینجا بمانید اما قدری هم به فکر پدر و مادر خود باشید و به آنها رحم کنید اگر نمی خواهید ما شما را پیدا کنیم ما هم بر می گردیم" و چه قدر برایش سخت بود که شهیدی را بجوید و هیچ اثری را از هويت شخصي او
همرزم شهید همت آنگاه چنین ادامه داد: در همان هنگام که او سالی دو سه بار پای مصنوعیش در تفحص شهدا از بین می رفت و برای تعویض آن به بنیاد جانبازان مراجعه می کرد، آنها در جوابش می گفتند طی بخشنامه مجازیم که فقط سالی یکبار پایت را تعویض کنیم. حاج علی چه بسیار نیش و کنایه از دوست و آشنا که نشنید. به او می گفتند: مگر دیوانه ای؛ اکنون وقت گرفتن مدرک و درجه و جایگاه است. وقت گرفتن زمین است تا کی می خواهی در خانه سازمانی بمانی و...
وي افزود:حتی بعد شهادت هم با جملاتی عاقل اندر سفیه می گفتند که متاسفانه مواردی ایمنی را رعایت نکرد و از این گونه حرفهای مزخرف. در پاسخ به آنها باید گفت بله، آن هنگام که همه دعوت به ماندن می کردند او در فکر رفتن بود. شما بهتر است فکری برای خودتان بکنید " اینما کنتم یدرک کم الموت و لو کنتم فی بروج مشیده" هر کجا باشید مرگ شما را در بر خواهد گرفت حتی اگر در برج های بلند باشید. شهادت هنر مردانی است که مرگ را خود انتخاب می کنند.
سردار قاسمی در تبیین روند تفحص شهدا گفت: البته به دلیل کارشکنی های کارشکنی های اشغالگران آمریکایی و انگلیسی در عراق بخشی از فعالیت تفحص مختل شد اما این دلیل نمی شود که ما کار را تعطیل کنیم و این فعالیت باید در داخل خاک ایران و عراق مستمرا ادامه یابد و اگر هم دوستانی ناراحتند که ممکن است باز هم تلفات بدهیم و ارزش ندارد باید بدانند که باید سعی کرد تا بچه های تفحص را به بهترین تجهیزات حفاظتی و امنیتی مجهز نمود. وی سپس با گلایه افزود مگر ما از آمریکایی ها کمتر هستیم که بعد از گذشت 4 دهه از تجاوزشان به ویتنام هنوز تیم های تفحصشان در جستجوی اجساد سربازانشان هستند و یا از اسرائیلی ها که برای گرفتن جسد دو سربازشان حاضرند آنها را با صد ها اسیر فلسطینی و لبنانی معاوضه نمایند و یا جنگی 33 روزه را به حریف تحمیل کنند.خانواده رزمنده مسلمان باید مطمئن و دلگرم باشد که مسئولین برای جان فرزندانشان ارزش قائلند نه اینکه فقط در وقت ضرورت و بر اساس احساس نیاز آنها را به بازی بگیرند و بعد از فروکش کردن جنگ آنها را به فراموشی بسپارند.
هم رزم حاج احمد متوسلیان ادامه داد: برای ما عجیب است که در همین عملیات والفجر مقدماتی و یک اسرای مصری و اردنی و سودانی داشتیم و هنوز یادمان نرفته که حضرت امام نسبت به حسنی نا مبارک؛ حسین اردنی و فهد سعودی با چه عصبات و کینه ای سخن می گفت و آنها را بی غیرت و بی شرف می نامید و چه قدر جالب است که امروزه همین ها را در قضیه غزه با هم و در کنار اسرائیل و در مقابل ملتی از جنس خودشان یعنی فلسینی ها می بینم و خیانت هایشان را مشاهده می کنیم. اما متاسفانه در اینجا برخی برای مناسبات سیاسی بی ارزش چند روزه دنیا از بردن حتی نام این ملعونین ابا دارند و وفقط بر این جمله تکراری و کلیشه ای مزخرف "خیانت برخی کشورهای عربی" تاکید می کنند انگار مقصود از این کشور های عربی بورکینا فاسو است. چرا باید کسانی که سمت های سیاسی هم دارند بخواهند به هر قیمتی ولو پایمال شدن اعتبار و آبروی انقلابی ما حاضر به کرنش در مقابل خیانت ها و فحاشی های اشخاصی چون ابولغیظ ها باشند؟ وی سپس ادامه داد اگر به دنبال بر قراری رابطه با مردم مصرید زهی خیال باطل، مگر حسنی نا مبارک اجازه چنین کاری را به شما خواهد داد؟
وي افزود:باید بدانید که به تعبیر امام، حسنی برای ما کماکان نا مبارک است و ما هنوز تغییراتی در مصر و اردن برای مبارک شدن حسنی ها و عبدالله ها ندیده ایم. اگر در سوابق مبارزاتی شما حضور در جبهه های جنگ وجود ندارد پیشنهاد می کنم در ایام تعطیلات نوروز در غالب یکی از کاروان های راهیان نور به هرکجای این 1200 کیلومتر خط تماس تشریف ببرید و یا از دوستان رزمنده ما بخواهید تا مین های با مارک Made in Egypt را به شما نشان دهند تا شاید کمی به خودتان بیایید. البته بعید می دانم. شما همانهایی هستید که این روزها با یک نرم خویی ظاهری اوباما که گفت ایران مشت گره کرده خود را باز کند فریب گرگ را خوردید و آن قدر ذوق زده شدید که به جای مشت آغوشتان را برای او باز کردید.
این فرمانده دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی جریان های استشهادی در کشور گفت نباید کلمه استشهادی را در هر جایی مفت خرج کنیم. این واژه ای مقدس است و بسیار ارزشمند تر از آنکه بگوییم مثلا در جنگ غزه یکصد هزار نفر از جوانان ما در گردان های استشهادی ثبت نام کردند، این کار یعنی چه؟
اینگونه نیست که نیروهای استشهادی یک شبه و در اثر غلیان احساسات و عواطف تولید شوند بلکه نیروی استشهادی متکی به شعور و معرفت دینی و انقلابی است. استشهادی یعنی بچه های تفحص که علمدارشان حاج علی محمود وند است که هر روز بعد از خواندن زیارت عاشورا درون میادین خطرناک مین می رفتند و نزدیک به 10 سال این کار را فقط برای رضای خدا و خشنودی دل خانواده شهدا انجام می دادند. حاج علی دیوانه نبود و می دانست اگر به دنبال چرب و شیرین دنیا برود امروز می توانست همچون ما به جایی برسد اما حاج علی محمود وند دل در گرو سودایی دیگر داشت و به همین خاطر بود که دائم این شعر را زیر لب زمزمه می کرد:
این سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان
شیرینی جنگ سهم من از دنیا این زندگی قشنگ مال خودتان
سردار سعید قاسمی اشاره کرد: ما مفتخریم که درمیان سپاه اسلام به ویژه لشکر 27 حضرت رسول چنین فرماندهان شجاعی داریم. علمدارانی چون: محمود وند و مجید پازوکی و شهبازی و غلامی و حدود 20 شهید دیگر که در مدت زمان بیش از یک دهه عملیات تفحص را به خون خود استمرار بخشیدند و حرکت انقلابی را تداوم دادند و برای همه ما سرمشق شدند. این حرکت با حمایت مقام معظم رهبری تا امروز توانسته با اهدای 50 شهید از یگان های مختلف اجساد بيش از 30 هزار شهید را کشف و شناسایی نماید.
ويدر خاتمه افزود: هنوز این فعالیت پایان نپذیرفته و در این مرحله می توان با برقراری ستادی به شکل محسوس و یا نا محسوس از فرماندهان و یا سربازان عراقی که از وضعیت شهدای ما مطلعند استفاده کرد و این عهدی است که ما با رهبر و مقتدایمان و برادران و دوستان شهیدمان بسته ایم.
عهدی است که بسته ایم، بر می خیزیم با آنکه شکسته ایم، بر می خیزیم
هروقت که نام عشق را می خوانند هرجا که نشسته ایم، بر می خیزیم
به نقل از سايت خبري رجانيوز
نوشته شده توسط صياد در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
كجائيد اي شهيدان خدايي
درباره شهيد

فهرست اصلی
نویسندگان
موضوعات نوشته شده
اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
در مورد اخراجی های ۲
مرگ بر آمریکا:بر روی سنگ مزار شهید حمید رضا طاهری
به مناسبت پیروزی بزرگ ملت شهید پرور ایران در 3تیر
نوکر محال است صاحبش را نبیند
عملیات های دفاع مقدس
۱۸تیر و مارهای خفته
نامدارترین شهدای گمنام گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
به پسرم واقعیت را بگویید
در کردستان سر می بریدند
اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم
جنگ ما تازه شروع شده است
توقف فعالیتهای مفسده انگیز کافه فنجون
با تو هستم جواد جان . . .
یک سند از جنایات مدعیان اصلاح طلبی
گزارش تصویری از مراسم تشیع حاج غلامحسین متوسلیان
دوستان
دفتر حفظ آثار مقام معظم رهبری
مقام معظــــــــــــــم رهــــــبری
اطلاع رسـانی شهید آوینی
امــــــام خمیــــــــــنی(ره)
ریــــــــاست جمــــهوری
شهید مطـــــــــــهری
شهید چمــــــــران
نوید شاهــــــــد
صالـــــــــحین
ســــــــاجد
فلسطین
صبــــح
آل البیت
ایران پاتک
یالثـــــــارات
دختران آسمانی
سبـــــــــــــکبالان
جستجوگران نــــــــور
وبلاگ نویسان مسلمان
سايت خبري رجا نيـــــــــوز
قالبهای مذهبی
همسنگران شهيد
یاشهید
بهشت خوبان
مرکز فرهنگی مذهبی شهید دستغیب(ره)
پلاک ، شهادت
بیقرار ظهور
کرامات شهدا
سفر بر مدار عشق
مرکز فرهنگی معراج شهدا
بچه شهید
سردار کاظمی
عصر فراموشی
گل نرگس -منتظر نور 313
در انتظار مهدی
یاران ناب
دوستار حاج منصور
شوق رضوان
دوکوهه
سرداران
پلارک
کربلای ۶
سمات
قافله شهدا
مرصاد۶۷
گل نرگس
کربلای جبهه ها یادش بخیر
شهیدامر به معروف شهید زبونی
دل نوشته های دو دختر شهید
آخرین نوشته ها
عاشورا-کربلا-سیدالشهداع-ازدیدگاه شهید سید مرتضی اوینی
تاسف می خورم از این که آمادگی شهادت نداشتم
اولین همایش شهدای ترور پس از سی سال مظلومیت :
گزارشي از شب خاطره اي پاييزي بیایید به آسمان سری بزنیم
انگشت اتهام به سوی چه کسی است ؟!
اعتراض جانبازان به یک همایش نمایشی
۱۳آبان روز مرگ بر آمریکا
نگذاريم پيش کسوتان جهاد و شهادت در در پيچ و خم روزگار گم شوند
دستهای پشت پرده برکناری مسئول خانه شهید بهشت زهرا (س)
به دنبال بركناري مسئول مركز فرهنگي بهشت زهرا
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^
">