تبليغاتX
شهید قلب تاریخ است
۱۳آبان روز مرگ بر آمریکا

 ۱۳آبان روز مرگ بر آمریکا

 الهم صل علی محمد وآل محمد

روی سنگ قبرم با خط درشت بنویسید

درود بر امام خمینی

مرگ بر دشمنان اسلام

مرگ بر آمریکا

شهید حمید رضا طاهری

فرزند محمد امین

ولادت : 1340

شهادت 1361

محل شهادت : شلمچه

عملیات رمضان

مزار شهید تهران گلزار شهدای بهشت زهرا(س)

 قطعه 26 ردیف 32 شماره 23

 

 

 وعده ما چهارشنبه ۱۳ آبان ساعت ۱۰ صبح مقابل لانه جاسوسی آمریکا


 

نوشته شده توسط صياد در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

نگذاريم پيش کسوتان جهاد و شهادت در در پيچ و خم روزگار گم شوند

گفت و گوي شبکه خبری برنا با رييس اسبق خانه شهيد بهشت زهراي (س) تهران

 

محمد جوزي اهل تهران، جانباز، برادر دو شهيد و دو جانباز و از معدود رزمندگان دفاع مقدس است كه با گذشت چندين سال از ايام جنگ تحميلي همچنان خود را در حال و هواي انقلاب و جنگ تحميلي حفظ كرده است. به جرات مي توان گفت حاج سيد محمد جوزي بعد از جنگ تحميلي، تمامي زندگي خود را در طبق اخلاص گذاشته است تا اجازه ندهد ياد و خاطر شهيدان در پيچ و خم زندگي روزمره به دست فراموشي سپرده شود.

چهره تکيده و چروک هاي زير چشم حاج محمد نشان از سختي ها و ناملايمت هاي روزگار دارد و چشمان او حکايت هزار قصه اي از کرامات شهدايي است که در اين سال ها همنشين شب و روز او بوده اند.

با آنکه چند وقت پيش خبر برکناري جوزي با ۱۸ سال فعاليت در خانه شهيد بهشت زهرا، تيتر يک محافل خبري شد اما با تمامي اين حرف و حديث ها، خود را هنوز خادم شهدا دانسته و روزي چند ساعت را در کنار مزار شهدا مي گذراند.

رييس اسبق خانه شهيد بهشت زهرا کارشناس الهيات از دانشگاه تهران و داراي دو فرزند دختر است که آمنه دختر ۶ ساله وي گنجينه اي از سخنان شهيد آويني را در سينه دارد.

گفت و گوي زير حاصل گپ خودماني برنا با حاج محمد جوزي است که زياد هم به دلايل برکناري وي از مديريت خانه شهيد بهشت زهرا نپرداخته است!

کمي از سال هاي اول انقلاب برايمان تعريف کنيد.

در سال ۵۷ زنداني سياسي بودم. در آن سال ها در کنار شهيد مهدي شاه آبادي و بسياري از شهداي ديگر در کوران انقلاب و دفاع مقدس همسنگر بوديم و به فعاليت هاي سياسي مي پرداختيم. بعد از انقلاب هم جزء کميته بودم و در سنگر امر به معروف و نهي از منکر و فعاليت هاي ديگر مربوط به کميته حضور داشتم. آن سال ها همچنين در مسائل کردستان حضور پيدا کرديم و در بحبحه بحث تجزيه طلبي کردها و مشکلاتي را که براي سپاهيان ما بوجود مي آوردند را در کردستان سپري کرديم. بيمارستان پاوه از ديگر جاهايي است که برايم بسيار آشناست و مجروحيني که بستري بودند به شهادت رساندند بعد از دفاع مقدس نيز به سراغ کارهايي رفتم که مهمترين بخش آن حفظ سنگرها و تفکرهاي شهداي دفاع مقدس در گلزار بهشت زهراي تهران بوده است.

قستمي از فعاليت هاي خود در خانه شهيد بهشت زهرا را شرح مي دهيد؟

مهمترين و ارزشمند ترين اثر اين نهاد،تصاوير نقاشي شده شهداي ۸ سال دفاع مقدس و شخصيت هاي انقلابي است که در بين سالهاي ۷۳ تا ۷۵ بيش از۲۰۰ طرح در تهران با كمترين هزينه و حتي در بعضي موارد به صورت صلواتي و يا با هزينه هاي شخصي ، کشيده شد. همچنين ضبط بيش از ۵۰۰۰ مصاحبه تصويري از خانواده شهدا و رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس ، ضبط خاطرات و بيان سيره شهدا از زبان والدين و دوستان آنها يكي از غني ترين گنجينه هاي دفاع مقدس از ديگر برنامه هايي است که در طول مدت خدمت در خانه شهيد بهشت زهرا اجرا کرديم. نام گذاري خيابان هاي بزرگ تهران مانند اتوبان شهيد بابايي ، شهيد تندگويان ، شهيد بروجردي ، شهيد همت و شهيد زين الدين و ده ها مورد ديگر، برپايي موزه هاي مركزي شهدا واقع در تقاطع فرصت - طالقاني و موزه شهداي چيذر و خانه شهيد رجايي ، - نصب سنگ نوشته هايي از شهدا در پارك ها و خيابان ها در مناطق مختلف شهر تهران كه گزارش كامل آن با عكس و فيلم موجود است، پهن كردن سفره افطار در ماه مبارك رمضان در هر شب جمعه در كنار تربت پاك شهدا در سالن دعاي ندبه بهشت زهرا (س) براي بيش از ۳۰۰۰ نفر و برقراري ارتباط با مسلمانان كشورهاي خارجي و حتي اروپايي و آمريكايي براي نشر فرهنگ ايثار و شهادت ، در اين زمينه از ديگر فعاليت هاي خانه شهيد در طول دوران خدمتم بوده است.

به عنوان کسي که بيشتر دوران خدمت خود را در خانه شهيد بهشت زهرا (س) صرف کرده است، راجع به طرح ساماندهي گلزار شهدای بهشت زهرا (س) چه نظري داريد؟

به نظر من بزرگترين هنر دست اندرکاران و مسئولان اين امر اينست که اين فضا را براي آيندگان حفظ کنند. وگرنه تخريب مزار شهدا جز ويراني دستاورد ديگري نخواهد داشت.

با اين کاري که آقايان به نام ساماندهي شروع کرده اند، جز تخريب و نابودي هويت فرهنگي و تاريخي گلزار شهدا چير ديگري به دست نخواهد آمد.

ما معتقديم اگر بازسازي به معناي فضاي سبز و رستوران باشد بسيار موثر و مفيد خواهد بود اما با اين روندي که در حال انجام است، اعتقاد داريم که در برخي قطعه هاي بهشت زهرا، ۵۰ درصد تخريب انجام شده است.

مسئولان گمان مي کنند که بازسازي و تخريب بهشت زهرا را به پايان خواهند برد اما به جرات مي گويم که در تهران تا وقتي خانواده هاي شهدا رضايت خود را اعلام نکنند و از انجام اين طرح راضي نباشند هيچ حرکتي صورت نخواهد گرفت چرا که اين شهدا بازماندگان خانواده هايي هستند که آرامش و عزيزان خود را در ۸ سال دفاع مقدس از دست داده اند و بنابراين بدون خواست و رضايت آنها نمي توان کاري را انجام داد.

و من به عنوان کسي که سال هاست با خانواده هاي شهدا در تماس هستم معتقدم که بهتر است چيزي را که از شهدا باقي مانده است حفظ کنند و اگر قرار است چيزهايي به اين موارد اضافه کنند، موضوعاتي باشد که به خواست خانواده هاست.

اما ذکر اين نکته نيز در اينجا ضروري است که به نظر مي آيد حفظ آثار شهدا در الويت اول بنياد شهيد قرار ندارد زيرا پيشنهاد طرح ساماندهي با اين شکل و شمايل نه تنها مناسب به نظر نمي آيد بلکه اساسا کارشناسي نشده است و بايد پتانسيل زيادي براي انجام اين طرح در نظر گرفته شود.

نظر شما در خصوص اوضاع کنوني و برکناري از مديريت خانه شهيد بهشت زهرا(س) چيست؟

۳۱ سال است كه از مسئولين محترم شنيده ايم فلاني بچه خوبي است ، متعهد است ، جبهه رفته است ، خانواده شهيد است ، درس خوانده است ، مديريت مي كند اما به درد ما نمي خورد و اين جمله هميشه و همه جا پاسخي براي متعهدان و دلسوزان نظام است كه ما با آن كنار آمده ايم اما قسم خورده ايم كه يك لحظه نه مايوس مي شويم و نه عقب نشيني خواهيم كرد. مگر ما اسیر میز و ریاست بودیم و یا حقوق ناچیز بنیاد ما را آورده بود که حالا با یک تکه کاغذ برویم و مثل خیلیها دیگر پشتمان را هم نگاه نکنیم ،طی این سالها هم که بنیاد هیچ توجهی به گلزار نداشت و خوبست همه بدانند که اصلا بنیاد هم مارا به آنجا نفرستاد بلکه این ما بودیم که پای بنیاد شهید را پس از سالها به گلزار شهدا باز کردیم و به بنیاد یاد دادیم که موزه شهدا بسازد و تصویر شهدا را بکشد و مرکز فرهنگی تاسیس کند . ماشاالله آقایان آنقدر کار دارند که جایی برای شهید باقی نمانده . البته تاکید دارم برای من تغییری رخ نداده زیرا ما هر جا باشیم شهدا با ما هستند ولی به نظر می رسد برای بنیاد خیلی تغییرات بوقوع ٫پیوسته باشد که بزودی نتیجه آن معلوم خواهد شد .

صد هزار بار گفته ام که این مملکت را امام زمان (عج) نگهداشته و معنی اش این است که اگر بدست آقایان بود یک روزه فاتحه همه چیز خوانده می شد ، لذا بد نیست امروز و این روزها به بنیاد شهید یاد بدهیم که وقت فیلم برداری از خاطرات خانواده های شهدا و همرزمان آنها و جانبازان و رزمندگان است و تا باقیمانده این ذخائر ارزشمند هستند باید کاری کرد که فردا دیر است و ما امروز فقط این هدف را دنبال می کنیم ، برای هر شهید ، هر جانباز و هر رزمنده حداقل ده دقیقه فیلم .

دست از طلب ندارم تا کام من براید

یا تن رسد به جانان یا جان زتن براید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن بر آید

 

به نظرتان ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در ميان جوانان با چه رويکردي امکان پذير است؟

وظيفه تمامي کساني که در راه جبهه و جنگ فداکاري کرده اند اينست که بايد ميراث شهدا را حفظ کرده و به نسل جديد منتقل کنند.

در دوران خدمت خود در خانه شهيد بسياري از جوان ها را مي ديدم که مشتاقانه براي خدمت کردن در راه شهدا مي آمدند و فعاليت هاي فرهنگي زيادي انجام مي دادند. نيروهاي داوطلب در خانه شهيد همه جوان بودند و با پول خود از راه هاي خيلي دور مي اما باانگيزه مي آمدند.

يکي از طرح هايي که کاوش نام داشت به هزينه و وقت جوانان طراحي شد و به اجرا درآمد و جالب است بدانيد در اين طرح اثار بسيار مفيدي از شهداي ۸ سال دفاع مقدس به دست آورد و به ثبت برساند. تمامي اين فعاليت ها به دوش جوانان داوطلبي بود که براي دل خون به خانه شهيد آمده بودند و در آنجا فعاليت مي کردند.

و سخن آخر:

درآخر لازم مي دانم به عنوان يك سرباز كوچك و دلسوز نسل اول انقلاب به رياست محترم جمهور عرض كنم خواهشمنديم نسبت به حفظ نيروهاي ارزشي و متعهد و مقيد انقلاب اسلامي كه عمري براي حفظ ارزشهاي نظام زحمت كشيده اند سنجيده تر عمل نمايند تا شاهد این خسارتهای جبران ناپذیر نباشیم .


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

دستهای پشت پرده برکناری مسئول خانه شهید بهشت زهرا (س)

در پي بركناري مسئول خانه شهيد و مركز فرهنگي بهشت زهرا(س) مقاومتهاي شديدي از سوي مخالفين اين حركت صورت گرفت كه بازتاب آن در خبرگزاري هاي فارس رجانيوز و برنا و نشريات يالثارات و جوان مشاهده شد. يكي از مهمترين اين بازتاب ها در وبلاگ بهشت خوبان منعكس گرديد كه جهت اطلاع شما آن را به طور كامل دراينجا آورده ايم ضمن آنكه دفاعيه مسئول بركنار شده را هفته آينده منشتر خواهيم كرد.


دستهای پشت پرده برکناری مسئول خانه شهید بهشت زهرا (س)


یکی دو روز پیش خبری مبنی بر برکناری رئیس خانه شهید بهشت زهرا (س) توجهم را جلب کرد و مجبور شدم این مطلب را بنویسم ، شاید هم به خاطر نان و نمکی بود که سر سفره شهدا با سید محمد جوزی خورده بودم .

سید جوزی برادر دو شهید ، همان رئیس خانه شهید بهشت زهرا (س) ، البته لفظ رئیس در شان و منزلت او نیست همان نامی که خود برای خود برگزید  را می گویم  " خادم والشهداء " سید خود را خادم الشهداء نام گذاشت و این خادم بودن را به یک یک بچه هایی که روزگاری هر چند کوتاه در کنار او حشر و نشر داشتیم یا داد ، هر چند لقب خادمی را در جلگه خود نمی بینم که اگر اینگونه بودیم الان دور از شهدا نبودیم .

سید محمد جوزی به همراه ریاست محترم جمهور

7 سال پیش با سید آشنا شدم مردی از دیار جنگ و شهادت ، با سوادی که در دانشگاه عشق ، جبهه های نبرد کسب کرده بود کوچکترین سمتی که می توان بعد از جنگ به او داد ریاست بنیاد شهید است .

از این رو خود را بیش از 17 سال به قطعه ای از بهشت دنیا یعنی بهشت زهرا (س) پیوند داد تا مانند روزهای مستانه جنگ با شهدا بماند و خود را جیره خوار سفره شهدا بداند و17 سال خدمت صادقانه به خانواده شهدا و بازماندگان دوران طلایی دقاع مقدس را در کارنامه عمر خود ثبت نماید ( نام دوران طلایی دفاع مقدس را هم سید یادم داد و حق شاگردی این است که با کلام خودش از او یادکنم ).

از 14 خرداد 85 در کنار سید به عنوان نیروی داوطلب بسیجی هر روز در کنارش بودم  احوال زندگی او را فقط از خودش می شنیدم که چگونه برادر14 ساله اش سید علیرضا درس بزرگی را به او یاد داد وبه مقامی رسید که به قول سید او آن را درک نکرده بود .

فیلم مستند اخراجی ها که نقدی بر فیلم اخراجی های آقای دهنمکی  بود که منجر به عذر خواهی ایشان شد یکی از خاطرات به یادماندنی من با سید است ، در کنار همه داد و بیدادها و درگیریها یی که با هم بر سراین مستند با منتقدین داشتیم  یک چیز همیشه دل آشفته ام را آرام می کرد که سید محمد بعد از خدا در کنارم می باشد .

ماجرای دوستی من با سید ادامه داشت تا داستان بازسازی مزار شهدا بر سرزبانها افتاد که نمونه بازسازی قطعه شهدا را هم می توانید در قطعه 44 شهدا ببینید ، که با مخالفت زیادی از خانواده شهدا روبرو بود .

فکر میکنم عکسهایی که دراین زمینه گرفتم برای دوستانی که این موضوع را دنبال می کردند بسیار گویا بود خلاصه خانواده شهدا از طرح بازسازی قطعه 40 با خبر شدند و ظهر یک پنجشنبه  پدران و مادران شهدا در مقابل خانه شهید جمع شدند و داستان بازسازی را پیگیری کردند که ماجرا از چه قرار است . ما هم بر حسب وظیفه اعلام کردیم که داستان این است : شهرداری تهران با همکاری بنیاد شهید چنین طرحی را در دستور کارخود قرار داده است و بنا ست تمامی قطعات شهدا مانند قطعه 44 بازسازی شود .

هیچ وقت برخورد خانواده شهدا را با سيد بعد از به میان گذاشتن این موضوع با آنها با همه احترامی که برای او قائل بودند فراموش نمی کنم كه چه چيزهايي نثار سيد كردند ، اما از آنجايي كه سيد جوزي ، پدران و مادران شهدا را هم مانند خود شهدا بلكه عزيز تر مي دانست به همه ما گفت هيچ كس حق ندارد كلامي ناروا به آنها بگوید و همه آنها را با احترام و ادبي خاص به آرامش و البته پيگيري قانوني فراخواند .

بنا شد تصاوير و فيلمي از نظرات مخالفين و موافقين طرح بازسازي تهيه و به دست مسئولين ذيربط ارائه گردد ، آنها که برای شنیدن حرف خانواده معظم شهدا به گلزار نمی آیند لا اقل ما صدا و تصویر آنها را به دست مسئولین برسانیم، بماند كه اين فيلم به دست مسئولين ذيربط رسيد و هيچ توجهي به در خواست خانواده شهدا هم نشد .

 در اين ميان به جاي اينكه مسئولين بنياد شهيد و شهرداري تهران به اين امر توجه كنند تا كدورتي كه بين خانواده شهدا و مسئولين بوجود آمده را حل يا با جواب قانع كننده آنها را راضي نمايند ( البته اين توجه در اينده صورت پذيرفت اما خيلي دير هنگام با برگزاري نمايشگاه تربت پاك ) بر آن شدند تا قصور خود را به گردن كسي بياندازند كه الظاهر دستش به جايي بند نبود و اين كسي نبود جز سيد مجمد جوزي كه انگ شوراندن خانواده شهدا بر عليه نظام و مسئولين را به پيشاني او بچسبانند .

شايد درست نباشد نام افرادي را كه اين بازي را گرداندند را ببرم ، اما باور بفرماييد بايد بعضي افراد دستشان رو شود و يا نامشان بر سر زبانها بيافتد تا حساب كار دستشان بيايد به قول فرمايش مقام معظم رهبري :" بعضي  حرفها را نبايد زد و بعضي وقتها بايد حرفهايي زد "

در اينجا مجبورم نام افرادي را كه مي دانم نقش بسزايي در اين ماجرا و بركناري سيد جوزي از مسئوليت خانه شهيد  داشتند  را ببرم .

محمد تقی محمدیمحمد تقي محمدي معاونت پژوهش استان تهران با گرايشات سياسي دوم خردادي ، البته ايشان به خوبي من را مي شناسد و بلعكس .  ( اینکه از گرایش سیاسی ایشان خبر دارم را از آن جهت می گویم که ما باهم یک صحبتی در رابطه با دیدگاه ایشان در رابطه با عملکرد آقای احمدی نژاد در دولت داشته ایم )،  اگر مي خواهيد ايشان را بهتر بشناسيد خوب است سري به كاركنان مظلوم بنياد شهيد بهشت زهرا (س) و موزه شهدا بزنيد يا همين محل كار فعلي اين بزرگوار در ساختمان بنياد شهيد استان تهران واقع در ميدان 7 تير كه چگونه نيروهاي تحت امر ايشان از دست ايشان مي نالند . البته آنها شايد از ترس بيكار شدن دم برنياورند ، اما من در 3 سال آخري كه با سيد در خانه شهيد به اميد استخدام قراردادي بودم ايشان را بخوبي مي شناسم ، استخدام من در بنياد شهيد هم ماجرايي دارد  كه انشالله در مطلبي مستقل و مستند نقل خواهم كرد كه حد اقل آقاي دهقان رئيس اسبق بنياد شهيد كشور اين را بداند كه نيروهاي تحت امرش ( آقاي محمدي و موذني رئيس اسبق بنياد شهيد استان تهران ) پشيزي براي دستوراتش ارزش قائل نبودند .

 خلاصه نوك پيكان تهمت ها ، سيد جوزي را نشانه گرفت ، كه تمامي اين ماجرا زير سر سيد است و درست اولين جرقه بركناري سيد از مسئوليت خانه شهيد زده شد البته در اينجا هم لطف و عنايت آقاي محمدي شامل سيد بود .

چند روز پيش در سايت خبري حيات منتسب به بنياد شهيد مي خواندم كه‌آقاي بابائيان گفته است كه " بركناري سيد جوزي از مسئوليت خانه شهيد هيچ ربطي به بازسازي ندارد و در راستای اقدامات مدیریتی بوده است "

برادر بابائيان سردار دفاع مقدس انتظار ما از شما چيز ديگري بود كه در موضع گيري خود كمي سنجيده تر عمل مي كرديد ، شما از زحمات و خدمات آقاي جوزي در اين چند ماهي كه بر مسند رياست بنياد شهيد استان تهران تكيه زديد با خبر بوديد و مي دانيد طرح جابجايي اين برادر رزمنده را چه كسي به شما داد و چرا ...!

و چرا و چگونه شخصي به نام حاج شريف قنوتي  كه يك نيروي قراردادي است با تحصيلاتي كه هيچ ربطي به مقوله فرهنگي ندارد را جايگزين نيروي رسمی بنياد شهيد با تحصيلات  كارشناسي ارشد فرهنگي و با تجربه بسيار عالي در اين زمينه و آن سوابق درخشان  مي كنيد ؟؟؟

در اينجا لازم مي دانم قسمتي از فعاليت هاي سيد محمد جوزي را كه او در كارنامه 17 ساله خود به ثبت رسانده جهت اطلاع  عرض كنم .

1- مهمترين و ارزشمند ترين اثري كه توسط اين برادر رزمنده در گوشه گوشه تهران به چشم مي خورد تصاوير نقاشي شده شهداي 8 سال دفاع مقدس و شخصيت هاي انقلابي  است ، او در بين سالهاي 73 تا 75 بيش از 200 طرح در تهران ، آن هم در اوج قدرت شهرداری وقت آقاي كرباسچي با روابط عمومي  بالايي كه داشت با كمترين هزينه و حتي در بعضي موارد به صورت صلواتي و يا با هزينه هاي شخصي ، اين تصاوير را بر روي ديوارهاي شهر تهران به نمايش گذاشت تا ياد و خاطره شهدا در اذهان مردم باقي بماند . اما متاسفانه در 3 سال گذشته شهرداري تهران و حتي بنياد شهيد به نام بازسازي و با هزينه هنگفت در اقدامي انقلابي بسياري از اين نقاشي ها و تصاوير شهدا را به جاي ترميم ، پاك و جاي آنها را به تصاويري از گل و بلبل داد كه همچنان ادامه دارد . سيد جوزي همه اين زحمات را به تنهايي پيگيري مي كرد و مسئولين امر كه به هيچ وجه چشم ديدن اين فعاليتها را نداشتند به سرعت او را به بهشت زهرا (س) تبعيد و در بايكوت كامل قرار دادند . اما غافل از آن كه سيد جوزي در كنار شهدا روح تازه اي در كالبدش دميده شد و با انديشه اي  راسخ و استوار براي حفظ راه و نشر پيام شهدا قدم برمي داشت . در جايي با او صحبت مي كردم كه سيد از اينكه تو را به اينجا فرستاده اند راضي هستي ؟ و او در جواب گفت : بزرگترين خدمتي كه آنها ( مسئولين بنياد شهيد ) ناخواسته براي من انجام دادند همين كارشان بود كه پياله محبت شهدا را از من گرفتند و مرا درون اقيانوس بي كران محبت و همنشيني با شهدا پرتابم كردند .

2- ضبط بيش از 5000 مصاحبه تصويري از خانواده شهدا و رزمندگان و جانبازان ذفاع مقدس ، كه اين حركت در نوع خود در مدت 4 سال بي نظیر است ، ضبط خاطرات و بيان سيره شهدا از زبان والدين و دوستان آنها يكي از غني ترين گنجينه هاي دفاع مقدس است كه متاسفانه كمتر به آن پرداخته شد و سيد قدم ارزشمندي در اين راستا  برداشت كه قدر و منزلت اين آثار در آينده اي نچندان دور شناخته مي شود .

3- نام گذاري خيابان هاي بزرگ تهران مانند اتوبان شهيد بابايي ، شهيد تندگويان ، شهيد بروجردي ، شهيد همت و شهيد زين الدين و ده ها مورد ديگر ، فكرش را كنيد ، مسئولين شوراي وقت شهر مي خواستند نام خالد استامبولي را بردارند ، كه شخصيت مستقلي مانند سيد جوزي به سرعت 2 تصوير 200 متري ازآن شهيد را در خيابان قائم مقام فراهاني و خيابان شهيد خالد استامبولي بر روي ديوار كشيد يا تصوير شهيد محمد الدوره ، شهيد لاجوردي و بسياري تصاوير ديگر ...

4- برپايي موزه هاي مركزي شهدا واقع در تقاطع فرصت - طالقاني و موزه شهداي چيذر و خانه شهيد رجايي ، يكي ديگر از زحمات و پيگيري هاي ايشان است .

5- نصب سنگ نوشته هايي از شهدا در پارك ها و خيابان ها در مناطق مختلف  شهر تهران كه گزارش كامل آن با عكس و فيلم موجود است .

6- پهن كردن سفره افطار در ماه مبارك رمضان در هر شب جمعه در كنار تربت پاك شهدا در سالن دعاي ندبه بهشت زهرا (س) براي بيش از 3000 نفر يكي از كارهاي ارزشمند ايشان است كه چنين كاري را بنياد شهيد در كارنامه عمل خود ندارد . خوب است بدانید پنجشنبه این هفته سری به سالن دعای ندبه زدم اما از افطاری هر ساله خبری نبود .

7- برقراري ارتباط با مسلمانان كشورهاي خارجي و حتي اروپايي و آمريكايي براي نشر فرهنگ ايثار و شهادت ، در اين زمينه مستنداتي تهيه شده است كه مي توانيد هر هفته در سالن نمايش شهيد فتحي شقاقي آن را مشاهده نماييد .

جوزي كه در اين 5 سال اخير به شدت مخالف دولت اصلاحات و همراه با دولت مكتبي آقاي احمدي ن‍ژاد بود ، از سوي مسئولين مافوق مورد بي مهري شدید قرار گرفت ، به طوري كه طي 5 سال گذشته هيچ امكاناتي در اختيار اين مركز مهم فرهنگي گلزار شهداي بهشت زهرا (س) قرار داده نشد دريغ از يك حلقه فيلم يا يك سي دي ، اما وي با ارتباطي كه با ساير مسئولين دلسوز و نهادهاي ذيربط داشت به نحو احسن توانست آنجا را به يك مركز جهاني تبديل كند و در يك كلام در طول هفته بيش ازده هزار سي دي فيلم راجع به شهدا به صورت هديه در اختيار زائران گلزار شهدا قرار بدهد و با خبرگزاريها ي بزرگ جهان عظمت شهدا را در ميان بگذارد . متاسفانه  مسئولین مافوق وجود سید  در بهشت زهرا (س) را هم تاب نیاوردند و او را از مکانی که با صاحبان اصلی اش  یعنی شهدا انس گرفته بود جدا کردند .

جالب است بدانيد هم اينك اگر از سيد سوال شود نظرت در مورد اوضاع فعلي چيست ؟ مثل هميشه اين جمله را تكرار خواهد كرد " 31 سال است كه از مسئولين محترم شنيده ايم فلاني بچه خوبي است ، متعهد است ، جبهه رفته است ، خانواده شهيد است ، درس خوانده است ، مديريت مي كند اما به درد ما نمي خورد و اين جمله هميشه و همه جا پاسخي براي متاهدان و دلسوزان نظام است كه ما با آن كنار آمده ايم  اما قسم خورده ايم كه يك لحظه نه مايوس مي شويم و نه عقب نشيني خواهيم كرد  " .

اما يك جمله ام در مورد معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي مركزي بنياد شهيد جناب مستطاب دوم خردادي اصل آقاي دكتر عباس خامه يار كه ايشان هم يكي از گردانندگان این خیمه شب بازی است ، كه البته تمامي اوامر ايشان توسط آقاي محمدي اجرا مي گردد .

 عباس خامه یار

اين معاونت كه به منظورنشر فرهنگ شهادت در سطح جامعه چه داخلي و چه در سطح جهاني در سال 74 تاسيس شد متاسفانه در طي مديريت هاي دوم خردادي آقاي بابازاده و نهايتا دكتر خامه يار كه تا امروز ادامه دارد ، نه تنها هيچ يك از اهداف اين معاونت را تحقق نبخشيد بلكه متاسفانه در جهت هدم دستاوردهاي اوليه نيز نهايت خوش خدمتي را به جبهه اصلاحات انجام داد . فيلم سينمايي روز سوم با يك ميليارد تومان هزينه ، چاپ پوستر گرانقيمت ويژه سوم خرداد و امثال آن و پخش وسيع در سطح كشور كه با ديدن اين پوسترها كه يكي از آن مجموعه ها را من دارم  خواهيد فهميد اين معاونت هيچ هنري جز به باد دادن بودجه بيت المال را ندارد . پنجاه درصد از گلزار هاي شهداي كشور به جاي بازسازي تخريب شد و هويت تاريخي خود را از دست داد ، آثار فراواني كه از دست خانواده شهدا با زحمت جمع آوري شده هم اكنون درون انبارها در حال پوسيدن مي باشد به طوري كه حتي خود خانواده شهدا نيز از دسترسي به آن محروم مي باشند چه رسد به ساير مردم . در اینجا لازم می دانم عرض کنم تصاویر خاک خوردن این آثار موجود است . و اینها تنها بخش ناچیزی از بی کفایتی این معاونت را نشان می دهد .

لذا به نظر مي رسد بعد از گذشت 2 ماه از رياست برادر گرامیمان آقاي زريبافان در نهاد مقدس بنياد شهيد و امور ايثارگران ، ظاهرا ايشان هنوز در ترديد مي باشند كه حكم وي را رياست محترم جمهور صادر كرده است و چشم انتظار حكم دوباره هستند ، چرا كه هيچ حركتي در جهت اصلاحات اساسي كه بايد در اين نهاد بويژه در بخش پژوهش و ارتباطات متناسب با اهداف دولت كريمه برادر احمدي نژاد رخ دهد اتفاق نيافتاده است كه هيچ ، بلكه دست و زبان مخالفين رئيس جمهور بر سر نيروهاي ارزشي و حامي دولت و نظام دراز تر گشته است .

سید محمد جوزی در کنار دکتر محمود احمدی نژاد

درآخر لازم مي دانم به عنوان يك سرباز كوچك و دلسوز نسل سوم انقلاب به رياست محترم جمهور عرض كنم خواهشمنديم نسبت به حفظ نيروهاي ارزشي و متعهد و مقيد انقلاب اسلامي كه عمري براي حفظ ارزشهاي نظام زحمت كشيده اند سنجيده تر عمل نمايند تا شاهد ضربه هاي خطرناكي كه در دولت نهم  و آغاز دولت دهم  وارد شد نباشيم .

منبع: http://beheshte-khoban.blogfa.com/post-122.aspx


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

به دنبال بركناري مسئول مركز فرهنگي بهشت زهرا

به دنبال بركناري مسئول مركز فرهنگي بهشت زهرا مطالبي در برخي از سايتها و روزنامه منتشر شد و ما نيز مصاحبه اي كه با مسئول سابق مركز فرهنگي در خصوص علل بركناري و مطلالب منتشر شده در اين خصوص انجام داده ايم به زودي منتشر خواهيم كرد


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

رفسنجاني از پذيرفتن فرماندهي كل قوا تا پذيرش قطعنامه 598 ومرصاد

رفسنجاني از پذيرفتن فرماندهي كل قوا تا پذيرش قطعنامه 598 و مرصاد

اگر نبود اينكه بعضيها درمقابل رهبري و ولي فقيه زمان يعني رهبرمعظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي شمشير را از رو بسته اند و تصور مي كنند مي توانندراي 25ميليوني را ناديده بگيرند شايد ما هم مثل خيلي ها و مثل اين 21سال گذشته سكوت مي كرديم ،اما بنظرمي رسد ديگر سكوت جايز نيست و همانطوركه رهبرعظيم الشأن دربيانات مهم خودبمناسبت روزمبعث رسول(ص)گرامي اسلام فرمودند:

((بايد،مراقب نگفتنهاي خودنيزباشيم))

شايد همين نگفتنها بوده كه امروزبرخي را آنقدر جري كرده كه از تريبون مقدس نمازجمعه، باصراحت تمام به نفع دشمنان اسلام و نظام اراجيف ببافند و ما هنو زاز ته دلمان به آيه شريفه <<والمرجفين في المَدينه فقُتِلوا تقتيلا>> راضي نباشيم .

نگارنده اين سطور بعنوان يك رزمنده كوچك دفاع مقدس و يك خانواده شهيد در طول 21سالي كه ازپذيرش قطعنامه 598 گذشته هرگاه اين دوماهه آخردفاع مقدس را مرورمي كنم(صرف نظراززمينه سازيهاي حدودسه ماهه قبل از آن (((اسفند 66تا 12خرداد67 )))كه عبارت است از:(موشكباران تهران براي نخستين بار سقوط فاو توسط ارتش بعثي و تهاجم مستقيم نيروهاي آمريكائي به ايران درخليج فارس )حجت برايم تمام مي شودكه هيچ فرقي ميان فرماندهي كل قواي آخر جنگ با فرماندهي كل قواي اول جنگ وجود ندارد اي كاش در نماز جمعه اين هفته 26/4/88 نيروهاي سپاه و بسيج زمين دانشگاه را پُرنكرده بودند تا همان حدود دو هزار نفر افراد معلوم الحالي كه پس از يك هفته تلاش بي وقفه توسط مدعيان اصلاحات در حواشي نماز جمه مستقر شده بودند بداخل زمين چمن و مقابل امام جمعه مي آمدن دتا ماهيتشان بيشتر فاش شود و26تيرماه 88 نيز به14اسفند 59و بني صدري ديگر تبديل مي شد چراكه همه چيز از هر نظر مثل هم بو دو همينجابه رفسنجاني متذكرمي شوم اين نمازجمعه كه دوبار گفتيدبي شباهت به نمازجمعه هاي اول انقلاب نيست برخلاف نظر غلط شما ما را فقط به ياد14 اسفندسال 59 و آخرين تلاش مذبوحانه بني صدر و احزاب منحرفش انداخت كه نهايتاً به عدم كفايت و فرار مفتضحانه وي منجر شد و تنها فرقي كه با14اسفند داشت اين بود كه شماويارانتان حتي به اندازه بني صدر و منافقين هم عرضه به صحنه آوردن طرفدارانتان را نداشتيد و آنها خيلي بيشتر از شما نيرو آورده بودند و اما براي مردم آگاه ما بيش از اين نياز به قلم فرسائي نيست و بهتر است به سراغ دست آوردهاي ؟‌‍! فرماندهي كل قوا شدن رفسنجاني درآن 56 روز يعني (تاريخ 12/03/67 تا تاريخ :06/05/67) بپردازيم وقضاوت را هم به همين مردم فهيم واگذاريم :

رفسنجاني در تاريخ 12/03/67طي حكمي باتمام اختيارات به جانشيني فرماندهي كل قوا منصوب مي گردد وازآن تاريخ تا06/05/67نتايج ذيل حاصل مي گردد :

1-يكماه ركود كامل و بعضاً شكست در جبهه ازتاريخ صدور حكم .

2- دراين يكماه هيچ تحول خاصي در هيچيك از 7بندي كه امام در حكم خود به رفسنجاني براي هرچه بهتر ادامه دادن <<دفاع مقدسمان>>(عين عبارتي كه درحكم آمده) تأكيدكرده بود رُخ ندادحتي با و جود فرمايش امام كه درنگ امروز فرداي اسارت باري بدنبال دار دنيز هيچ تبليغي هم براي اعزام به جبهه ها صورت نگرفت و جبهه ها با كمبودجدي نيرو مواجه بود.

درعوض صدام نهايت تحرك خود را در اين مدت انجام داد و از تمامي ظرفيتهاي داخلي كشورش و مرتجعين منطقه و شرق و مغرب استفاده كرد از جمله عقد قرارداد 5/6ملييارد دلاري پروژه فاو با شركتهاي فرانسوي و قراردادهاي متعدد با شركتهاي آلماني .

3-پس از تصرف فاو عراق بااستفاده گسترده از سلاحهاي شيمايي جزاير مجنون را تصرف كرد .

4-درتاريخ 12/04/67 هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس هدف موشك ناو وينسنز قرار گرفت و صدام نيزمكرر درشهرهاي كُردنشين به بمباران شيمايي پرداخت اين جنايات علني و آشكار در مقابل چشم مردم دنيا براي مرعوب ساختن ملت ايران وانصراف آنها ازادامه دفاع مقدس صورت مي گرفت و حلقه اصلي تحميل صلح بود يعني دشمن بكمك سرسپردگان داخلي هم جنگ را تحميل كرد و هم صلح را .

5- تخليه مناطق حاج عمران پنجوين وماؤت عراق از نيروهاي ايراني تاريخ 04/04/67 .

6- هجوم عراق به مناطق وسيعي در عين خوش،موسيان و جنوب دهلران و شهادت و اسارت هزاران رزمنده .

7-درتاريخ22/04/67 شهر حلبچه عراق از نيروهاي ايراني تخليه شد (سلسله عقب نشيني ها).

8-درتاريخ 25/04/67 شرايط لازم براي تحميل صلح و نوشاندن جام زهر فراهم شد و لذا جلسه اي مهم با حضور چهل تن از شخصيتهاي مهم كشوري و لشكري در حضور امام تشكيل و بر لزوم پذيرش قطعنامه 598 تأكيد شد.

9- در27/04/67 سرانجام پذيرش قطعنامه 598 از سوي رفسنجاني اعلام گرديد.

10-درتاريخ 30/04/67 كه زمينه كامل براي آخرين تهاجم دشمنان فراهم شده بود حمله سراسري عراق شديدتر از روزهاي اول تجاوزش صورت گرفت و بعثي ها تا 5 كيلومتري اهواز پيش آمدند و بيش از 30هزار رزمنده ايراني را به اسارت برده و صدهاتن ديگررا نيز به شهادت رساند و اين به معني به انجام رسيدن پروژه متلاشي كردن ارتش كلاسيك ايران بود.

11 - ازتاريخ 02/05/67 نيز هجوم منافقين با پشتيباني ارتش بعث و البته به دعوت خائنين داخلي و براي زدن تير خلاص به نظام جمهوري اسلامي صورت گرفت ، بله منافقين نه براي جنگيدن كه براي زدن تير خلاص آمده بودند بطوري كه در كتاب جبهه اي به عرض 6متر آمده است منافقين با خودروهاي رزمي تندروي خود قراربود صبحانه را در اسلام آباد ون اهار را در كرمانشاه خورده شام را در همدان و فردا صبح در ميدان آزادي با حلقه هاي گل از آنها استقبال شود .


اما بشنويد از حاشيه اين دستاوردها ؟!

1- درابتداي دفاع مقدس فرماندهي كل قوا در دست كسي بود كه نه تنها ايمان واعتقادقلبي به اسلام ومعنويت وشهادت نداشت بلكه يك خائن وطن فروش بود ولذا هرچه بود شكست وعقب نشيني بوداما درانتهاي جنگ چرا باوجودآنگه 10سال از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي گذشته بود وآن همه نيروي كارآمدنظامي وامكانات داشتيم سرنوشت دفاع مقدس به اينجا كشيده شد ؟!

رفسنجاني مدعيست كه من ايثار كردم وخواستم شكستها بنام امام ثبت نشود وخدشه اي به عظمت ايشان وارد نگردد.اين هم عذربدترازگناه ومنجمله از همان بي اعتقاديها به مباني است مگرداو نمي دانست درمورد كسي صحبت مي كند كه معتقد است:

چه بكشيم وچه كشته شويم پيروزيم .

كار براي خدا خستگي ندارد.

ما مأمور به تكليف هسيتم ونتيجه با خداست .

و صد البته كه امام كسي نبود كه تسليم چنين ننگي بشود و اين هم يك تهمت به آن مرد بزرگ است .

2-بايد گفت هرچند رفسنجاني از شروع انقلاب اسلامي ودر طول جنگ نقشهاي اصلي را بعهده داشته اما دردوماه آخرجنگ با وجود داشتن اختيارات كامل دراثر وجودبرخي افرادناهماهنگ به نتيجه مطلوب نائل نشد مثلاً نيروهاي متعهدسپاه وبسيج وفرماندهان بزرگي همچون شهيد صياد شيرازي هيچگاه نتوانستندبااين عقب نشيني ها وشكستها خودراهماهنگ كنندبطوري كه پس از تهاجم 21/04/67 ارتش بعثي فقط يك گردان ناهماهنگ ؟!بسيجي متشكل از تعدادي بسيجي 15يا16ساله كه بعضاً در آن گرماي وحشتناك از تشنگي به شهادت رسيده بودند توانستند برروي پل كرخه راه تجاوز بعثي ها به دزفول وانديمشك را سد كنندوتيپ الزهرا در حماسه 01/05/67 جلوي نفوذ بعثي هابرروي جاده آسفالته اهواز خرمشهرراسدكردواز همه ناهماهنگ تر نيز شهيد صيادشيرازي بود كه وقتي متوجه شده منافقين به ستون راه ورود به كرمانشاه را مي پيمايند وهوانيروز كرمانشاه بدستوراين فرمانده ارشد نظامي حاضر نيست از هليكوپترهاي كبرابراي سركوبي ستون منافقين استفاده كندباخواهش والتماس ورفيق بازي دوستان خلبان خودرا به صحنه ‌آورد وستون فقرات متجاوزين منافقين را در هم كوبيدحال اگر اين ناهماهنگيها ؟!با فرماندهي كل قواي وقت نبود بايد فاتحه دزفول،انديمشك،خرمشهر،آبادان،اهواز وبلاخره تهران را نيز مي خوانديم .

3-سوال اين است پس از پذيرش قطعنامه چرا ارتشيهاي ما با آن همه تانك،توپ، هليكوپتر و هواپيما ظرف يكي دو روز تا پلدختر وانديمشك و دزفول عقب نشيني كرده و در انديمشك و دزفول اسلحه مي دادندتا يك ساندويچ بگيرند چرا هيچ فرمانده ارشد ارتشي حاضر نيست در مورد اين ايام صحبت كند و بلكه مي ترسد حرف بزند سكوت و سانسور شديد و عدم تحليل و تفسير وقايع اين مقطع از دفاع مقدس براي چيست ؟!

خودم درنزديكي پادگان حميد يك قبضه كاتيوشاي ارتش را باچهل فروند موشك ديدم كه مي گفت قرارگاه دستور عقب نشيني داده اماعقب نشيني تا كجا معلوم نبود.

4-درهمان ايام تلخ رزمندگان با شنيدن پيام پذيرش قطعنامه از سوي امام گريه مي كردند و با امام همدردي مي نمودند اما به هنگام شنيدن توجيهات رفسنجاني و وعده هاي پوچ او درقبال پذيرش قطعنامه به او فحش مي دادنداگر چه خودم بعدها از مرحوم سيداحمد خميني شنيدم كه امام پس از حضور گسترده مردم در جبهه هاكه متعاقب تهاجم سراسري بعثي ها روي داد فرمود اگر مي دانستم هنوز اينقدر نيروي جان بركف داريم هرگز قطعنامه را قبول نمي كردم . شهيد رجائي نيز گفته بود جنگ واقعي ما وقتي آغاز مي شود كه آخرين گلوله ما شليك شده باشد . و حالا بايد به رفسنجاني گفت فرق بين تعهدوتفكرالهي با ما ديگرائي و دنيا طلبي در همين جاست كه رجائي و امام با دست خالي با كفر جهاني در مي افتند و جنابعالي با اين همه امكانات پذيرش قطعنامه را ترجيح مي دهيد كه هنوز هم غير از تبادل اسرا هيچيك از بندهاي آن تحقق نيافته و نخواهد يافت.

راستي ادعا شده بود وقتي اوضاع جنگ از بهار 67 رو به وخامت گذاشت درصدد بودند كه شمارابعنوان غريق نجات اين مملكت به صحنه بياورندشماكه غريق را ذودتر خفه كرديدديگرچه جاي ادعائي بركارداني و سياستمداربودن برايتان باقيست راستي مگر قبل از انتصاب به فرماندهي كل قوا به جنگ كاري نداشتيد ؟!كه حالا بخواهيد معجره كنيد.

راستي شما در خاطراتتان آورده ايد دراثناي عملياتي در خانه عمليات را پيگيري مي كرديدكه پسرتان از

سوئيس ياسوئد زنگ مي زند وشما از او مي پرسيد آنجا چه مي كنيد واومي گويد مااينجااسلام را صادر

مي كنيم ودرجايي ديگر نوشته ايد وقتي بهزاد نبوي براي پست وزارت قراربود در مجل معرفي گردد به او

قول داده ايد كه از سوابق توده اي بودنش چيزي مطرح نشود.

آيا مي دانيد شما تنها مسئول اين نظام هستيد كه همه كس وكارتان در صدر يك مسئوليت مهم قرار گرفته والبته دارد خدمت مي كند؟!

آقاي رفسنجاني چه كسي شما را مجبور كرده بود بعد از هر عمليات كلي دروغ بافته و درخطبه هاي نماز

جمعه تحويل مردم بدهيد مسئولين ديگر ما چنين نبودند و هيچ نيازي به اينكار نداشتند اين شما بوديدكه فكر مي كرديد همه كاره نظام هستيدچنانكه دخترتان هم اخيراً اين ادعا را مكرر مطرح نموده است افسوس كه هنوز نفهميده ايد همه كاره نظام امام زمان وشهدا هستند واگر امور اين مملكت بدست شمابود اين نظام يك روز هم دوام نمي آوردشما حاصل دفاع مقدس راهم فقط بايك موضوع مادي مطرح كرديد وآنهم اينكه در طول صد سال گذشته در هر جنگي بخشي از خاك ايران جدا شد و اين تنها جنگي است كه اين اتفاق نيفتاد درحاليكه امام و شهدا معتقد بودند جنگ بر پا شده بود تا شهدا خو درا به قافله كربلا برسانند و حاصل اين دفاع مقدس و بزرگترين پيروزيهاي ما همين شهدا و جانبازان هستند و رزمندگاني كه امروز در مقابل شما و هرديكتاتورديگري خواهند ايستاد و به تعبير امام اسلام وانقلاب را بيمه كرده اند.

آخرين كلام

آقاي رفسنجاني بخداقسم ماهم جزء همانهايي هستيم كه سال 1360شعار مي داديم درود برسه ياور خميني هاشمي و دوسيد حسيني ( كه منظورازدوسيد حسيني مقام رهبري وشهيد بهشتي بود) ولي امروز متأسفيم كه چرا شما در لحظه شهادت شهيد بهشتي در دفتر حزب جمهوري حضور نداشتيد تا عاقبت بخير شويد و تأسف بيشتر ما از آنجاست كه وقتي براي ترور شما به خانه تان آمدند همسر فداكارتان ؟! مانع دستيابي شما به فوز عظيم شهادت شد ، البته در اين درد ما نيز كه لياقت شهادت نداشته ايم با شما مشتركيم لذا حقمان است كه امروز بخاطر ريش داشتن و ظواهر مذهبي توسط طرفداران شما مورد حمله قرارگرفته و با سنگ ، چوب و چاقو ناكارشويم. راستي بگوئيد چرا گارد امنيتي و حفاظتي شما حتي از شخص اول مملكت نيز بيشتر است در بحثهاي عدالت اجتماعي نماز جمعه شما از وقتي به تفسير آيه من حرم عليكم مااحل الله لكم پرداخيتد جوانان ما جزيره مجنون را رها كرده و به جزيره كيش شتافتند باوركنيد كه بقاياي نيروهاي رزمنده و ارزشهاي انقلاب ودفاع مقدس نيز زيرشني تانكهاي مدرن رياست طلبي و تكاثر و جبران مافات ياران و همفكران شما درهم كوبيده شد و اينك هم از وقتي رئيس مجلس خبرگان شده ايد دائم براي اين رهبر مظلوم نقشه مي كشيد و نامه بدون سلام و با تهديد هم كه فرستاده ايد و... بدانيد تفكر شما و يارانتان به بن بست رسيده و مردم ديگر حاضربه همراهي با شما نيستند درانتها به شهداي عزيزمان عرض مي كنيم اي شهدا مي دانيد كه چقدر دلمان تنگ شده از خدا بخواهيد كه عاقبت ما را با شهادت آن هم بدست شقي ترين و فاسدترين و منافق ترين دشمنان خدا ختم نموده و عاقبت ما را نيز مثل شهيد لاجوردي وصياد شيرازي بخير گرداند، راه ما از كربلا مي گذرد بگذار تا كرمها ي فربه لجنزار دنيا چند روزي بيشتر در اين منجلاب بلولند و فربه تر شوند.


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

مراسم بزرگداشت 8 شهید اغتشاشات تهران برگزار خواهد شد.

اولين نوبت بني صدر نسل خود را خوار كرد    

                                                هجده تير خاتمي بر دشمني اقرار كرد

اين زمان هم ميرحسين آمد به نام مدعي      

                                               دشـمني را با ولايــت باز هم تكــرار كـرد

دين فروشانندكه با دشمن نمودند هم رهي     

                                               ديدي آخر، حرمت خون شهيدان كار كرد

از چند روز قبل از انتخابات تا همين ديروز در همه صحنه ها حضور داشتم و اوضاع را رصد مي كردم و حتي از بعضي صحنه ها فيلم گرفتم.

شكي ندارم كه دشمنان امام و رهبر عاليقدر حضرت آيت الله خامنه اي كه امروز در صف مخالفت با احمدي نژاد آرايش گرفته اند اساساً با اسلام مخالفند و قرآن را نمي خواهند و قصد براندازي جمهوري اسلامي يعني اسلام ناب محمدي را دارند و البته با توجه به اينكه كشور ما يك كشور اسلامي و شيعي است راهي جز، فريب دادن مردم را ندارند و متأسفانه بايد گفت اين بار از هميشه موفق تر بوده اند به طوري كه 13 ميليون نفر را فريب دادند شك نداريم كه انسان ممكن الخطا است اما دائما الخطلا نبايد باشد روي صحبت ما  پس از روئيت وقايع اخير  به فريب خوردگاني است، كه تا هم اكنون هم شايد همه آنها پشيمان شده اند.

 

آيا خوشحالي آمريكا،  اسرائيل و مقامات صهيونيستي فرانسه را نديديد ؟!

آيا فاحشه ها و سگ باز ها و مرفهين بي درد و هم جنس بازان شمال شهر تهران را كه به وجد آمده بودند را نديديد؟

آيا بالاي پشت بام هاي خانه هاي مجلل شمال شهر تهران كساني را كه در اين 30 سال يكبار هم تكبير نگفته اند نديديد كه بنام تكبير، مرگ بر..... سر داده اند؟

آيا نديديد كه بستگان گروههاي معاند و معارض نظام كه بعضا فرزند انشان در مرصاد به درك واصل شده اند  چه شور و نشاطي از خود بروز مي دهند؟

آيا اشك و آه مادران و پدران پير شهيد داده، شما را بيدار نكرد؟

آيا تعرض به بانوان چادري در ميدان ونك نيز قابل كتمان است؟

آيا...؟

ما ضمن عرض تسليت به محضر حضرت ولي عصر(عج)به مناسبت شهادت هشت بسيجي دلاورو مجروحيت سيصد شيرمرد حامي ولايت از عنايت خاص و دعاي ويژه ايشان كه منجر به انتخاب يكي از سربازان آن حضرت به مقام رياست جمهوري آن هم با 25 ميليمن رأي كرديد شاكرو به محضر ايشان تبريك عرض نموده و معتقديم 215 هزاررأي دكتر محمود احمدي نژاد را شهداي اين كشور به صندوق ها ريخته اند چرا كه شهدا زنده اند و اساسا در اين 30 سال نيز اين شهدا بودند كه كشور اسلامي ما را حفظ كرده اند و از اين به بعد نيز به كوري چشم دشمنان خواهند كردچرا كه خداوند فرموده: ما اثر اعمال كافران را نابود مي كنيم و هرگز اثر اعمال صالحان را از بين نخواهيم برد.

 

مراسم بزرگداشت يادوخاطره 8 شيرمرد دلاور بسيج در آستانه اربعين اين شهدا و به كوري چشم دشمنان ولايت به زودي در كنار تربت پاك ايشان در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) برگزار خواهد شد.

 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

تجليل از مسعود دهنمكي و اخراجيهاي ۲ توسط هيئت خانواده شهدا و ايثارگران

شنبه شب ۲۹/۱/۸۸ طي مراسمي كه از ساعت ۲۲ الي ۱ بامداد بطول انجاميد از آقاي مسعود دهنمكي توسط جمعي از جانبازان ، ايثارگران و خانواده هاي معظم شهدا تجليل شد ، مسعود دهنمكي به هنگام حضور بر روي سن با حركتي خاضعانه دست و پاي جانبازي كه به عنوان نماينده جانبازان ضایعات نخاعي معرفي شده بود و نيز دست پدر شهيد موحد دانش را بوسيد كه با اين حركت جمعيت حاضر را بسيار متاثر ساخت و نشان داد كه احترام به جامعه ايثارگري بايد چگونه باشد و سپس لوح تقدير خود را از پدر شهيدان موحد دانش دريافت و حلقه گل را از طرف جانباز مذكور به گردن آويخت . و اما فيلم اخراجي هاي ۲ با توجه به توضيحات شفاهي آقاي دهنمكي كه قبل از پخش فيلم نيز مطرح شد علاوه بر آنكه فيلمي موفق در عرصه فرهنگي جامعه امروز ماست و وحدت ملي را نيز تحكيم مي نمايد و به زبان امروزي ساخته شده و جوان پسند نيز مي باشد ، از طرفي ابتذال و پستي منافقين را نيز به بهترين شكلي به تصوير كشيده است ، لذا ما ضمن خسته نباشيد به آقاي دهنمكي و آرزوي موفقيت بيشتر براي ايشان و همه همكارانشان ، همچنان که آنشب نیز به ایشان عرض کردیم بی صبرانه منتظر ديدن فيلم اخراجي هاي ۳ كه حكايت دوران پس از جنگ و آنچه بر پيشكسوتان جهاد و شهادت رفته است مي باشيم و پيشنهاد مي كنيم كه مسائل اين دوره را بسيار جدي تر و دقيق موشكافي كنند كه البته منافاتي با بيان آنها به زبان طنز ندارد .

                  

اين مراسم با توجه به اطلاعيه اي كه روز پنجشنبه ۲۷/۱/۸۸  در گلزار شهداي بهشت زهرا (س) پخش شد ظاهراً از سوی واحد فرهنگي هيئت خانواده شهدا و ايثارگران كه دبير اجرايي آن هم چند كلمه ای صحبت كرد برگزار شده بود ، اگر چه مراسم خوبي بود ، اما به نظر مي رسد كه بنياد شهيد بطور كلي از فعاليتهاي اين هيئت هيچگونه اطلاعي نداشته و ماهيت دست اندركاران آن نيز مشخص نيست در عين حال اينكه اعضاء آن توانسته اند چنين برنامه هايي داشته باشند نشان از حمايتهاي قوي پشت سرايشان دارد كه اميد واريم بنفع نظام مقدس جمهوري اسلامي تمام شود و فقط در آستانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري نباشد .

                 

اما دو نكته كه بايد اين هئيت به آن پاسخ دهد اين است :

۱-خانواده شهدا و ايثارگران براي ديدن فيلم دعوت شده بودند و هيچكدام خبر نداشتند كه قرار است ، قبل از ديدن فيلم ، از آقاي دهنمكي تجليل شود ، يعنی همه در عمل انجام شده قرار گرفتند ، چرا ؟!

۲-اگر چه بايد از آقاي مسعود دهنمكي توسط جامعه ايثارگري خيلي قوي تر از اين تجليل مي شد اما به نظر مي رسد از آقا مسعود بزرگوار استفاده ابزاري صورت گرفته و با اين وصف بايد گفت : آيا مسئولين هيئت تمايل به موج سواري نداشته اند ؟! 

در پایان ما خود را دستبوس تمامی کسانی می دانیم که درصدد حمایت و خدمت به جامعه ایثارگر کشور میباشند و برای همه آنان که فی سبیل الله در این راه تلاش میکنند آرزوی موفقیت داریم . 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

ارائه گوشه ای از فعالیتهای مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا (س)در سال ۸۷

                                                            بسمه تعالی

همانطور که پیش تر اعلام کرده بودیم تا گزارشی کوتاه از فعالیتهای مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا(س) را برای اطلاع رسانی مردمی ارائه کنیم برآن شدیم تا گوشه ای از فعالیتهای این مرکز را به صورت مصور به نمایش بگذاریم . متاسفانه به دلیل حجم زیاد گزارش ، ۲۹ صفحه از این گزارش گلچین گردیده که شما می توانید با کلیک بر روی لینک صفحات آن را مشاهده و سيو نماييد ، حتی الامكان سعي بر اين شده كه كيفيت صفحات گزارش در حد مطلوب باشد . در آخر توصيه ميكنيم حتما گزارش فوق را مطالعه نماييد .

صفحه اول گزارش

 

صفحه ۲ گزارش    صفحه ۱۱ گزارش   صفحه ۲۰ گزارش

صفحه ۳ گزارش    صفحه ۱۲ گزارش   صفحه ۲۱ گزارش

صفحه ۴ گزارش    صفحه ۱۳ گزارش   صفحه ۲۲ گزارش

صفحه ۵ گزارش    صفحه ۱۴ گزارش   صفحه ۲۳ گزارش

صفحه ۶ گزارش    صفحه ۱۵ گزارش   صفحه ۲۴ گزارش

صفحه ۷ گزارش    صفحه ۱۶ گزارش   صفحه ۲۵ گزارش

صفحه ۸ گزارش    صفحه ۱۷ گزارش   صفحه ۲۶ گزارش

صفحه ۹ گزارش    صفحه ۱۸ گزارش   صفحه ۲۷ گزارش

صفحه۱۰گزارش    صفحه ۱۹ گزارش    صفحه ۲۸ گزارش

                                                 صفحه ۲۹ گزارش     

 

 


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

لباس نظاميان اشغالگر صهيونيست پس از به غنيمت گرفته شدن ، لگد كوب كودكان ايراني شد

با عرض تسليت به مناسبت ارتحال مادر انقلاب اسلامي بانو خديجه ثقفي همسر محترمه و مكرمه حضرت امام خميني (ره) خدمت مقام معظم رهبري و بيت معظم ايشان و امت حزب الله و شهيد پرور .

گزارشي كوتاه و خواندني از حال و هواي دو روز پاياني سال ۸۷ در گلزار شهدا را تهيه كرده ايم ، انشالله در مجالي ديگر گزارشي مفصل از فعاليتهاي مركز فرهنگي گلزار شهدا را كه توسط اين مركز در سال گذشته تهيه گشته خدمت خوانندگان گرامي ارائه خواهيم كرد .

و اما پنجشنبه ۲۹/۱۲/۸۷

             

همان پنجشنبه آخر سال است كه گلزار شهدا مملو از جمعيت مي شود و هر كس به نحوي به ساحت مقدس شهيدان ابراز ارادت مي كند و گلزار شهيدان حال و هواي خاص خود را دارد ، اما در گلزار شهداي بهشت زهرا (س) علي رغم تبليغات ضد انقلاب و ترفندهاي پوسيده آنها اين پنجشنبه با حضور گروه سرود فجر حزب الله لبنان حال و هواي حماسي عجيبي داشت ، رزمندگان مقاومت با اجراي چندين سرود حماسي در مورد امام (ره) انقلاب اسلامي ، شهدا و شهيد حاج رضوان ( عماد مغنيه ) بعنوان هديه يك قطعه از لباس نظاميان صهيونيست را كه به اسارت در آورده و آنرا به غنيمت گرفته بودند ، جلوي پاي برادران ايراني خود انداختند و سپس كودكان ايراني كه پرچمهاي جمهوري اسلامي را در دست داشتند آنرا لگد كوب كردند و در انتها اعضاي گروه سرود فجرحزب الله توسط حاضرين گلباران شدند كه اين حركت باعث جاري شدن اشك حضار گرديد درادامه مراسم يكي ازخانواده معظم شهدا به نمايندگي از ديگر خانواده شهيدان با سخناني كوتاه بر وحدت جهان اسلام و نابودي صهيونيست غاصب تاكيد كرد كه با تكبير حضار همراه بود.در پايان مراسم مسولين اين مركز فرهنگي به گردن اعضاي گروه سرود چفيه و زنجير پلاك آويختند. 

                  به گردن آويختن چفيه و پلاك

          لباس سرباز صهيونيستي زير پاي كودكان ايراني لباس سرباز صهيونيستي زير پاي كودكان ايراني

   ..........................................................................................................................................

                     گزارشی کوتاه از برنامه های سالن دعای ندبه در جمعه پایان سال

پس ازاقامه نمازصبح ابتدا سخنراني حجة الاسلام رفيعي وبعد از آن قرائت دعاي ندبه توسط حاج مرتضي طاهري با حضور بيش از پنج هزار نفر برگزار گرديد كه اين مراسم بطور زنده و مستقيم از شبكه اول سيما پخش مي شد . که تصاویر این مراسم در پست قبلی ارائه گردیده است .

                  

نماز جماعت ظهر و عصر برنامه ديگري بود كه در سالن دعاي ندبه گلزار شهدا با حضور صدها نفر برگزار گرديد و طي آن برجاودانه ساختن آثار و خاطرات شهدا توسط مسئولين این مرکز تبيين و تاكيد شد و حضار با صرف نهار پذيرايي شدند .بعد از ظهر و دقايقي قبل از تحويل سال زيارت عاشورا توسط مداح اهل بيت (ع) حاج حميد نيكدل با حضور انبوه جمعيت برگزار گرديد و در انتها سردار حاج سعيد قاسمي طي سخناني اظهار داشت : اي شهدا ما روز تحويل سال را هم در كنار شما بوديم ، چراكه مي خواهيم با شما باشيم و راه شما را ادامه دهيم ، بسياري از شما طي سالهاي دفاع مقدس دل از زندگي ، همسر و فرزند بريديد و آنروز كه بايد مي مانديد نه تحویل سال برایتان مهم بود و نه بدنیا آمدن فرزندانتان ما از شما یاد گرفتیم ، بگذار بگو یند ما مرده پرستیم ، ما که می دانیم شما زنده اید و هیچ جای دنیا را بهتر و زنده تر از اینجا سراغ نداریم ...

                  لحظه تحويل سال با مداحي حاج حميد نيكدل

                  حاج سعيد قاسمي بعداز لحظه تحويل سال سخنراني كرد

                  سفره هفت سين گلزار شهدا


 

نوشته شده توسط صياد در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

آخرین مراسم دعای پرفیض ندبه در جمعه پایان سال برگزار شد ...

آخرین مراسم دعای پر فیض دعای ندبه در سال ۱۳۸۷ صبح جمعه امروز در کنار مزار پاک شهیدان با حضور انبوه خانواده شهدا و ایثارگران برگزار شد . این مراسم به صورت زنده از شبکه اول سیما پخش گردید » مراسم با سخنرانی حجة الاسلام رفیعی آغاز و با مداحی حاج مرتضی طاهری به پایان رسید .

                     تصاویری از مراسم دعای ندبه - تهران - گلزار شهدای بهشت زهرا(س)

                     حجه الاسلام و المسلمين دكتر رفيعي

                    

                     حاج مرتضي طاهري

                      

                   

                   

                   


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

تحویل سال نو در کنار تربت پاک شهیدان

                     


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

مراسم رونمايي از يادمان 5 شهيد منطقه 14 در پارك ابيانه ( به همراه گزارش تصويري )

 اين مراسم با شكوه كه روز شنبه 24 /12/87 از ساعت 16 الي 18 در پارك ابيانه انتهاي خيابان مخبر شمالي و در شب ميلاد پيامبر ختمي مرتبت و رسول رحمت (ص) و نيز امام جعفر صادق (ع) برگزار شد . از سنگ يادمان 5 شهيد كه بر روي آنها فرازهايي از زندگينامه شهدا حك شده بود رونمايي شد.

                          

در اين مراسم با شكوه كه با استقبال بسيار خوب خانواده شهدا و نيز مردم محله برگزار شد ، شهردار محترم منطقه چهارده طي سخنراني خود اعلام كرد : آنچه تا به حال براي شهدا انجام شده ، به هيچ وجه در شان شهدا نبوده و بايد از اين پس كارهاي ارزنده تري براي حفظ ، ياد و خاطره شهيدان گرانقدر و نشر فرهنگ شهدا انجام داد ايشان افزودند : شهرداري در هر يك از مناطق خود در سطح شهر تهران در صدد خريد خانه يك شهيد و تبديل آن به يك مركز فرهنگي بزرگ ، ويژه نشر فرهنگ شهيد و شهادت مي باشد ...

    سخنراني شهردار منطقه 14  حضور مسئولين منطقه 14 - بنياد شهيد و شهرداري

    رونمايي از يكي از يادمانها توسط شهردار منطقه 14  جانباز ابوالفضل كاظمي

همچنين طي اين مراسم رزمنده جانباز سيد ابوالفضل كاظمي ضمن معرفي برخي از شهداي گرانقدر منطقه از شهردار منطقه و بنياد شهيد خواست كه براي سرداران شهيدي مانند محمد بروجردي و علي اصغروصالي كه از افتخارات سپاه تهران در اين منطقه هستند نيز اقداماتي صورت پذيرد و ازاينكه در كل سرداران شهيد سپاه تهران در نهايت گمنامي مانده اند اظهار گله مندي كرد .

در حين انجام مراسم مجري برنامه اهداف نصب تصاوير و زندگي نامه شهدا در پاركها را اينچنين مطرح كرد :

      

آفت انقلاب اسلامي ، دفاع مقدس ، و فرهنگ شهيد و شهادت سه چيز است :

1-   تحريف 2- افراط و تفريط 3- فراموشي كه براي مقابله با اين هرسه آفت تنها با تزريق واقعيت ها به نسل جوان و نسلهاي آينده مي توان ايستادگي كرد و اگر كودك ما امروز در پارك و خيابان و مدرسه تصوير شهيد را نبيند و پيام شهيد را نخواند فردا خيلي دير خواهد بود .

                 رونمايي يادمان توسط پدر شهيد محمد شكوري       رونمايي يادمان توسط برادر سردار شهيد ميثم شكوري

پس از رونمايي از يادمان شهيدان توسط خانواده معظم شهدا و مداحي مداح اهل بيت اين مراسم با اهداء لوح يادبود شهيدان به خانواده هاي ايشان خاتمه يافت .

انشالله يادمان بعدي مربوط به شهيد محسن نوروزي كه به او هم محسن چريك مي گفتند خواهد بود .


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

نصب يادمان 50 شهيد تا ارديبهشت 88 در سطح شهر تهران

                     شهيد مرتضي ( ميثم ) شكوري گركاني ( فرزند محمد حسن )

                    بگذاريد من و امثال من در اين راه فدا شويم تا اسلام باقي بماند .

                                                                                      فرازی از وصیت نامه شهید

با شروع جنگ تحميلي به اتفاق شهيد دكتر چمران در جنگ هاي نامنظم شركت و بعد از عضويت در سپاه و گذراندن دوره مربيگري به عنوان مربي تاكتيك و سپس به عنوان مسئول كل آموزش پادگان امام حسين (ع) منصوب شد .

سرانجام در سن 30 سالگي با همسر و دخترش وداع نمود و در سمت فرماندهي محور لشگر عاشورا در عمليات بدر به همراه سرداران كاظم نجفي رستگار و حسن بهمني در تاريخ 24/12/63 (شرق دجله) به مقام رفيع شهادت نائل گشتند .

همه نيروهايي كه تحت آموطش نظامي اين فرمانده دلير سپاه قرار گرفته اند بخاطر دارند كه ميثم در پايان هر دوره پاي همه آنها را مي بوسيد و از آنان حلاليت مي طلبيد و مي گفت : مفتخرم كه پاي كساني را مي بوسم كه امام بازوي آنها را مي بوسد .

مزار شهيد : گلزار شهداي شهرستان گركان

                           

                      

                           شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند حسين )

                    آیا فکر نمی کنید شهادت در راه خدا بهتر از مردن در بستر است ؟

                                                                                      فرازی از وصیت نامه شهید

                                           

شهيد با حضور در بسيج و گذراندن دوره آموزش در مرحله اول عمليات بيت المقدس ( آزادي خرمشهر ) با سمت مسئول تداركات انجام وظيفه مي نمود . ايشان در شدت گرما و عطش نيروها با جسارت در راه رساندن آب به نيروها از هيچ كوششي دريغ نكرد .

اين شهيد بزرگوار خود با لب تشنه بر اثر اصابت گلوله كاتيوشاي دشمن در تاريخ 12/2/61 در منطقه فكه با نداي يا صاحب الزمان به لقاء معبود شتافت روحش شاد و يادش گرامي باد .

مزار شهيد : قطعه 26 رديف 5 شماره 53 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)

 

 

                               شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند محمد حسن )

                براي مردان حق مرگ كوچك است به دليل اينكه خداوند براي آنها بزرگ است .

                                                                                                فرازی از وصیت نامه شهید

                                          

شهيد در سال 1360 وارد سپاه شد و پس از شركت در عمليات بيت المقدس و مسلم ابن عقيل دوره فرماندهي را گذراند . ايشان علي رغم مجروحيت مجددا با سمت معاون گروهان گردان انصار الرسول لشگر 27 محمد رسول الله (ص) در عمليات والفجر مقدماتي شركت و در تاريخ 19/11/61 (فكه) به درجه رفيع شهادت نائل شد ، آنگونه كه بدن مطهر اين شهيد در زير تانكهاي رژيم بعثي مفقود گرديد و مثل مادر رزمندگان حضرت زهرا (س) در قلوب عاشقان خدا جاي گرفت .

مزار شهيد : گلزار شهداي شهرستان گركان

 

                                 شهيد محمد شكوري گركاني ( فرزند محسن ) 

                                     اي خدا اگر ما لياقت داريم ما را هم بپذير

                                                                                      فرازی از وصیت نامه شهید

                                         

اين شهيد بزرگوار با حضور در بسيج و گذراندن دوره آموزش نظامي همزمان با ادامه تحصيل جهت انجام تكلف در جبهه حق عليه باطل حاضر و به عنوان تخريب چي در گردان تخريب لشگر27 محمد رسول الله (ص) حضور يافت و با همين مسئوليت در عمليات والفجر 8 شركت و در تاريخ 27/11/64 در منطقه فاو به شهادت رسيد .

ايشان دروصيتنامه خود فرموده اند : اي ملت ، قسم به خدا كه با خميني پيمان بستم و اين مبارزه با كفار بعثي را به ميل خود و رغبت كامل انتخاب كردم و آنقدر مي جنگم تا يا راه كربلا را براي شما عزيزان باز كنم و يا به آرزوي قلبي خويش يعني شهادت برسم .

مزار شهيد : قطعه 26 رديف 82 شماره 53 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)

 

                                                    شهید محمد مرادی

                                         

 فرمانده اطلاعات عملیات تیپ یکم لشگرحضرت رسول (ص) بود . اکثر روزها قبل از طلوع آفتاب دوربین را بر می داشت و در لابلای درختان یکی از روستاهای عراقی موضع می گرفت و تا غروب به شناسایی پایگاه های دشمن و منافقین می پرداخت و سرانجام در تاریخ ۱۲/۸/۶۲ در آخرین ماموریت خود هنگامی که جلودار گردان حضرت مسلم بود نزدیک قله ۱۹۰۴ منطقه پنجوین زخمی شد و در حالی که بچه ها می خواستند او را پایین بیاورند نجات و زندگی دیگران را بر خود ترجیح داد و در زیر درخت بلوطی با زمزمه

            هر لحــــظه سری به روی نی می آید             فـواره خون از رگ و پی می آید

            پیوسته سوال هر بسیجی این است             پس یکه سوار فجر کی می آید

باقی ماند تا به شهادت رسید و درس ایثار و از خود گذشتگی را به میراث گذاشت .

مزار شهید : قطعه ۲۹ ردیف ۱۳ شماره ۱۲ گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

 

در راستاي آكنده نمودن فضاي جامعه از عطر شهادت مراسم بزرگداشت سالگرد سردار شهيد مرتضي ( ميثم ) شكوري و شهيدان محمد شكوري ( فرزند محمد حسن ) و محمد شكوري ( فرزند حسين ) و محمد شكوري (فرزندمحسن ) و سردار رشيد اسلام محمد مرادي به همراه رونمايي از يادمان اين پنج شهيد بزرگوار برگزار مي گردد.


زمان : شنبه 24/12/87 از ساعت 16 الي 18 مصادف با شب ولادت پيامبر اعظــــم (ص)  یکی از پارکهای شهر تهران ! خبر و تصاوير اين مراسم متعاقبا ارائه خواهد شد .


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

بزرگترين غفلت مردم و مسئولين جمهوري اسلامي ايران

در طول سي سال گذشته حدود سي و شش هزار شهيد در تهران و دويست و پانزده هزار شهيد در كل كشور كه اگر جانبازان بالاي پنجاه درصد و شيميايي ها را كه يكي پس از ديگري به شهادت مي رسند هم به آن اضافه كنيم شايد به رقمي معادل سيصد هزار شهيد برسيم و اين بزرگترين حاصل ده ساله اول انقلاب تا پايان دفاع مقدس است كه ابر مرد تاريخ معاصر يعني حضرت آيت الله امام خميني (ره) مرجع عاليقدر شيعيان جهان پرچمدار آن بود ، تعجب نكنيد اين مهمترين معارف اسلامي است كه شهيد زنده است ، شاهد است ، داراي بالاترين مقام است ستاره است ، شمع تاريخ است ، ذخيره است ، ما آنها را از دست نداده ايم بلكه آنها را بدست آورده ايم واين شهدا هستند كه ماندند و گذشت زمان ما را با خود خواهد برد . آيا كسي شك دارد كه شهدا ذخائر عالم بقاء هستند ، آيا كسي منكر آن است كه فرهنگ شهادت و شهدا مملكت و نظام اسلامي را نگه داشته و بيمه كرده است ، آيا كسي هست كه پس از اندكي آشنايي با شهداي اين نظام و آثار بجا مانده از آنها كه بزرگترين ميراث معنوي و مادي نه تنها براي ايران بلكه براي جهان بشريت است شك داشته باشد كه علي رغم ده سال هرج مرج هاي انقلاب و جنگ و ميلياردها خسارات مادي به اين كشورخداوند آنچنان خونبهاي ارزشمندي را به اين مملكت عطا كرد كه جهان در هزاره سوم و بلكه تا ابد مديون و مرهون آن خواهد بود ؟!

اما افسوس و صد افسوس كه ما اين گنجهاي عظيم را در دل قبرستان ها و اكثرا خارج از شهرهايمان و در دل خاكها پنهان كرده ايم و هر چه هم بالاي منابر بگوشمان خواندند كه شهدا زنده اند اما با آنها مانند  مردگان معامله كرديم و نا آگاهانه رفتار رژيم  سفـــّاك و جنايتكار طاغوت را كه مي كشت و با اسم مستعار در دل قبرستان پنهان مي كرد ما نيز بعد از انقلاب همين كار را ادامه داديم و امروز پس از سي سال تازه از خواب غفلت بيدار شده و فهميده ايم خدا برخي از شهدا را به عنوان ذخيره براي امروز ما نگاهداشته كه خوشبختانه آنها را كم كم به سطح شهرها آورده و در دانشگاه ها و مراكز مهم ، عَـلم مي كنيم ، ولي اي كاش از همان روزهاي اول شهدايمان را در كاخهاي نياوران و سعدآباد عـَلم مي كرديم ، اي كاش آنها را در وسط ميادين وليعصر ، قدس و آزادي عـَلم مي كرديم ،اي كاش آنها را در دل پاركهاي بزرگ ملت و جمشيديه و نياوران عـَلم مي كرديم .

ما كه مي دانيم در آينده نزديك گلزارهاي شهدا به ويژه تربت پاك سي هزار شهيد در بهشت زهرا (س) به بزرگترين مراكز زيارتي براي عارفان ، عاشقان و آزادگان جهان تبديل خواهد شد و از كاخهاي بزرگ جهان نيز چشمگيرتر ساخته خواهد شد اما بايد اعتراف كنيم كه ما در اين گذر تاريخي سي سال و حداقل سه نسل را تا كنون از دست داده ايم ، سه نسلي كه اگر هر روز در داخل شهر و در راه مدرسه و دانشگاه و محل كار چشمش به شهدا و پداران و مادراني كه چون شمع ذوب شدند و رفتند ميافتاد شايد امروز حداقل سي سال به اهداف شهيدان نزديكتر شده بوديم ونه هر ساله يكسال دورتر شويم دليل مدعاي ما اين است كه امروزه هنوز وقتي مبتذلترين افراد هم كه وارد گلزار شهيدان مي شوند زانوي ادب و احترام به زمين مي زنند و حداقل براي چند ساعتي كه در كنار شهدا هستند خدايي مي شوند حتي اگر مسلمان هم نباشند .

                 

براين اساس بايد گفت كه ديگر ادامه اين راه ناصواب ( سپردن شهدا به قبرستانها ) عقلا و شرعا جايز نيست و نبايد فريب جوسازيهاي يك عده معاند و نادان را خورد كه مخالف خدايي شدن شهرمان با نام و ياد شهدا هستند . بايد هر آنچه متعلق به شهداست نگهداري و به مردم معرفي شود ، چه خانه ، مدرسه و چه محل كارشهيدان . بايد به تعداد شهدا فيلم ساخت ، كتاب نوشت و از خاطرات آنها كه دراذهان نزديكان موجود است مستند تهيه كرد ، حتي يك عكس و دستنوشته ، فيلم ، صدا ، وصيت نامه ، نامه و هر آنچه متعلق به شهيد است نبايد از بين برود.بايد نام تمامي شهدا بر روي معابر مهم شهرمان نقش ببندد و اين وظيفه نظامي است كه شهدا به خاطر بر پايي آن جان داده اند اين چه معنايي دارد كه براي نامگذاري بايد خانواده شهدا درخواست بدهند و پيگيري كنند و چرا بنياد شهيد مدعي نامگذاري نشود؟!

                 

تهراني كه حدود سي هزار شهيد دارد چرا تنها نام يك سوم آنها روي اماكن و معابرش نقش بسته است ؟ بايد تمامي تصاوير شهدا و صحنه هاي انقلاب و دفاع مقدس بر درو ديوار شهر نقش ببندد بايد در تمام اماكن عمومي و به ويژه پاركها و تفريحگاه ها نمادي از شهيد و شهادت و يا پيامي از آنها به چشم بخورد ، بايد هر كلاس درسي از مهد كودك و ابتدايي تا دانشگاه به يك نماد از شهيد وآثار و وصاياي شهدا مزين شود ، حتي از يك لنگه پوتين يا لباس و انگشتر و پلاك شهدا نيز نبايد گذشت ، بايد در هر مكان دولتي پيكر يك يا چند شهيد گمنام و يا حتي پيكر يك جانباز و رزمنده اي كه از دنيا رفته را به وديعت سپرد و گلزار شهدا مفتخر است كه امروز پيش قراول اين حركت بزرگ فرهنگي شده ، و مي رود تا تمام سطح شهرمان را به نام و ياد شهيدان مزين و متبرك نمايد و در اين مسير از هيچ تلاشي  فرو گذار نخواهد كرد و انشالله غفلت سي ساله را جبران مينمايد.                          

 در انتها توجه شما را به اين فرمايش مقام معظم رهبري جلب ميكنيم : بگذاريد نام و ياد شهدا رنگ ثابت زندگي روزمره ما بشود مسئله شهدا مسئله شخص هم نيست كه بگوييم مي خواهيم اشخاص را تجليل كنيم نه ما مي خواهيم يك جريان را تجليل كنيم كه اين جريان عبارت است از اينكه كساني در راه خدا و در راه حق آنقدر حاضر به اقدامند كه حتي وقتي پاي جانشان به ميان مي آيد حرفي ندارند جان را كف دست مي گيرند و وسط ميدان مي روند .


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

سخنراني سعيد قاسمي در سالروز شهادت شهيد محمودوند . مزار شهید بزرگوار بهشت زهرا (س) قطعه ۲۷ ردیف ۱۶

                                            با آنکه شکسته‌ایم، برمی‌خیزیم

نه سال پس از شهادت علمدار گردان تخریب لشکر 27 حاج علی محمودوند و بنیانگذار گروه تفحص شهدای بچه های لشگر 27 مراسمی گرامی داشتی در شب جمعه 1/12/87 در منزل ایشان واقع در سرآسیاب دولاب تهران مراسمی برگزار گردید که در این مراسم دوستان آن عزیز در جمع شرکت داشتند.

شهید علی محمودوند در 6 تیر 1343 در تهران بدنیا آمد اول بار در سن 16 سالگی در سال 1361 به جبهه رفت و در عملیات رمضان شرکت کرد. کارش را با گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شروع کرد و در عملیات والفجر مقدماتی به همراه گردان حنظله در کانال حنظله مجروح شد و در عملیات های خیر و بدر نیز شرکت جست. در والفجر 8 یک پایش را از دست داد. وی در سال 1367 ازدواج کرد.

شهید محمود وند در سال 1371 با تکیه بر تجربیات خود از دفاع مقدس گروه تفحص شهدا را تاسس کرد و در نهایت در عصر روز 22 بهمن 1379 در حین تفحص شهدا با سجده خونین بر خاک های فکه بوسه زد و به شهادت رسید.

در این مراسم چند تن از دوستان شهید با ذکر خاطراتی کوتاه از شهید محمود وند یاد او را گرامی داشتند و سپس نماهنگی کوتاه از شهید و فعالیت هایش پخش شد. در ادامه سردار سعید قاسمی از همرزمان شهید محمود وند و از بنیان گذاران واحد تفحص شهدا به ایراد سخرانی پرداخت.

                     سردار حاج سعيد قاسمي در كنار شهيد حاج علي محمود وند در حال تفحص شهدا

سردار قاسمی پس از عرض ارادت به خانواده شهید و تشکر از دوستان وی گفت شما پس از گذشت 10 سال از شهادت محمود وند این مراسم را با شور حرارت بر گزار می کنید. همه شما حاج علی را خوب می شناختید مردی با بیش از 80 ماه حضور در جبهه، 75 درصد جانبازی و یک پای قطع شده و یک کلیه از دست داده و فرزندی به نام عباس که معلول مادر زاد بود. حاج علی از زندگی دنیا هیچ نداشت جز همسری مهربان و دو فرزند پاک؛ هنوز گرمای جبهه و جنگ فروکش نکرده بود که غم به جا ماندن اجساد دوستانش در مناطق جنگی بر پیکر نحفش سنگینی می کرد و تحمل دیدن ذوب شدن تدریجی خانواده شهدا در غم فراغ فرزندانشان را نداشت به همین خاطر حاج علی در حرکتی خودجوش در سال 72 به همراه تعدادی از بچه های قدیمی لشکر 27 حضرت رسول (ص) گروه تفحص شهدا را راهاندازی کرد و در منطقه فکه و طلائیه فعالیت خود را شروع کرد.

سردار قاسمی افزود: حاج علی خود تخریب چی قهاری بود و در گردان حنظله درعملیات والفجر مقدماتی به همراه تعداد زیادی از بچه های گردان حنظله به مدت 5 شبانه روز در کانالی که بعدها به علت رشادت بچه های این گردان به کانال حنظله معروف شد جنگیده بود و توانسته بود پس از جراحتی سخت از کانال رهایی یابد اما دوستانش در آنجا تا آخرین نفس جنگیدند و شهید شدند. این شهدا درآخرین مکالمات بی سیم خود با حاج همت گفتند که: " سلام ما را به بابا بزرگ (امام خمینی) برسانید و بگویید که ما همانگونه که سفارش کرده بود " عاشورایی جنگیدیم."

مهندس سعید قاسمی گفت: علی محمود وند قریب 10 سال با وجود داشتن فرزندی معلول و ناراحتی شدید جسمی در مناطق آلوده جنگی که در بعضی نقاط آن عمق میدان موانع احداث شده توسط دشمن به 3 کیلومتر می رسید توانست پیکر مطهر بیش از 300 تن از شهدا را با دستان خود و با وجود خطراتی که در پیش داشت در بدترین شرایط آب و هوایی جنوب کشف کند. حاج علی هیچ وقت از تفحص شهدا خسته نمی شدچه روز ها؛ که با قرائت زیارت عاشورا وارد میادین مین می شد و چه شب هایی که به قول خودش پس از 25 روز کار هیچ جنازه ای را کشف نمی کرد و بعد مجبور می شد شهدا را مخاطب قرار داده و به آنها بگوید: "بی انصاف ها می دانم که شما دوست دارید اینجا بمانید اما قدری هم به فکر پدر و مادر خود باشید و به آنها رحم کنید اگر نمی خواهید ما شما را پیدا کنیم ما هم بر می گردیم" و چه قدر برایش سخت بود که شهیدی را بجوید و هیچ اثری را از هويت شخصي اونیابد.

همرزم شهید همت آنگاه چنین ادامه داد: در همان هنگام که او سالی دو سه بار پای مصنوعیش در تفحص شهدا از بین می رفت و برای تعویض آن به بنیاد جانبازان مراجعه می کرد، آنها در جوابش می گفتند طی بخشنامه مجازیم که فقط سالی یکبار پایت را تعویض کنیم. حاج علی چه بسیار نیش و کنایه از دوست و آشنا که نشنید. به او می گفتند: مگر دیوانه ای؛ اکنون وقت گرفتن مدرک و درجه و جایگاه است. وقت گرفتن زمین است تا کی می خواهی در خانه سازمانی بمانی و...

وي افزود:حتی بعد شهادت هم با جملاتی عاقل اندر سفیه می گفتند که متاسفانه مواردی ایمنی را رعایت نکرد و از این گونه حرفهای مزخرف. در پاسخ به آنها باید گفت بله، آن هنگام که همه دعوت به ماندن می کردند او در فکر رفتن بود. شما بهتر است فکری برای خودتان بکنید " اینما کنتم یدرک کم الموت و لو کنتم فی بروج مشیده" هر کجا باشید مرگ شما را در بر خواهد گرفت حتی اگر در برج های بلند باشید. شهادت هنر مردانی است که مرگ را خود انتخاب می کنند.

سردار قاسمی در تبیین روند تفحص شهدا گفت: البته به دلیل کارشکنی های کارشکنی های اشغالگران آمریکایی و انگلیسی در عراق بخشی از فعالیت تفحص مختل شد اما این دلیل نمی شود که ما کار را تعطیل کنیم و این فعالیت باید در داخل خاک ایران و عراق مستمرا ادامه یابد و اگر هم دوستانی ناراحتند که ممکن است باز هم تلفات بدهیم و ارزش ندارد باید بدانند که باید سعی کرد تا بچه های تفحص را به بهترین تجهیزات حفاظتی و امنیتی مجهز نمود. وی سپس با گلایه افزود مگر ما از آمریکایی ها کمتر هستیم که بعد از گذشت 4 دهه از تجاوزشان به ویتنام هنوز تیم های تفحصشان در جستجوی اجساد سربازانشان هستند و یا از اسرائیلی ها که برای گرفتن جسد دو سربازشان حاضرند آنها را با صد ها اسیر فلسطینی و لبنانی معاوضه نمایند و یا جنگی 33 روزه را به حریف تحمیل کنند.خانواده رزمنده مسلمان باید مطمئن و دلگرم باشد که مسئولین برای جان فرزندانشان ارزش قائلند نه اینکه فقط در وقت ضرورت و بر اساس احساس نیاز آنها را به بازی بگیرند و بعد از فروکش کردن جنگ آنها را به فراموشی بسپارند.

هم رزم حاج احمد متوسلیان ادامه داد: برای ما عجیب است که در همین عملیات والفجر مقدماتی و یک اسرای مصری و اردنی و سودانی داشتیم و هنوز یادمان نرفته که حضرت امام نسبت به حسنی نا مبارک؛ حسین اردنی و فهد سعودی با چه عصبات و کینه ای سخن می گفت و آنها را بی غیرت و بی شرف می نامید و چه قدر جالب است که امروزه همین ها را در قضیه غزه با هم و در کنار اسرائیل و در مقابل ملتی از جنس خودشان یعنی فلسینی ها می بینم و خیانت هایشان را مشاهده می کنیم. اما متاسفانه در اینجا برخی برای مناسبات سیاسی بی ارزش چند روزه دنیا از بردن حتی نام این ملعونین ابا دارند و وفقط بر این جمله تکراری و کلیشه ای مزخرف "خیانت برخی کشورهای عربی" تاکید می کنند انگار مقصود از این کشور های عربی بورکینا فاسو است. چرا باید کسانی که سمت های سیاسی هم دارند بخواهند به هر قیمتی ولو پایمال شدن اعتبار و آبروی انقلابی ما حاضر به کرنش در مقابل خیانت ها و فحاشی های اشخاصی چون ابولغیظ ها باشند؟ وی سپس ادامه داد اگر به دنبال بر قراری رابطه با مردم مصرید زهی خیال باطل، مگر حسنی نا مبارک اجازه چنین کاری را به شما خواهد داد؟

وي افزود:باید بدانید که به تعبیر امام، حسنی برای ما کماکان نا مبارک است و ما هنوز تغییراتی در مصر و اردن برای مبارک شدن حسنی ها و عبدالله ها ندیده ایم. اگر در سوابق مبارزاتی شما حضور در جبهه های جنگ وجود ندارد پیشنهاد می کنم در ایام تعطیلات نوروز در غالب یکی از کاروان های راهیان نور به هرکجای این 1200 کیلومتر خط تماس تشریف ببرید و یا از دوستان رزمنده ما بخواهید تا مین های با مارک Made in Egypt را به شما نشان دهند تا شاید کمی به خودتان بیایید. البته بعید می دانم. شما همانهایی هستید که این روزها با یک نرم خویی ظاهری اوباما که گفت ایران مشت گره کرده خود را باز کند فریب گرگ را خوردید و آن قدر ذوق زده شدید که به جای مشت آغوشتان را برای او باز کردید.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از برخی جریان های استشهادی در کشور گفت نباید کلمه استشهادی را در هر جایی مفت خرج کنیم. این واژه ای مقدس است و بسیار ارزشمند تر از آنکه بگوییم مثلا در جنگ غزه یکصد هزار نفر از جوانان ما در گردان های استشهادی ثبت نام کردند، این کار یعنی چه؟

اینگونه نیست که نیروهای استشهادی یک شبه و در اثر غلیان احساسات و عواطف تولید شوند بلکه نیروی استشهادی متکی به شعور و معرفت دینی و انقلابی است. استشهادی یعنی بچه های تفحص که علمدارشان حاج علی محمود وند است که هر روز بعد از خواندن زیارت عاشورا درون میادین خطرناک مین می رفتند و نزدیک به 10 سال این کار را فقط برای رضای خدا و خشنودی دل خانواده شهدا انجام می دادند. حاج علی دیوانه نبود و می دانست اگر به دنبال چرب و شیرین دنیا برود امروز می توانست همچون ما به جایی برسد اما حاج علی محمود وند دل در گرو سودایی دیگر داشت و به همین خاطر بود که دائم این شعر را زیر لب زمزمه می کرد:

این سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان

شیرینی جنگ سهم من از دنیا این زندگی قشنگ مال خودتان


سردار سعید قاسمی اشاره کرد: ما مفتخریم که درمیان سپاه اسلام به ویژه لشکر 27 حضرت رسول چنین فرماندهان شجاعی داریم. علمدارانی چون: محمود وند و مجید پازوکی و شهبازی و غلامی و حدود 20 شهید دیگر که در مدت زمان بیش از یک دهه عملیات تفحص را به خون خود استمرار بخشیدند و حرکت انقلابی را تداوم دادند و برای همه ما سرمشق شدند. این حرکت با حمایت مقام معظم رهبری تا امروز توانسته با اهدای 50 شهید از یگان های مختلف اجساد بيش از 30 هزار شهید را کشف و شناسایی نماید.

ويدر خاتمه افزود: هنوز این فعالیت پایان نپذیرفته و در این مرحله می توان با برقراری ستادی به شکل محسوس و یا نا محسوس از فرماندهان و یا سربازان عراقی که از وضعیت شهدای ما مطلعند استفاده کرد و این عهدی است که ما با رهبر و مقتدایمان و برادران و دوستان شهیدمان بسته ایم.

عهدی است که بسته ایم، بر می خیزیم با آنکه شکسته ایم، بر می خیزیم

هروقت که نام عشق را می خوانند هرجا که نشسته ایم، بر می خیزیم

به نقل از سايت خبري رجانيوز


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

مراسم ویژه نصب یادمان های شهیدان ...

                                           بسم رب الشهدا و الصدیقین

ما باید برای یک شهید که از دستمان می رود علم بپا کنیم نوحه خوانی کنیم ، گریه کنیم و فریاد کنیم .

                                                                                                   امام خمینی (ره)

                             

                                           مراسم ویژه نصب یادمانهای شهیدان

محمد ابراهیم ملک محمدی             محل دفن : بهشت زهرا (س) قطعه ۱۴ ردیف ۱۹۱ شماره ۳۷

علی اصغر مطلب نیا                       محل دفن : بهشت زهرا (س) قطعه ۱۷ ردیف ۸ شماره ۵۰

سید بهروز جوزی                           محل دفن : گلزار شهدای چیذر

سید علیرضا جوزی                        محل دفن : گلزار شهدای چیذر

در تاریخ ۲۰/۱۱/۱۳۸۷ در پارک سهیل و در نزدیکی محل زندگی این شهیدان و خیابانی که به نام شهیدان است برگزار گردید . در این مراسم با شکوه خانواده معظم چهار شهید مذکور و همچنین پدر شهیدان موحد دانش به همراه جمعی از ایثارگران حضور داشتند ، این مراسم به همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران منطقه ۳ ، بنیاد شهید انقلاب اسلامی و امور ایثارگران ، نمازگزاران و بسیجیان پایگاه مقاومت بسیج شهید اندرزگو مسجد مهدیه ، برگزار گردید و طی آن شعر بلند انقلاب سروده شاعر اهل بیت (ع) و برادر دو شهید حاج رحیم چهره خند توسط وی قرائت شد سپس با اجرای موزیک توسط برادران دژبان آجا و خانواده معظم شهیدان از یادمانها یک به یک پرده برداری شد .

                یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده بماند ( مقام معظم رهبری )

تصاویر مراسم را ببینید :

       

              

             

             

             

 


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

قسمتي از زندگي نامه سراسر حماسه و افتخار برادر سپاهي شهيد حسن محمود نژاد

                                               بسم الله الرحمن الرحيم

قسمتي از زندگي نامه سراسر حماسه و افتخار برادر سپاهي شهيد حسن محمود نژاد

در تير ماه سال 1335 فرزندي به دنيا آمد كه نام او را حسن گذاشتند او در قم شهر خون و قيام دوران كودكي را پشت سر گذاشت و پس از تحصيل كلاس هشتم دبستان همگام با پدر و برادران بكار ساختماني پرداخت . از همان دوران كودكي علاقه خاصي به جلسات و هئيت هاي مذهبي و مداحي اهل بيت (ع) داشت در فراگيري اشعار و فرايض مذهبي بسيار جدي بود او همگام با امت حزب الله در پشيبرد نهضت نقشي به سزا  داشت .

                 

زماني كه حضرت امام خميني در نجف بودند كارهاي بسيار مفيدي انجام داد تا اينكه خبر شهادت فرزند رهبر انقلاب امام خميني ( حضرت آيت الله سيد مصطفي خميني ) به ايران رسيد در اكثر جلساتي كه به اين مناسبت تشكيل مي شد شركت داشت .

فوت حاج آقا مصطفی حركتي شد براي پيش برد انقلاب اسلامي لذا شهيد محمود نژاد نقش حساسي در رساندن نوار و اعلاميه ايفا ميكرد تا اينكه رژيم خود را در خطر سقوط حتمي ديد و به خيال خام خود و كوبيدن نهضت ، مقاله توهين آميز را به ساحت مقدس روحانيت مخصوصا ( امام خميني ) در روزنامه اطلاعات آن زمان به چاپ رسانيد .

طلاب و ساير اقشار مردم براي كسب تكليف به منزل روحانيون رفتند ولي دستگاه آنها را به گلوله بست و عده اي را شهيد و عده اي را مجروح و مصدوم ساخت ، شهيد محمود نژاد پيوسته در تشكيل تظاهرات و جلسات عمومي و خصوصي فعاليت چشمگير داشت .

همگام با ساير محرومين به ستيز با طاغوتيان برخواست و با فريادهاي آتشين خود انقلاب را تداوم بخشيد تهيه پرچم هاي خونين عاشورا كه به 4 متر هم مي رسيد يكي از كارهاي او بود . پخش اعلاميه و نوار و چسباندن عكس چه در قم و چه در تهران و ساير جاها در زماني كه طاغوتيان همه جا در كمين بودند كار ساده اي نبود ، لذا با جديت فعاليت خود را ادامه مي داد .

در روزها و شب هاي دوران انقلاب كه تظاهرات ادامه داشت يكي از گردانندگان تظاهرات بود . پس از اينكه امام اراده فرمودند كه به ايران بيايند با جمعي از برادران به عنوان محافظت از امام عازم تهران شد و همگام با ديگر همرزمان در بهشت زهرا (س) در خدمت امام بود پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن در هسته هاي مقاومت در قم فعاليت داشت تا به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آمد اين دومين باري بود كه به جبهه مي رفت و چند صباحي در خدمت سپاه دلیجان بود و آخرین خدمتش در شهر تفرش در سپاه فعاليت داشت در تفرش خدمات ارزنده اي در رابطه با تبليغات انجام ميداد تا اينكه در جبهه جنوب بر اثر تركش خمپاره از پشت زخمي مي شود و در بيمارستان آيت الله كاشاني اصفهاني بستري مي شود بعد از چند روزي بر اثر قطع نخاع به فيض شهادت نائل گرديد آخرين كلامي كه اين شهيد گفت و از دنياي فاني به لقاالله پيوست اين بود : ( استقلال آزادي جمهوري اسلامي ) پيكر پاكش را با گروهي از شهدا در تاريخ پنجشنبه 19/8/61 در گلزار شهدا شماره 2 علي ابن جعفر به خاك سپردند .

             شهيد حسن محمود نژاد

روان پاكش شاد و راهش براي همه پويندگان راه حق و فضيلت پر رهرو باد .


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

اين يك افتخار بزرگي بود براي من و امثال من كه بدست مزدوران پهلوي خائن جنايت كار كشته شده ام

شهید حسین محمود نژاد شاید تنها شهید ۲۲ بهمن ۵۷ باشد که وصیت نامه وی بخط خودش موجود است و وبلاگ گلزار شهدا برای اولین بار این افتخار را دارد که این شهید و برادرش حسن محمود نژاد را به همه تشنگان فرهنگ شهادت و انقلاب اسلامی معرفی کند .

                      تصوير شهيد حسين محمود نژاد      تصويرشهيد حسين محمود نژاد

                                         متن وصیتنامه شهید حسین محمود نژاد                                           

                                                       بسم الله الرحمن الرحيم

سخنان يك مجاهد مبارزه در شهر قم

من كه در مبارزه شاه جلاد خون آشام زير سايه امام خميني شهيد شده ام .اين يك افتخار بزرگي بود براي من و امثال من كه بدست مزدوران پهلوي خائن جنايت كار كشته شده ام و من از آن زماني كه دست به مبارزه زدم هميشه افتخارم بر اين بود كه جانم ، روحم ، خونم ، عمرم براي فدايي از يك رهبر انقلابي يك مرجع مجاهد يك عالم سياسي يكه مبارز با فساد ، كفر ، ظلم و ستم رها كنم اين درسي بود براي ديگران براي برادران و خواهران مجاهد اسلامي كه اين مرجع تقليد تمام شيعيان جهان را تنها نگذارند و به ديگران هم درس آزادي ، تقوا ، مردانگي و جانبازي دهيد .

                      اي عالم رباني                                                  تو مرجع جهاني        

     از من به تو اي ملت ايران از راه محبت                        اين پهلوي خونخوارآدم شدني نيست

                شهيد حسين محمود نژاد از شهداي انقلاب كه در تصوير با لكه قرمز رنگ نشان داده شده است

و دوستان ، رفقا ، برادران ، خواهران ، پدران و مادران از شما تقاضا مي كنم تا سر نگوني شاه كثيف و ريشه كن ساختن دودمان پهلوي و مزدوران اطرافش دست از مبارزه گرم خود بر نداريد و ريشه پليد دشمن و پرچم كفر و ستم را از اين مملكت قطع كنيد و پرچم محمد (ص) اسلامي زير نظر حضرت آيت الله العظمي امام خميني برقرار سازيد .

                                                                                    حكومت اسلامي

                                                                                     قرآن   خدا    دين

                                                                                           خميني

         

              آدرس مزار شهيد در گلزار شهداي بهشت زهرا (س) قطعه ۲۱ رديف ۵۴ شماره ۲۹

             مزار شهيد حسين محمد نژاد در قطعه 21 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)      مزار شهيد حسين محمد نژاد در قطعه 21 گلزار شهداي بهشت زهرا (س)

 

برادر این شهید حسن محمود نژاد که در دفاع مقدس به شهادت رسیده است ، در پست بعدی به حضور خوانندگان گرامی معرفی می گردد. ضمنا ۱۲۰ دقیقه فیلم مستند از خاطرات مادر و برادران این دو شهید گرانقدر موجود می باشد که در صورت تمایل می توانید مطالبه نمایید . 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

هر معبر يا مكاني كه به نام شهداست به تصوير و زندگينامه شهيد مزين مي گردد

اخيرا در برخي از مناطق شهرداري تهران مانند منطقه 7 به همت شهرداري و با مشاركت بسيجيان و بعضا بنياد شهيد و امور ايثارگران شاهد نصب تابلوهايي با تصاوير و اطلاعاتي مختصر از شهدايي كه در آن محله يا منطقه زندگي مي كرده اند هستيم و قرار است اين حركت بسيار عالي فراگير شده و تمام نقاط شهر تهران و انشاالله بعد ها به شهرستانها نيز گسترش يابد . گلزار شهدا ضمن تشكر فراوان از مسئولين امر بنابر تجربياتي كه دارد نكاتي را متذكر مي شود . به طمع آنكه حق تعالي در اين حركت با ارزش ما را نيز سهيم نمايد :

1- صرف نصب تصوير شهيد و روشن شدن هر روزه چشم مردم به تمثال بي مثال شهدا خود بسيار ارزشمند است و اثر وضعي داشته و قطعا سازنده مي باشد و از همه مهمتر دل سوخته خانواده هاي شهدا را شاد خواهد كرد .

2- با نصب تمام تصاوير شهدا ، تازه نسل جوان خواهد فهميد كه 215000شهيد كه 36000 آن به تهران اختصاصي دارد يعني چه كه اينهم بسيار ارزشمند و البته تكان دهنده است .

3-بسيار بجاست حال كه اين حركت ارزشمند شروع شده نكات زير مورد توجه عزيزان قرار گيرد :

الف - حد اقل قسمتي از پيام يا وصيت نامه و يا نحوه شهادت شهيد آورده شود .

ب – از مصالحي استفاده شود كه حد اقل چندين سال دوام داشته باشد و با يك باران يا تابش مختصر نور آفتاب تصوير شهيد از بين نرود .

ج- بهترين مكان ها براي نصب اين يادمانها از نظر ماندگاري ديوارها و فضاهاي عمومي و دولتي مثل پاركها ، مساجد ، مدارس ، ادارات ، پادگانها ، فرهنگسراها ، فضاهاي سبز و ميادين شهر مي باشد كه هم در معرض ديد عموم است و هم مي تواند چند شهيد آن منطقه را در يك يادمان معرفي كرد .

در پايان تصوير چند نمونه از يادمانهايي كه با استفاده از مصالح مقاوم ساخته شده و قابليت جابجايي دارد و هزينه آن نيز قابل توجه نمي باشد ارائه مي گردد.

                        سنگ يادمان شهيدان ناصرالدين اميدي عابد و اسماعيل سلامت بخش

                                    يادمان شهيد عماد مغنيه - واقع در گلزار شهداي بهشت زهرا (س)قطعه

                  مراسم پرده برداري از سنگ يادبود شهيد سيد مرتضي آويني با حضور رياست محترم صدا وسيما  آقاي ضرغامي و خانواده معظم شهدا

                                    

يادمان سنگي قائم با استفاده از سنگهاي گرانيت با قابليت جابجايي و يكصد سال دوام و قابل نصب بر روي كرسي در فضاي سبز و ميادين و پياده روها و قابل نصب بصورت افقي بر روي ديوار در ابعاد مختلف .

             تصوير شهيد سيد مرتضي آويني واقع در گلزار شهداي بهشت زهرا (س)       تصوير شهيد آيت الله شاه آبادي واقع در گلزار شهداي بهشت زهرا (س)

تابلوهاي فلزي شيشه اي در ابعاد مختلف با استفاده از تصاوير شهدا و صحنه هاي انقلاب و دفاع مقدس با قابليت جابجايي بسيار آسان قابل ذكر است كه اين تصاوير كه دو رويه بوده در داخل شيشه دوجداره اي كه با چسب آكواريوم آب بندي مي شود قرار گرفته و حداقل عمر آن در معرض آفتاب و باران 15 سال مي باشد.  

    در انتها به اطلاع خوانندگان مي رساند : مراسم بزرگداشت ياد و خاطره شهيدان انقلاب اسلامي و

                           دفاع مقدس با پرده برداري از يادمان شهيدان گرانقدر

                                       

                           محمد ابراهيم ملك محمدي شهادت ۱۷ شهريور۱۳۵۷

                                     

                     علي اصغر مطلب نيا  شهادت ۱۵ آبان ۱۳۵۷ ( سه راه افسريه )

                                     

                       سيد عليرضا جوزي شهادت ۱ مرداد ۱۳۶۷ ( سه راه كوشك )

                                     

                       سيد بهروز جوزي  شهادت ۲۳ خرداد ۱۳۶۴ ( جبهه موسيان )

برگزار خواهد شد . زمان : يكشنبه ۲۰/۱۱/۸۷ ساعت ۱۶ مكان : اتوبان شهيد ايت الله صدر خيابان شهيدان ديباجي جنوبي ـ خيابان شهيدان جوزي ـ جنب پارك سهيل

 


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

حضور سمیر قنطار ( مبارز لبنانی) در گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

سمیر قنطار مبارز لبنانی که سالها در زندانهای رژیم صهیونیستی در بند بود ظهر امروز ساعت ۱۲:۳۰بعد از ظهر روز پنجشنبه ۱۰/۱۱/۸۷ برای زیارت و ادای احترام به ساحت مقدس شهیدان انقلاب اسلامی و زیارت مرقد مطهر حضرت امام خمینی (ره) سرزده وارد گلزار شهدای بهشت زهرا (س)شد ، و از یادمان شهدای استشهادیون و شهید عماد مغنیه دیدن کرد و بدون هیچ محدودیتی با افراد عادی که در محل حاضر بودند عکس یادگاری گرفت .

در ادامه ، بازدیدی از مرکز فرهنگی خانه شهید گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به عمل آوردند و از سالن نمایش فیلم شهید فتحی شقاقی دیدن کرد .      

    

                سمير قنطار در كنار يادمان شهيد عماد مغنيه

                

               

                حضور سمير قنطار در سالن نمايش فيلم شهيد فتحي شقاقي در خانه شهيد گلزار شهدا

               

                             حضور در مركز فرهنگي خانه شهيد گلزار شهداي بهشت زهرا(س)

عكاس : علي مختاري


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

غلامحسین افشردی را می شناسیم؟؟؟

امروز سری به سایت خبرگزاری فارس زدم در صفحه اول مطلبی به مناسبت سالگرد شهید غلامحسین افشردی تیر شده بود . صفحه مورد نظر را باز کردم در خط اول نوشته شده بود به بهانه سالروز پرواز آسماني غلامحسن افشردي ، از یک لحاظ خوشحال شدم که یادی از این شهید شده و متعجب اینکه غلامحسن افشردی کیست ؟ من غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری را می شناسم اما غلامحسن را !!! صبح امروز بر سر مزار مطهرش رفتم ، سبد گل بسیار زیبایی بر روی مزارش بود گفتم شاید مادر بزرگوارش به خانه فرزندش سری زده از همرزمانش که هیچ سالی خبری نیست اصلا نمی دانم یادش میکنند یا نه ، بعضی از آنان غلامحسین را به اسم میشناسند اما به سیرت نه شاید برای همین بود که زود از میان آنها پرواز کرد به می اندیشم بعضی از ما نام شهدایمان را هم به درستی بلد نیستیم حال چگونه می خواهیم از سیرت و راه حقیقی آنان پیروی کنیم .البته این چند سطر را فقط برای بیداری خودم نوشتم نه چیز دیگر. مطلب زیر برگرفته از سایت خبرگزاری فارس منتسب به سپاه پاسداران می باشد . فقط شما غلامحسن را غلامحسین بخوانید ...

شماره:8711090174
87/11/09 - 10:59
به بهانه سالروز پرواز آسماني غلامحسن افشردي
شهيد حسن باقري فرمانده فرماندهان جنگ بود

خبرگزاری فارس: شهيد حسن باقري به عنوان ركن اصلي اطلاعات و عمليات رزمي آنگونه با قدرت عقل و ايمان عمل مي‌كرد كه فرماندهان وي را فرمانده فرماندهان جنگ مي‌دانستند.

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، غلامحسن افشردي (شهيد باقري) در 25 اسفند سال 1334هجري شمسي در حوالي ميدان خراسان در خانواده‌اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشود.
وي دوره دبستان را در مدرسه مترجم‌الدوله و دوره متوسطه را در دبيرستان مروي تهران به پايان رساند و درسال 1354پس از اخذ ديپلم رياضي، در رشته دامپروري دانشكده كشاورزي تحصيلات عالي خود را آغاز كرد.
وي در اسفند سال 1356به خدمت سربازي اعزام شد و در دوران خدمت سربازي به ارشاد و هدايت سربازان پرداخت و همزمان با آغاز انقلاب اسلامي خدمت سربازي را رها كرد و به فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي خود ادامه داد.
شهيد غلامحسن افشردي در اوايل سال 1358به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در واحد اطلاعات درآمد و از آن پس بود كه نام مستعار «حسن باقري» برايش برگزيده شد.
شهيد باقري در سال59 به عنوان يكي از معاونان ستاد عمليات جنوب انتخاب شد كه در عمليات شكست حصر آبادان در سازماندهي و كسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش به سزايي داشت.
وي در مدت حضورش در جبهه‌هاي جنگ تنها يكبار آن هم به مدت 5روز براي ازدواج، از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان (عج) نام نرگس را براي تنها فرزندش برگزيد.
زندگي شهيد باقري بسيار ساده آغاز شد و هيچ‌گاه در طول دوران كوتاه زندگي مشترك، خبري از تجملات و رفاه نبود.
وي از سر بي نيازي به دنيا نگاه مي‌كرد و قناعت را ضرورت يك زندگي سالم مي‌دانست.
در عمليات طريق القدس كه براي اولين بار قرارگاه مشترك بين سپاه و ارتش تشكيل شد، شهيد باقري به عنوان معاون فرماندهي كل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترك حضور يافت و در شناسايي محورها و تحليل و پيش بيني حركت‌هاي دشمن و پي‌گيري مسائل رزمي نقش به سزايي را ايفا كرد.
شهيد باقري در هدايت و راهنمايي دستگاه جنگي و نظام حاكم برآن در منطقه جنوب به عنوان ركن اصلي اطلاعات و عمليات رزمي آنگونه با قدرت عقل ايمان و باور قلبي عمل مي‌كرد كه به گمان بسياري از فرماندهان نظامي از وي به عنوان فرمانده فرماندهان همواره ياد مي‌شد.
شهيد باقري در هنگام ورود امام(ره) در دوازدهم بهمن ماه 57 از جمله كساني بود كه در كميته استقبال از ايشان حضوري فعال در كنارشهيد بروجردي و ساير نفرات در بخش حفظ و امنيت امام خميني(ره) داشت.
شجاعت و شهامت شهيد باقري بسيار بالا و قابل توجه بود؛ وي باتوجه به اينكه يك مسئول رده بالاي نظامي بود اما همواره به عنوان عناصر اطلاعاتي در شناسايي‌ها شركت مي‌كرد.
شهيد باقري در مورد نيروهاي بسيجي مي‌گفت كه اين بسيجي‌ها امانتي الهي هستند كه بايد قدرشان را بدانيم و تمام سعي خود را در حفظ آنها بكار ببريم؛ اين بسيجي است كه جنگ را اداره مي‌كند و تا زماني كه نيروي ايمان در آنها وجود دارد جنگ به پيروزي مي‌انجامد.
شهيد حسن باقري در 9بهمن سال1361براي شناسايي و آماده سازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم در سنگر ديده‌باني مورد هدف دشمن بعثي قرار گرفت و به همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقائي و وزوائي و...به لقاءحق شتافت.
انتهاي پيام/ر
 


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

برگزاری مراسم دعای ندبه در سالن دعای ندبه گلزار شهدای بهشت زهرا(س)

       برگزاری مراسم دعای ندبه در سالن دعای ندبه گلزار شهدای بهشت زهرا(س)

                              

                                       با سخنرانی : حجت الاسلام پناهیان

                                       

                                              مداح : حاج محمد طاهری

 

زمان : جمعه صبح سالن دعاي ندبه بهشت زهرا(س) بعد از نماز صبح

پخش مستقيم از شبكه يك سيما ساعت ۶ الي ۷:۳۰ صبح 


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

باز محرم ، عاشورا ، كربلا ، شيعه و وحدت ...

 أَلسَّلامُ عَلَى الْجُيُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِياتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمينَ

                    اينجا كربلاست ...روز عاشورا...
                    باز محرم ، عاشورا ، كربلا ، شيعه و وحدت ، 1369 سال است كه می گذرد

ديشب به هيئت محل رفته بودم ، ترك ، فارس ، كرد ، مشهدی ، شمالی و جنوبی ، همه و همه در كنار هم عزاداری می كردند آن بسيجی كه هر شب در نماز جماعت مسجد حاضر بود در كنار آن جوانی كه طاعون اينترنت و بلوتوث او را به ابتذال كشيده ، حتی انقلابی و ضد انقلابی در كنار هم بر سر و سينه می زدند ، پير و جوان ، مسجدی و پاركی ، زن و مرد ، بیسواد و باسواد ، پولدارو بی پول همه و همه زير لوای خيمه عزای حضرت سيدالشهداء (ع) جمع شده بودند و به بركت خون پاک شهیدان کربلا که محور وحدتشان بود مشي معرفت و مانور نظامی داشتند و برای جهاد و شهادت کسب آمادگی می کردند عجب ذخیره ای است خون شهیدان دشت کربلا .

در خبری خواندم در ایام محرم امسال ، حدود ۱۵ هزار طبل و سنج به فروش رسیده تا در دسته جات عزاداری مورد استفاده قرار گیرد ، البته این را باید با طبل و سنجهایی که از سالهای قبل موجود است جمع زد که اگر به سی هزار برسد تفسیرش این می شود ، برای هر طبل و سنج دست کم یکصد نفر جوان در صفوف منظم ، اشعار حماسی و شعار شهادت طلبی سر می دهند و حس مردانگی و شجاعت و با عزت زیستن در آنها زنده می شود ، خوب دقت کنید " طبل و سنج، نظم ، پرچمهای رنگارنگ ، اشعار حماسی اشک و آرزوی شهادت و لباسهای متحد الشکل و حتی سر سفره با جمعیت های بالا یکصد نفری غذا خوردن "سوال این است راستی کدام مرکز آموزش نظامی در دنیا وجود دارد که بدست خود مردم وبا پول آنها اداره شود و علاوه بر آموزش نظامی روح معنوی و شجاعت را هم بویژه در جوانان بدمد و اینچنین آنها را آماده شهادت و دفاع از کیان اسلامی نماید ...؟

                    

هر هیئت مسئول ، مکان مناسب ، امکانات ویژه ، سخنران ، مداح ، میاندا ، مسئول صوت ، برق ، تدارکات و ... تا کفش جفت کن دارد یعنی هر هیئت  یک تشکیلات منظم است که به موقع در هر زمینه ای می تواند فعال شود چه دفاع نظامی و چه سازندگی ، سی هزار طبل و سنج یعنی سه میلیون نفر در قالب سی هزار گروهان تشکیلاتی و آماده با فرماندهی منظم و آماده فقط در تهران و اضافه كنيد به آن شهرهاي ديگر و حتي كشورهاي ديگر .

                      اينجاست كه بايد گفت آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

و اما امروز هم كربلا ، شهيد علی توكلی ، غزه و منتظر الزيدی تو را می خوانند

                                       بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهيد علی توكلی از شهدای دفاع مقدس می باشد كه در قطعه 28 رديف 25 شماره 10 به خاك سپرده شده او بسيجی و جانبازی بود كه در سن 25 سالگی به شهادت رسيد ، بسيار درس خوان و فعال بود ، دارای ديپلم رياضی فیزیک و کارمند مخابرات ، در عملیات فتح المبین ، بیت المقدس ، والفجر مقدماتی ، والفجر۱ ، بدر ، خیبر ، کربلای ۴ ، کربلای ۵ ، بیت المقدس ۲ و ۴ و ۷ ، شکستن محاصره شاخ شمیران و مرصاد حضور فعال داشت و مدتها در مناطق پاوه مریوان و بانه با دشمنان انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته بود ، وی یکبار از ناحیه کتف به شدت مجروح می شود ، بار دیگر از ناحیه پا به طوری که ۹ ماه روی تخت بیمارستان بستری می شود ، سپس از ناحیه هر دو چشم مجروح و بینایی کامل یک چشمش را از دست می دهد و چشم دیگرش نیز آسیب جدی می بیند ، و بالاخره در انتهای جنگ به تاریخ ۱/۵/۶۷ در حالیکه به واقع شرعا و عرفا دین خود را به اسلام ادا کرده بود با آن پیکر پر جراحت ولی نه خسته ، مزد مجاهدت خود را که همانا جز شهادت نبود از خدای شهیدان دریافت می کند وقتی برای آخرین بار پدرش به او می گوید بس است دیگر ، اینهمه جبهه رفته ای ، چشمانت را داده ای و پا و کتفت آسیب جدی دیده است ، در جواب پدر می گوید : شما هم پنجاه سال نماز خوانده ای دیگر نخوان ؟! این پاسخ آنقدر جانانه است که پس از آن پدر خود ، پسرش را برای شهادت بدرقه می کند .

شهید علی توکلی به کاروان کربلا می پیوندد و به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) لبیک می گوید و وصیت نامه زیبایی از خود به جای می گذارد که باید گفت بزرگترین غنیمت ما از جنگ همین شهدا و وصایاست .

و اما سالهاست که محرم می آید و می رود ، هر ساله به جای آنکه خود را به قافله سال ۶۱ هجری برسانیم یک سال از آن دورتر می شویم ، چرا که ٬ هراز گاهی مظلومانی را در مقابل دیدگان ما به خاک و خون می کشند ، یک روز در لبنان روزی دیگر در عراق ، یک روز در افغانستان و امروز در غزه ...

                   اينجا غزه است ...

اما من و تو نه به وصیت ابراهیم زمان خمینی بت شکن و نه فرمایشات جانشین برحقش خامنه ای عزیز عمل می کنیم و نه به یاد شهیدانی مثل علی توکلی و جواد افراسیابی ، جنگروی ، نادر نادری و ابراهیم حسامی و موحد دانش می افتیم که با پای و دست قطع شده و چشمان مصنوعی هم دست از جهاد نکشیدند رفتند و خود رابه کربلا رساندند و امروز پرچم را به دست سید حسن نصرالله ، اسماعیل هنیه و منتظر الزیدی ها سپردند ، حداقل بیایید اعتراف کنیم که دنیا و زخارف آن دست و پایمان را بسته (وقعدت بی اغلالی ) و الا علی توکلی شدن کار آسانی است و این را خود شهید نیز می گوید . 

متن وصیت نامه جانباز شهید علی توکلی

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

ای کسانی که ایمان آورده اید چرا هنگامی که به شما امر می شود که برای جهاد در راه خدا بیدرنگ حرکت کنید سستی و سنگینی می کنید ؟ و به زمین می چسبید ؟ آیا به زندگانی دنیا به جای آخرت راضی شده اید ؟ و حال آنکه متاع دنیا در برابر آخرت بسیار چیز اندکی است . اگر به سوی میدان جهاد حرکت نکنید خدا شما را به عذابی دردناک مجازات خواهد کرد و گروه دیگری را به جای شما برای جهاد بر می گمارد . شما به خدا زیانی نرسانیده اید و خدا به همه چیز تواناست . سوره توبه آیه ۳۸ و ۳۹

                 تکلیف ما را امام حسین (ع) معین کرده است .

                                                                          امام خمینی(ره)

آری آنگاه که انسان عاشق می شود ، آنگاه که پای عشق به میان می اید سوختن و فنا شدن پا به عرصه میدان می نهد و عاشق خود را فدای معبود می کند. آری از وقتی که پا به وادی عشق به وصال تو گذاردم عشق مرا به پیمودن کوی معشوق وا می داشت و در مقابل آن عقل مرا از خطرات را نهی می کرد . عشق گلهای پر طراوت بوستان وصال را در مقابل دیدگانم جلوه گر می ساخت و در مقابل آن عقل خوارهای خون ریز را در جوار گلها گوشزد می نمود . عقل برایم می گفت : من سبب کمالاتم ولی عشق می گفت : من نه در بند خیالاتم . عقل می گفت : من در شهر وجود مهمترم . ولی عشق می گفت : من از بود و وجود بهترم . عقل میگفت : من تقوا به کار دارم ولی عشق می گفت : مرا علم بلاغت است . عقل میگفت من درگیر مکتب تعلیمم ولی عشق میگفت : مرا ز عالم ، فراقت است . عقل میگفت مرا غرایب و لطایف یاد است ولی عشق میگفت : هر چه غیر از اوست همه بر باد است . عقل میگفت : که دل ۷ منزل و ماوای من است . ولی عشق می خندید و می گفت : که یا جای من است یا جای تو .و حقیر هر چه سعی کردم ، نتوانستم از این عشق بگریزم و همیشه عشق بر من غالب و عقل مغلوب آن . حقیر نیز در این میان تصمیم خویش را استوار نمودم و پای به راه عشق گذاردم و تا به خود آمدم دیگر راهی جز فدا شدن در راه معبود نداشتم . آری چه زیباست آگاهانه به پیشواز یار رفتن . چه شیرین است جان دادن در راه خدا . چه عارفانه است ناله آخرین را سر دادن . چه پویاست راه حسینیان . و چه عظیم است تکلیف دفاع از اسلام و قرآن ، و چه سنگین است مسئولیت زینبیان در رساندن پیام خون شهیدان و راست قامتان جاودانه تاریخ .

خداوندا تو میدانی که در جستجویت بودم و عشق دیدارت ، عقل را از کفم ربوده بود و به هر جا می رفتم جلوه ای از انوار عظیم تو را می دیدم . خدایا چه بگویم و چه بنویسم که قلم از عظمت تو تنفسش به شمارش افتاده است خداوندا سعی کردم با تمام وجود ترا احساس کنم چه احساس شیرینی ، آخر چه کسی میتواند شادی منتظری را در دیدار با معشوقش وصف کند ؟ چه قلمی است که بتواند خون را به رشته تحریر در اورد ؟ ای کاش قلب آدمی به رشته تحریر در می آمد تا عشق و شور آن بطور همگانی به وصف در آید . آری به هر حال عشق از بند اسارت هوی و هوس رها می شود و عاشقانه به سوی معبود می رود . خداوندا تو خود می دانی که ادای تکلیف و عش به تو بود که ما را اینگونه روانه جبهه ها کرد نه برای تحسین گفتن مردم از ما . تو خود شاهدی که برای انجام وظیفه و جلب رضای تو در این بیابانها سر گردان هستیم . و در این میان همه چیز جز شهادت نمی توانست گلوی تشنه ما را سیراب کند . البته دنیا بداند و آن گوش های سنگین و قلبهای مهر خورده و چشمان کور شده به هوش و اگاه باشند که ما شهادت را به سینه تاریخ خواهیم کوبید تا تمامی کفر و ظلم را به پای میز بکشانیم تا بگوییم ما پیرو اسلام و مقلد بی چون و چرای حسین (ع) و فرزند الهی اش امام خمینی هستیم . مقلد امامی هستیم که می فرمایند : امروز روز عاشورای حسینی است امروز ایران کربلاست ، حسینیان آماده باشید ، امروز روز نشاط عاشقان خداست ، روز جشن و سرور عارفان الهی است . امروز روز درنگ نیست امروز روز صیقل انسانیت انسانهاست روز جنگ است درنگ امروز ، فردای اسارت باری را دارد و الی آخر .

آری تا تقاص سیلی حضرت زهرا (س) را نگیریم از پای نخواهیم نشست و تا آخر جهاد خواهیم کرد ُ و در آخر راه به آخرین حربه خود یعنی شهادت دست خواهیم برد و یا شهادتمان تمامی کسانی را که در مقابل اسلام و امام عزیزمان موضع گرفتند . آنها را به پای میز محاکمه خواهیم کشاند . و تو ای زمان شاهد باش و تو ای تاریخ بنویس که مقلد امام خمینی ، خونش را فقط در راه اسلام ناب محمدی و اسلام پا برهنه ها می دهد و سرا پا گوش به فرمان این مرد الهی می باشد .و وصیتم و نه نصیحتم به دوستانم این است که قدر و عظمت امام امت ، این مرد الهی را بدانید که امام عزیز ، حجتش را بر همه ما تمام کردند و گفتند : تکلیف ما را امام حسین (ع) معین کرده است و دیگر هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست و بدانید که آخرین حربه شیطان حربه بهانه است بدانیم بهشت را به بها دهند نه بهانه و بدانیم مسائلی چون تحصیل و خانواده و هماهنگ نبودن و غیره بهانه ای بیشس نیست چرا که امام حسین (ع) حتی طفل شش ماهه خود را حضرت علی اصغر (ع) را نیز به میدان نبرد آورد ، و به اهل فهم فهماند که نباید زیر بار ذلت رفت و در راه اسلام از همه چیزمان باید بگذریم و خود را به عناوین مختلف توجیه نکینیم و سعی کنیم که این ایه مبارکه قرآن کریم که می فرماید : اگر آنان قصد جهاد داشتند درست مهیای آن می شدند ولیکن خدا هم از توفیق دادن و برانگیختن آنها به جهان کراهت داشت ( تا از آن سعادت بزرگ ) آنها را باز داشت و حکم شد که ای نالایقان ، شما هم با معضوران عاجز در خانه خود بنشینید ، در مورد ما صدق نکند و ما شمول این ایه نشویم و مردانه لباس پر زرق و برق حب دنیا را از تن خارج کنیم و زره جهاد و میدان نبرد بر تن کنیم و به سوی نبرد با استکبار جهانی بشتابیم و مشوق دیگران نیز باشیم و دیگران را از حضور در جهاد منع نکنیم که قر آن کریم می فرماید : آنهایی  خوشحالند که از حکم جهاد در رکاب رسول خدا تخلف ورزیدند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا بر آنان سخت ناگوار بود و مومنان را هم از جهاد منع کرده و به انها می گفتند شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید ، آنان را بگو آتش دوزخ بسیار سوزان تر از این هواست اگر می فهمید .

حقیر که هر چه فکر کردم دیدم بعد از عمری هنوز اندر خم یک کوچه ام و برای سرای باقی توشه ای برداشت نکرده ام ولی به لطف و کرم ذات حق پناه آوردم و از او می خواهم که از در فضلش با ما برخورد کند و نه از عدل و از او می خواهیم که هر چه را خواست از ما بگیرد ولی به خانم زهرا (س) ایمان ما را نسبت به خودش و اسلام و امام عزیز نگیرد و در آخر خدا را گواه می گیرم که حقیر این مطالبی را که روی کاغذ آوردم به این نیت ننوشتم که کسی را سر زنش کنم یا کسی ما را تحسین بگوید بلکه خواسته ام در ون آتشین خود را تسکین و آرام کنم و نوشته حقیر از کسی انتظار ندارد بلکه فریاد زجه ای است که از سینه پر درد و خون به فضا طنین افکنده و فقط سایه ای کمرنگ از این زجرها بر این صفحات نقش بسته است .

از خداوند تبارک و تعالی بقا و طول عمر امام عزیزمان را تا ظهور حضرت مهدی (عج) را خواهانم .

خوب است که در آخر به نیت زنده نگه داشتن یاد تمامی شهدا تکه کلامی از سردار رشید اسلام شهید دکتر مصطفی چمران این صفحه را مزین فرماید و آن کلام شهید این است که : به هنگام شیپور جنگ ، مرد از نامرد شناخته می شود پس ای شیپورچی بنواز ، تا مرد از نامرد تمیز داده شود .

والسلام 

منتظر شهادت ، عبدالله عاصی الحقیر

علی توکلی ۲۵/۴/۶۷ روز شنبه

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) حتی کنار مهدی (عج) خمینی را نگه دار  رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

مراسم سالگرد شهدای گارد لویزان ، شهید احمد کشوری و شهیدان شهبازی و زمانی

                                      بسم رب الشهداء و الصدیقین      

      مراسم بزرگداشت سی امین سالگرد حماسه سازان عاشورای سال ۱۳۵۷ در گارد لویزان   

                   اسماعیل سلامت بخش ، ناصرالدین امیدی عابد ، ایوب حسن زاده   

                                        

امروز پنجشنبه ۲۱/۹/۸۷ از ساعت ۱۵ الی ۱۶:۳۰ باحضور خانواده شهید اسماعیل سلامت بخش در سالن خانه شهید بهشت زهرا (س) برگزار می گردد .

.....................................................................................................................................

                                       

مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت عقاب تیز پرواز هوانیروز ارتشبد عالم ملکوت شهید احمد کشوری و برادر بسیجی اش شهید محمد کشوری صبح جمعه ساعت ۷ با قرائت دعای ندبه بر سر مزار آن شهید در قطعه ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار می گردد .

......................................................................................................................................

                    

بزرگداشت سالگرد شهیدان علیرضا شهبازی و محمد زمانی با برگزاری مراسم زیارت عاشورا مورخ ۲۸/۹/۸۷ ساعت ۱۴ در کنار مزار شهدا قطعه ۲۷ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار می گردد.

 


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

سخنراني حاج سعيد قاسمي در يادبود شهداي حج خونين ۶۶

                         براي زمين زدن انقلاب اسلامي تقسيم کار کردند

حاج سعید قاسمی از فرماندهان ارشد دفاع مقدس، پنج شنبه گذشته در قطعه شهدای حج خونین 66، سخنرانی مهمی درباره پشت پرده های این جنایت کرد.

                                                    بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک ايها الامام الشهدا، السلام عليکم ايها الشهدا، طبتم و طابت الارض التي فيها دفنتم و يا ليتنا کنّا معکم فنفوز فوزا عظيما

اي كاش با شما بوديم و احرام بسته در كنار حرم امن، همانجا كه كسي حق كشتن پشه‌اي را نيز ندارد، در كنار كعبه و حرم امن، به دست اشقي الاشقيا به شهادت مي‌رسيديم.

           

دست و بازوي تك تك شما عزيزاني كه بزرگواري كرديد و امروز به اين مراسم سالگرد که بعد از دو دهه‌اي که از اين فاجعه خونين می گذرد، به گلزارشان تشريف آورديد، می بوسم و خير مقدم عرض مي‌كنم.

اما دوستان! جا دارد كه این پرسش را مطرح کنیم که چرا بعد از گذشت 2 دهه از اين داستان، ما از شعارها و تفكرات اصلي خودمان دور شده ایم؟ امروز در اثر غفلت و نفوذ دشمن، حرفها و فكرمان عوض شده و هنوز در شرايطي كه خودمان حضور داريم و با گذشت دو دهه از اين قضیه مي بينيم كه سؤالات بسیاری براي نسل جديد ايجاد مي شود، مانند اینکه واقعاً براي چه رفته بوديم و برای چه در سرزمين كشور ديگري تظاهرات كرديم؟ نسل امروز نمی داند که ما بايد تاوان انقلاب اسلامی و تفکر روح الله(ره) را پس مي داديم ولی امروز متأسفانه عده اي به دنبال اين هستند كه هر ساله، ‌به هر قيمت كه هست، به حج بروند و آنقدر تقيه كنيم كه در وراي آن، اصل مطلب را هم فراموش كنيم و آنقدر دم از مصلحت بزنيم كه اصل داستاني را كه به خاطر آن صدها كشته داديم، فراموش كنيم.

جالب تر آنكه مي دانيد پيام 5 ذي الحجه 67 حضرت روح الله كه براي شما خوانده شد، پيامي است كه درون آن پذيرش قطعنامه هم هست. اي كاش حوصله شما اجازه مي داد‌ و من صحبت نمي كردم و يك بار ديگر پيام فراموش شده حضرت روح الله(ره) را در اينجا بازخواني مي كرديم. پيامي كه نه در سالگرد قطعنامه از رسانه ها و رادیو مي شنويد و نه از تلويزيون مي بينيد. در سالگرد كشتار خونين شهداي حج هم كه در نوع خودش یک عمليات تمام عیار نظامی علیه حجاج بود و اگر وقت كنيم امشب بخشي از اين قصه را باز می كنيم، همینطور. اين مانوري كه شما امروز بزرگواري كرديد، تشريف آورديد به عنوان جنبش و حركت روح اللهی كه نماينده هايش امروز شما هستيد، قطعاً در تاريخ ثبت خواهد شد.

اما دوستان! امسال مشخصاً اين جلسه را گرفتيم، به خاطر اينكه طي يكي دو سال گذشته شيطنت وهابي ها به هيچ وجه نه تنها فروكش نكرده بلكه ازسال گذشته تا هم اكنون، اين توطئه ها پيوسته ادامه دارد. از كشت و كشتار خونين در عراق تا توطئه افغانستان و پاکستان. بعد از واقعه 11سپتامبر، سعودي ها و وهابي گري حرکت جدیدی را مشخصاً در خاورمیانه شروع کرد که یکی از کثیف ترین آنها به شهادت رساندن شهيد بزرگوار عماد مغنيه حاج رضوان بود. كما اينكه هيأت سوري بررسی این ترور، وقتي خواست گزارش بدهد، از افراد سعودي اسم آورد و تا همين الآن كه ما خدمت شما هستيم، فتنه هايي كه در مرز خودمان در سيستان و بلوچستان و خط جنوبي ما در قشم و سواحل خليج فارس رخ می دهد، باز فتنه هايی است با پول هايي كه اینها خرج مي كنند. فكر نكنيم اگر كه ما حتي در جريانات سياسي آغوش باز كرديم و سعودی ها را برادرخطاب کردیم و در آغوش کشیدیم، آنها از مواضع اصلي خودشان دست برمي دارند.

در پاسخ به این شبهه كه چرا دولت كاري نكرده است و ما چرا بايد يك گام جلوتر باشيم، همه عزيزان بايد توجه داشته باشند كسي اجازه ندارد شما را محكوم نكند و بگويد که شما جلوتر از تفكرات دولت حركت مي كنيد. عزيزان! ‌دولت بايد كار خودش را انجام بدهد و شما هم كار خودتان را. حال كه نظام تعامل را پذیرفته و بر اين اساس، روند سياسي را پيش مي بريم اما خون را كه نبايد فراموش كرد. به تعبيرحضرت روح الله، بغض و كينه انقلابي را كه نبايد فراموش كنيم. اين را بايد پيوسته حزب الله به عنوان يك انرژي متراكم در خود نگه دارد. اين پيام براي خانواده هاي حزب الله است، براي كساني كه سردرگمند. اين انرژي متراكم را بايد براي روزي كه بايد فرياد بزنیم و ماشه بچكانیم، نگه داشت. حرفهاي خودمان را توي اين بازار مسگري يادمان نرود و فراموش نكنيم.

اما دوستان، همه نوجوانان، پسر و دختر خودم كه امروز با تعجب به فيلم سيد مرتضي آويني نگاه مي كرديد كه خدايا مگر چنين كشتاري اتفاق افتاد. 500 كشته در كنار حرم امن، همانجايي كه حق نداري مويت را بكني، تا خوني از بدن خودت خارج شود. چگونه چنين كشتاري صورت گرفت، آن هم به دست چه كساني و به فرمان چه كساني؟ براي تو هم جالب توجه بود که اينگونه مادران و خواهران ما را مي كشند؟ ناراحت شدي عزيزم! نه! فيلم را جاي ديگر ندیده بودی؟ قرار نيست تاريخ ما را دو مرتبه ببرند توي مدارس و در دانشگاه ها بازخواني كنند. بايد با سماجت بيايي دنبالش و پيدا كني ببيني چه شد و داستان از چه قرار بود؟

             

اما دوستان! پس از انقلاب اسلامي شاهد شکل گیری يك جبهه واحد شامل كشورهاي غربي و كشورهاي مرتجع عرب هستیم. اين صف بندي در كشورهاي غربي با محوريت امریکا و در كشورهاي اسلامي با محوريت وهابيت كه پايگاهشان در عربستان سعودي است، اتفاق افتاد. در كل 2 جريان به مقابله با تفكر امام و انقلاب برخواستند، يك جريان، جريان "سكولار" بود و جريان دیگر "وهابيت". اگرچه در بين اين دو تفكر تفاوت فاحشي وجود دارد. ولي اين دو در دشمني با تشيّع انقلابی متحد شدند و مثل دو لبه قیچی عمل کردند. البته دليلش روشن بود، بايد از رشد فلسفه سياسي ديني شما كه مبتني بر مكتب تشيّع انقلابی بود، جلوگيري مي كردند. به همين منظور، در سال 1359، "كنفرانس طائف" برگزار شد. در کنفرانس طائف، چند تصميم اساسي گرفته شد. (خوب توجه كنيد در خصوص اين مقوله شهيد بزرگوار حاج ابراهيم همت یک سخنرانی مفصل دارد، خواهش مي كنم بعداً نوار را بگيريد وگوش کنید) دركنفرانس طائف تصميم گرفته شد تا فتنه و غائله کردستان را به سمت جنگ مذهبی شیعه و سنی بکشانند.

بعد از اين تصمیم، مشخصاً "سپاه رزگاري" در كردستان شكل گرفت. (خيلي خوشحال هستم كه فرمانده خودم حاج منصور كوچك محسني را هم در جمع خودمان مي بينيم. از فرماندهان نامي سپاه اسلام و دوستان قديمي و به نام، خاطرشان هست. اين 2 سال جنگ در کردستان فراموش شده، اين 2 سالي كه خدمت اين عزيزان شاگردي مي كرديم مال اين مقطع است) در كنفرانس طائف، سعودي ها تصميم گرفتند كه شما را در يك درگيري فرقه اي بياندازند و بخشي از زمينتان را جدا كنند (اهدافشان نگرفت) نهايتاً منجر شد به شروع جنگ تحميلي. بعد تصميم گرفتند كه صدام را به جان شما بياندازند. 3 يا 4 سال بعد از اين كنفرانس، یک سال پس از عمليات والفجر 4، كنفرانس" شيعه شناسي" در" دانشگاه تل آويو" برگزار شد به نام " تشیع، مقاومت و انقلاب". در آنجا بيش از 300 نفر كارشناس خبره و قدر اسلام شناس و شیعه شناس یهودی مثل برنارد لوئیس (استاد ساموئل هانتینگتون و مشاور بوش در جهان اسلام)، مارتین کرامر، شائول بخاش، مایکل فیشر، زلمای خلیل زاد و... را آوردند تا حركت انقلاب اسلامي شما را بررسي كنند و برای زدن آن، راهکاری پیدا کنند. صحبتم را خلاصه مي كنم. در آخر رسيدند به اينكه اين خميرمايه و بافت اين تفكر انقلابي- اسلامي شما، از 2 محور نشأت مي گيرد. محور اصلي نگاه شما، نگاه "سرخي" است كه شيعيان به صحراي كربلا و قيام حسيني(ع) دارند و محور دومي كه شما در آن ريشه داريد و از آن انرژي مي گيريد، اينكه اگر حتي كشته شويد و در این مقطع، حركتتان به نتيجه نرسد، اعتقاد دارید كسي خواهد آمد كه او عدالت را در زمين محقق خواهد كرد. یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جورا.

پس تصمیم گرفتند تا اين 2 محور اعتقادی شما را بزنند. در كنفرانس تل آويو تصميم گرفته شد در مقابل اين 2 پايه، هر آنچه مي توانند سرمايه گذاري كنند. در راهكارها، بيشترين چيزي كه جواب داد و تست زده بودند، اين بود كه طرف حساب شما اروپايي ها وامریکایی ها نمي توانند باشند يعني كاندوليزا رايس روي آن ناو هواپيمابر نمي تواند كار شما را تمام كند. بايد از جنس خودتان، از كتاب و مدل خودتان آدم بتراشند و به جانتان بيندازند تا بتوانند جلوي اين موج را بگيرند. مثل شکار عقاب که با تیری که به پر خود عقاب مجهز است. از اینجا بود که جریان "القاعده"به عنوان نسخه بدلی تشیع انقلابی و تفکر روح الله از دل تفکر منحط و ارتجاعی وهابیت بیرون کشیده می شود.

اما در خصوص نقش سعودی درجنگ ايران و عراق بايد عرض كنم، اولين چك سفيد امضا به عنوان هزینه جنگ را فهد به صدام داد و به او گفت: "سرباز از تو و پول از ما، شر شیعیان و خمینی را از سر ما کوتاه کن". بعد از اينكه جنگ تمام شد، يكي از حاميان جنگ عراق با ايران، عربستان سعودي بود و سرجمع اينها 55 ميليارد دلار هزينه كردند كه بيش از 30- 40 ميليارد دلارش وام بدون بهره بود و مابقي هم به عنوان هديه (به تعبير لبناني ها و عراقي ها بلش، مفت) به صدام دادند. بعد از اتمام جنگ، سعودي ها نامه نوشتند به صدام كه اين 30 ميلياردي كه داده بوديم را نمي خواهي برگرداني؟ صدام در جواب، نامه اي با فحش هاي زشت جواب داد كه يادتان رفت زماني كه من را ترغيب مي كرديد و مي گفتيد (المال لنا و العيال لك) پول از ما و سرباز از شما؟ پس بگير كه آمديم!

اين بگير که آمديم، نتیجه اش شد حمله به كويت كه 6 ساعته سقوط كرد و بعد هم رفتند به سمت عربستان. البته فيلم امریکايي بود اما برنامه ریزی و سناريو به تعبير من، اگر نبود "نورمن شوارتسکف"، صدام مي توانست تا خود رياض يك تخته گازش را بگيرد و بيايد. چون آن‌ها جگر جنگيدن در مقابل حداقل سربازهاي صدام را كه تا دندان مسلح كرده بودند، نداشتند. اما تا آخر جنگ آمدند پاي كار. وقتش نيست اينجا بگويم چه مقاطعي چه چيزهايی را پاي كار آوردند. اما "واینبرگر" وزیر جنگ دولت ریگان خوب مي گويد. امروزه بسياري از اين كتابها كه تازه ترجمه مي شود، زيباست. مي گويد كه طی جلسه ای که در یک ویلا در سواحل مدیترانه ای جنوب فرانسه که متعلق به آل سعود بود با شاهزاده "سلطان بن عبدالعزیز" سعودي قرار بر اين شد كه پايگاه در اختيار ما بگذارند و ما از آنجا، آواكس هايمان را به پرواز در بياوريم و البته به طور تلویحی به تصمیم کشتار حجاج در این جلسه هم اشاره می کند.

           

این جلسه مهم درست 55 روز قبل از فاجعه کشتار حجاج برگزار می شود. همه كساني كه به دروغ به ما مي گويند، فقط با عراقی ها جنگ كرديد، اين يك دروغ بزرگ است. آواكس ها 24 ساعته، دائماً پرواز مي كردند، خطوط جبهه را كنترل مي كردند و موقعيت لحظه به لحظه نيروهاي ايراني را گزارش مي دادند، اين بزرگترين كمكي بود كه مي توانستند به صدام بکنند. يعني پول و سرباز يك طرف و اطلاعات از طرف ديگر. خوب همه مي فهمند اين يعني چه؟ رئیس وقت استخبارات عراق "وفيق السامرايي" هم اشاره كرده كه ما هر هفته در سفارت امریکا در عراق، بسته هايي را به ما حاوی اطلاعات و عكس هاي هوایی مي دادند كه مي توانستيم به خاطر وضوح بالاي آن عكس ها، تعداد جعبه هاي مهمات را كه پشت تريلي حمل مي شد، شمارش كنيم.

پسر و دخترم! توجه كن كه اگر در عملياتي شكست خوردي، يك علت براي آن وجود دارد و آن هم خيانت سعودي ها و امریکايي ها است و تعامل با يكديگر و اطلاعات دادن به دشمن شما. يعني همین يك دليل كفايت مي كرد كه در هيچ عملياتي شما پيروزي كسب نكنيد. اين يعني اينكه اگر اين تكه استخوان های شهدا توانستند يك جايي را بشكافند و 3 كيلومتر عمق موانع فكه را درنوردند، كاري كردند شق القمر. اگر توانستند در والفجر 8 با وجود اين همه موانع زميني و اطلاعاتي، خودشان را به كرانه آن طرف برسانند، ‌شق القمر كردند، چيزي كه هنوز كه هنوز است، امریکايي ها انگشت به دهان ماندند كه ما چگونه از كرانه عبور كرديم.

اين جمله را چند روز پيش در يك جايي دو مرتبه شنيدم (المال لنا و العيال لك) شاهزاده "بندربن سلطان بن عبدالعزیز" ملعون که دبیر شورای امنیت ملی سعودی است، در سفر به "تل آویو" به اسرائیلی ها می گوید بابا پول از ما، سرباز از شما، ما را از شر اين حزب الله، اين سيدحسن نصرالله خلاص كنيد. ما پول مي دهيم اما اين خواب راحت را از ما نگيريد و كار را تمام كنيد. اين قصه همچنان ادامه دارد.

حالا شكل گيري وهابيت را مقداري توضيح مي دهم. اكثر دوستان خاطرات مستر "همفر" را خوانده اند، يك جاسوس انگليسي که حدود 200 و اندي سال پيش از سوی وزارت مستعمرات انگلیس در خاورمیانه مأمور می شود. او محمد بن عبدالوهاب را كه سر سلسله و سرتفكر وهابيت است، كشف مي كند. مي بيند كه اين آدم جسوري نسبت به دين اسلام و اهل بدعتگذاری در دین است. همفر خودش يك جاسوس است كه در عثمانی و عراق کارکرده و تحصیلات حوزوی داشته و به زبانهای عربی، ترکی و فارسی تسلط یافته است. همفر، محمدبن عبدالوهاب را پيدا مي كند، بعد مي گويد بعد از يك مدت سرمايه گذاري روي عبدالوهاب اين همان چهره گمشده ماست. بعد از يك مدت مي بيند اين فقط به درد جناح فكري يك حركت مي خورد، اما توان اقتصادي و بينش سياسي ندارد. بايد برود آنجا يك چهره ديگري پيدا كند. لذا پس از کلی جستجو در نجد، عربستان "محمد بن سعود" را پيدا مي كند كه سركرده و سرسلسله آل سعود است (آل سعود مشکوک به تبار یهودی هستند و در این رابطه، کتاب هایی هم در جهان عرب نوشته شده است) از ممزوج كردن محمد بن عبدالوهاب و آل سعود كه به قول علامه كاشف الغطاء جفت اين ها يهودي زاده هستند، هركسي كه هم از كتاب نويس ها و آدم هاي قدر آمده و ماجرا را باز كرده، سربه نيست شده كه ريشه آنها برمي گردد، به جايي كه مي بينيد كه چه اتفاقاتي دارد، رخ مي دهد.

تا امروز در اين جريان اينگونه تقسيم كار شده است كه مفتي هاي اعظم سعودی كه به "آل شيخ" معروفند، از نسل محمد بن عبدالوهاب هستند (رهبری مذهبی) و قدرت و رهبری سياسي ازنسل محمد بن سعود است. اينها طي اين 200سال، جنايت هايي كه مي كنند، تاريخ نوشته، يعني تاريخ اگر براي ما بازخواني شود، خيلي جالب است كه چندين بار به بارگاه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) حمله كرده و تخريب و جنايت كرده اند، هتك حرمت به قرآن كرده اند، در خود طائف، پشت بندش تخريب زادگاه پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) را انجام داده اند. بعد به قبرستان ابوطالب، جُندة المعلّي حمله مي كنند. غارت اشيا داخل حرم مطهر پيامبر(ص) و منع زيارت قبور مي كنند، تعرض به كاروان هاي زيارتي، منع زيارت خانه خدا، كشتار زنان و كودكان و بي گناه و زائران حرم حسيني(ع)، تخريب قبر حضرت حمزه(ع) و شهداي احد و قبر حضرت ام البنين و بارگاه ائمه بقيع(ع) و مزارحضرت عباس عموي پيامبر(ع) كه همه داراي يك بقعه با جلال و جبروت بودند. حتی هجمه به گنبد خضراي نبوي مي كنند ولي از ترس مسلمانان كه خوف داشتند اين كار را نكردند، مجدداً بارها و بارها به كربلاي معلي حمله كردند تا در نهايت حمله خونين مكه در 6 ذي الحجه سال 1366 و تا همين الآن اتفاقاتي كه در دنيا مي افتد.

          

خیانت دیگر اینکه با حمايت مالي و تسليحاتي و اطلاعاتي كه بيشترش از سوي عربستان سعودي است و همچنين بازكردن پاي امریکايي ها به خليج فارس، جهت امنيت براي اسكورت نفتكشها، باز دوباره فعاليت هايي هست كه سعودي ها پاي امریکايي ها را در خليج فارس باز مي كنند و اين از شيطنت هاي بزرگي است كه تا الآن كه در خدمت شما هستيم، گريبان همه مسلمانان منطقه را گرفته است،‌ خيلي جالب است بدانيد بهانه این کشتار توسط سعودی ها این بود که "ایرانی ها مي خواستند كعبه را بدزدند یا نابود کنند"! اين در صورتي بود كه ما هر سال در اين چند سال بعد از انقلاب تا سال 66 در ایام حج، حرف براي گفتن داشتيم؛ ‌لذا آنها اينجا احساس خطر شديد كردند. خوب مي دانستند كه مي توانند جلوي شما را در والفجر مقدماتي با 3 كيلومتر موانع سد كنند. اما هر ساله اين خط در يك جا پيوستگي ندارد. در حج، مسلمانان جهان با برخورد اين آزادمنشي شما و حال و هواي شما، يكدفعه اين تفكر انقلابي دوباره موج مي گيرد و مسلمانان جهان اسلام با تفكرات شما آشنا مي شوند. حج تنها جايي است كه ما مي توانيم پياممان را آزادانه به 3 ميليون مسلمان جهان برسانيم.

اما عمليات کشتار را چه كسي انجام مي دهد؟ مسئول عملیات کشتار، ژنرال "اولريش ويگنر" مؤسس و اولین فرمانده GSG9 (مخفف گارد نهم مرزی و واحد ویژه ضربت آلمان غربی) است. اين شخص یک مسیحی صهیونیست است که فرماندهی نیروهای آلمانی درحادثه المپیک مونیخ 1972 را بر عهده داشت. ویگنر این واحد ویژه را با همکاری و هماهنگی اسرائیلی ها تأسیس کرد. قبل ازعمليات طبس هم در پوشش خبرنگار شبکه ZDF آلمان كل مسير طبس را شناسايي مي كند. اين عمليات را مي پزد و براي "چارلي بکویث" فرمانده عملیات طبس می برد كه اگر نبود عنايات خداوندي در طبس و آنها مضمحل نمي شدند، اين عمليات قطعاً با شناسايي هایی كه انجام داده بودند، رد خور نداشت و مي توانستند گروگان ها را بربايند و جاسوس ها را از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آزاد كنند. اين شخص 5 ماه قبل از کشتار، طی یک قرارداد امنیتی به سعودی منتقل شده و مشغول آموزش يگان های ویژه ای برای کشتار مي شود كه قرار است اين عمليات را انجام دهد و همزمان به عنوان مسئول هماهنگی امنیتی شهر مکه از سوی سعودی منصوب شده و به طراحی عملیات می پردازد. عكسش موجود است. روز درگيري با حجاج، با پاي آزاد کنار هليكوپتر درباز نشسته و از بالا دارد كل اين عمليات را هدايت مي كند. بايد بداني برادر، حتي اگر نبرد احد هم بود كه شكست خوردي، ايراد ندارد كه اين شكست نبود براي ما،‌ بعد از آن پيروزي هاي ديگري به دست آمد كه خون مسير اين پيروزي ها را باز كرد.

دوستان توجه داشته باشيد كه در يكي دو سال گذشته در قصه عراق و كشتاري كه دارد، اتفاق مي افتد، دست سعودي ها در کار است. جناياتي كه در كاظمين اتفاق افتاد و يا پرورش القاعده و جنايات آنها همه زير سر سعودي هاست.

داستان چيست؟ تفكر حضرت روح الله و تفكر شما كه توانست حزب الله را درست كند و بعد از آن توانست انرژي متراكم جهان اسلام را كم كم به شكل ناخودآگاه سازمان بدهد، بايد با يك جريان انحرافي جلوي آن گرفته می شد. يعني بايد جرياني درست می شد كه به عنوان القاعده و بن لادن تا نفس و جريان پرانرژي جوانان در اروپا و عربستان و كشورهاي عربي مي خواهند آن را سازمان دهند، همه را جمع كنند و بعد به تعبير تز انگليسي ها، در مقام ايرلندي ها ماهي هاي درنده را در مقابل ماهي هاي كوچك قرار دهد. ما كه دريا را نمي توانيم بگيريم، ماهي كوچولوها و چريكها را هم نمي توانيم بگيريم، اما براي اين كار مي شد از جنس ماهي،‌ ماهي درنده انداخت به جانشان و تخريب كرد. كاري كه القاعده كرد، تخريب چهره مسلمانان و محبوبيت مسلمان ها و انقلابي گري آنها با خيانت هايشان كه امروزه در تلفن هاي همراه مي توانيد ببينيد كه چگونه سر مي زنند نام خدا را مي برند، آيات جهادي پشتشان است و با تير و با حكمي كه ملا پشمك، ملا شيمبَل و ملاعُمر همينجوري دارند سر مي برند و مشخصاً‌ اين اتفاق مي تواند از رشد و نفوذ اسلام جلوگيري كند و بهانه خوبي داد براي پيشروي امریکايي كه با دروغ هاليوودي 11سپتامبر درست كنند، گازش را بگيرند و پيشروي كنند. حیف که وقت نيست تا مباحثي را كه نوشتم بیان کنم.

اما در اين دو سال گذشته در لبنان يعني فاجعه رفيق حريري و بعد آن گروه 14 مارسي كه ايجاد شد كه ضد حزب الله لبنان بود و پسر حريري را علمدار كردند. اين خبيث ها دارند باز شيطنت مي كنند. در فلسطين همين امروز در جنايات غزه باز شيطنت را ببينيد. هفته گذشته حجاج كرانه غربي را سعودي ها براي رفتن به حج راه دادند ولي جبهه اسماعيل هنيه و حجاجي را كه از غزه راهي بودند، سعودي هاي خائن نپذيرفتند. براي چه؟ براي چه؟ اين چه فتنه اي است كه شما درهرجاي اسلام مي بينيد، دست دارند؟ يا كتاب دارد، يا مبلغ دارد، بيخ گوشتان در سيستان و بلوچستان در قشم، در حال تزريق پول برای ترویج وهابیت است. همين الآن هم در مراسم حج، كيف هر حاجي را كه مي بيني، پرازكتاب و سي دي و نوار می کنند كه حداقل بتواند در ذهن همين دانشجويان يك ذهنيت كور ايجاد كنند و ما تا بخواهيم جواب بدهيم، قافيه را باختيم. من اين را بگويم همانطور كه سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني پيش بيني كرده بود، آخرين نبرد ما به مثابه سپاه عدالت با امریکايي ها نيست، با "اسلام امریکايي" است كه مظهر اصلی اش سعودي ها هستند.

عمليات حج پاتك سعودي ها بود براي اينكه جلوي پيشروي شما را بگيرند. براساس تفكر حضرت روح الله، حج يك مانور بزرگ عملياتي است. خيلي ها مي روند و اصلاً توجه به اين موضوع ندارند. بچه هاي جبهه خوب مي دانند من چه مي گويم. مانور يعني چي؟ براي هر مانور مشترك لازم است كه شما اولاً جذب نيرو داشته باشيد. سخت ترين عمليات،‌ عمليات مشترك است يعني عملياتي كه از مليت هاي مشترك مي آيند و شما بايد يك مركز فرماندهي قوي بزنيد، هندي، پاكستاني، آلماني، افغاني،لبنانی و... اينها وقتي مي خواهند يك عمليات مشترك انجام بدهند، يك ستادی تشكيل مي شود. يك سال بررسي مي كنند. پولهايشان را مي آورند و مي ريزند، طرح و برنامه هاي عمليات را مي ريزند. زمين مانور و اهداف عمليات را مشخص مي كنند و جلو مي برند. در مانور بزرگ حج، همه ساله 3 میليون نفر از مليتهاي مختلف جمع مي شوند. همه توجيه‌اند. اول جذب نيرو كرده‌اند، دوم به حاجي ها آموزش دادند. سوم تجهيزشان كردند كه آقا براي اين عمليات بايد اين وسايل را ببريد. چهارم، بايد با خودت مهمات ببري، چون در آنجا بايد با دشمن بجنگي. پنجم سازماندهي كردن؛ يعني گردان‌بندي و كاروان بندي، يعني علمدار و فرمانده داشتن. معاون فرمانده دارند، پيك و مسئول پشتيباني دارند، مسئول تداركات و مسئول پشتيباني آتش دارند. در سازمان حج، عمليات مانور حج، خودجوش اتفاق مي افتد. خوب توجه كنيد. بعد اينها در يك تاريخي بايد بيايند در سرزمين "عرفات" يعني زمين عرفه. ظهر شرعي همه اين نيروها با يك لباس با نداي "لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمه لك والملك لا شريك لك لبيك" همه با يك شعار تحت يك آهنگ محرم شده اند و هيچ چيزی ندارند الا دو پارچه سفيد. آماده نبرد مي‌آيند،‌ در صحراي عرفه. آنجا دعا و توكل مي‌كنند. نماز مغرب را كه مي‌خوانند، همه آن 3 ميليون نفر راه مي‌افتند. پياده اين مسير 9 كيلومتري "عرفه" تا "منا" را حركت مي كنند. در تاريكي بايد بيايند، مي‌رسند به يك نقطه اي‌ به‌نام "مزدلفه" بايد سکنی كنند. آنجا بايد تا قبل از نماز صبح بمانند تا نماز صبح را خواندند، آفتاب تا تيغش طلوع كرد، بايد به سمت منا حركت كنند. بيايند مستقر شوند، نبايد وقفه ايجاد كنند، بايد سنگ ها و فشنگ ها را از كوله پشتي بردارند و بعد بروند به سمت دشمن هجمه كنند، صبح روز عمليات، اول بايد عقبه را بزنند، (الله اكبر) ياد احمد متوسليان بخير، عشقش اين بود كه عقبه را بزند، در عمليات فتح المبين عقبه را زد كه توانستيم 11هزار اسير بگيريم. جالب است پارسال چنين ايامي خدا توفيق داد و من در حج بودم، پيش خودم مي‌گفتم: خدايا چرا اول عقبه؟ حق نداري با خط دشمن درگير شوي، اول بايد "جمره عقبي" را بزني، برمي گردي مي‌آيي، خون بايد ريخته شود، عمليات و مانور بدون خونريزي معنا ندارد. هركسي بايد قرباني به زمين بزند، همه بايستي هماهنگ در يك روز و يك ساعت در اين 3 روزبايد عمليات مشتركي اتفاق بيفتد. در اين مسيري كه داري، مي روي با همه قوميت ها از سراسر دنيا صحبت مي‌كني؛ از آنها مي پرسي چه خبر؟ "از كجا مي‌آيي" مي‌گويد: "الجزاير"، "بنگلادش"، "فلسطين"، "مصر" و "لبنان" جالب است كه برايتان توضيح مي‌دهند، چه خبر است؟

اين مانور، امروزه بايد بي‌روح باشد. فقط بايد سرمان در لاك خودمان باشد. بايد بدون برائت از مشركين باشد. من نمي‌خواهم بگويم كه چرا بايد اينگونه باشد؟ علماي بزرگ اسلام حضرت آيت‌الله مكارم و آيت‌الله جوادي آملي جواب داده‌اند و نوشته‌اند كه چرا ما به فلسفه برائت از مشركين در حج اعتقاد داريم و حج بي‌برائت، حج نيست.

ان‌شاءالله خداوند قسمت كند با سربازان بسيج جهاني اسلام كه حضرت رو‌ح‌الله فرمود: "خميني اگر يكه و تنها بماند به راه خود كه راه مبارزه با ظلم و كفر و شرك و بت پرستي است، ادامه خواهد داد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‌هاي مغضوب ديكتاتور‌ها، خواب راحت را از ديدگان سرسپردگاني كه با ظلم و ستم خويش اصرار مي‌نمايند سلب خواهم كرد."

بچه ها اين بغض و فشنگ را نگه داريد و هدرش ندهيد كه ان‌شاءالله روزي فراخواهد رسيد جزء سربازان آخرالزماني آقا باشیم واگر نه قبل از ايشان براي رساندن آن پيام بزرگ نعره بزنيد كه "نحن هنا موجودين" هستيم و "تا كفر و شرك هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم."

والسلام عليكم و رحمة‌ الله و بركاته

برگرفته از سایت خبری رجانیوز


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

کعبه در زنجیر... به مناسبت بیستمین سالگرد شهادت حجاج بیت الله الحرام و جنایت آل سعود

                                            بسم رب الشهداء و الصدیقین

   یادواره شهدای حج خونین سال ۱۳۶۶و جنایت های آل سعود و فرقه ضاله وهابیت

               

                            

 زمان مراسم پنجشنبه ۱۴/۹/۸۷ ساعت ۱۵الی ۱۷ بعد ازظهر

سخنران : سردار حاج سعید قاسمی

مداح : حاج حمید نیکدل

مکان : گلزار شهدای بهشت زهرا (س) قطعه ۲۶ شهدای مکه

 


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

بهشت شهیدان جولانگاه ضد انقلاب ...

همین ها بودند می گفتن : بختیار سنگرت رو نگهدار  ، بنی صدر حمایتت می کنیم . همین ها بودند برای کشته های آمریکایی در میر داماد شمع روشن کردند ، آنچه ما در این ۳۰ سال تجربه و بکرات مشاهده کرده ایم  این است که یک مشت مرفه بی درد و فارغ از همه سختیها و مظلومیت هایی که ظالمین در حق مظلومین روا می دارند و همیشه روا داشته اند ، همان ها که در رفاه و پولهای یا مفت شناورند از هر فرصتی برای چراغ سبز دادن به آمریکا سوء استفاده کرده و می کنند اینها به تعبیر امام (ره) همان مرفهین بی درد بودند که قیافه های کفر گرفته و بی تقوا یشان و ظواهری که بی بندو بار ی در آن موج می زد ، هیچ نیازی به تفسیر و یا شناسایی نداشت همانهایی که گه گاهی هم دزدکی روی دیوارهای شمال شهر تهران که قرار گاه اکثر این مفسدین است یک جملِۀ « ما هستیم  » نیز می نو یسند .

           تصاویر ، حضور نیروی انتظامی را بعد از متواری شدن تجمع کنندگان را نشان می دهد           

          حضور نیروی انتظامی بعد از متواری شدن تجمع کنندگان

 

اما تاسف و صد تاسف از آنجاست که از یک هفته پیش به مسئولین اعلام کردیم که هوشیار باشند و نگذارند بهشت سی هزار شهید با وجود این کثافتها آلوده شود و مرتب آنرا گوشزد کردیم و براحتی می شد جلوی این حدود صد نفر ترسو را گرفت اما آنقدر وادادگی و غفلت وجود دارد که نه تنها نتوانستند از تجمع آنها جلوگیری کنند بلکه بشکل زننده ای با آنها برخورد شد که تا مدتها برای آمریکا ئیها و صهیونیست ها خوراک تهیه خواهد شد . ای کاش تکلیف این آشغالها و کرمهای آویخته به پیکر ایران اسلامی را به همین خانواده شهدای حاضر در گلزار می سپردند آنوقت دنیا می دید که گلزار شهدا جای خود نمایی همدستان قاتلین شهدا نیست . و اما ، هشدار اصلی به خانواده شهدا و امت حزب الله این است که مواظب باشید ، دشمن مثل همیشه آماده خیانت است و حتی اگر احساس کند در گلزار شهدا نیز می تواند کاری از پیش ببرد دریغ نمی کند پس مثل همیشه بیدار باشید متاسفانه این گزارش بدلیل آنکه دوربین ما را نیروهای امنیتی توقیف کردند فاقد عکسهای گویا از لحظه تجمع و شعاردادن اراذل و اوباش می باشد قابل ذکر است تجمع این بزدلان دقیقا همزمان با برگزاری نماز جمعه تهران در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) ساعت ۱۱:۴۵ صبح برگزار شد یعنی زمانی که اکثریت امت حزب الله در نماز جمعه حضور داشتند .

به نقل از وبلاگ بهشت خوبان


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه یکم آذر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

جسم شهید متروح است و لباس شهید متجسد...

                                                         بسمه تعالی 

قابل توجه نائب رئیس بی سواد که علاوه بر بیسوادی در مسائل شرعی نیز مشکل دارد.باعث تاسف است به جای آنکه این مقام مسئول ؟!! از کاری که با اعمال نفوذ بر سازمان بهشت زهرا (س) در مورد بی حرمتی به مزار شهید انقلاب انجام داده عذر خواهی نماید زبان به تهدید می گشاید و خط و نشان می کشد اما مهم نیست و ما در هر حال به این رسالت فرهنگی خود واقفیم که باید به جامعه آگاهی بخشید و حتی جهال معاند را نیز متذکر ساخت ، لذا توجه نائب رئیس را به این نکته جلب می کنیم که اگر مزار شهیدی به دستور شما در قطعه ۲۱ شکافته شده و مادر آن شهید در آن دفن گردیده ( که خود به صراحت و آنهم بانهمیییی افتخار ؟!!! اعلام کرده اید که چنین کاری انجام شده ) این کار صد در صد نادرست و غیر شرعی می باشد ، بنابراین هر چند بعید می دانیم که تا به حال کتابی خوانده باشید حداقل به خاطر دانستن مسائل شرعی هم که شده و در خصوص مورد فوق یک بار دیگر این فرازهای کتاب استاد شهید مطهری را مطالعه و منتظر پاسخ استفتاءآتی که از مراجع عظام انجام شده نیز باشید .  البته مطمئن هستیم شما که برای پیکر شهید ارزشی قائل نیستید برای سنگ مزار و عکس و آثار شهید نیز ارزشی قائل نخواهید شد و بر همین اساس اقدام به هویت زدایی از گلزار شهدای بهشت زهرا (س) آنهم به نام بازسازی نموده اید و هر فریاد مخالفتی را به اغراض سیاسی نسبت می دهید شاید هم اصلا شهدا را به نام شهید قبول ندارید و فقط ظاهر را ، آنهم فقط بنا بر مصلحت حفظ کرده باشید ، اما مطمئن باشید که نسل انقلاب و دفاع مقدس ، به پیام امام (ره) و شهیدان ایمان راسخ داشته و به همان مقدار که در جهت نابودی کاخهای ظلم و ستم شرق و غرب قدم بر می دارد مراقب طاغوتچه ها و تازه به دوران رسیده های پشت سر خود نیز می باشد و هرگز به آنها اجازه ظهور و بروز نخواهد داد .   

اسلام دینی حکیمانه است دستوری خالی از مصلحت و راز و رمز ، مخصوصا راز و رمز اجتماعی ندارد . یکی از دستورهای اسلامی این است که هر فرد مسلمان که می میرد ، بر دیگران واجب است که بدن او را به ترتیب مخصوص غسل دهند و شستشو نمایند ، در جامه هایی پاک به ترتیب مخصوص کفن کنند و سپس نماز بخوانند و دفن نمایند . همه اینها حکمتها و راز و رمزها دارد که فعلا در مقام بحث از آنها نیستیم .

ولی این دستور یک استثنا دارد آن استثنا شهید است . از این دستورها فقط نماز و دفن در مورد شهید اجرا می شود ، اما غسل و شستشو یا کندن لباسهای دوران زندگی و پیچیدن در جامه ای دیگر به ترتیب خاص ، ابداً.

این استثنا خود راز و رمزی دارد . نشانه این است که روح و شخصیت شهید آنچنان پاک و وارسته شده که در بدنش و در خونش و حتی در جامه اش اثر گذاشته است . بدن شهید یک « جسد متروح » است . یعنی جسدی است که احکام روح بر آن جاری شده است ، همچنانکه جامه شهادتش « لباس متجسد » است ، یعنی حکم روح بر بدن جاری شده و حکم جاری شده بر بدن ، بر لباس و جامه جاری شده است .

بدن و جامه شهید از ناحیه روح و اندیشه و حق پرستی و پاکباختگی اش کسب شرافت کرده است . شهید اگر در میدان معرکه جان به جان آفرین تسلیم کند ، بدون غسل و کفن با همان تن خون آلود و جامعه خون آلود دفن می شود .

                خون شهیدان را ز آب اولی تر است            این خطا از صد صواب اولــی تر است

                 در درون کعبه رســــــم قبله نیست            چه غم ار غواص را پاچــــیله نیســت

                 تو ز سر مســــتان قلاووزی مجـــــو            جامه چاکان را چه فرمـــــــــــای رفــو 

                 لعل را گر مهــــــــر نبود باک نیـست             عشق در دریای غم،غمناک نـیست

                 ملت عشق از همه دینـها جداست              عاشقان را مذهب و مــلت خداست

این احکام خاص در فقه اسلامی در باره بدن شهید نشانه دیگری است از قداست شهید در اسلام .

                                            

کتاب قیام و انقلاب مهدی و مقاله شهید ، اثر استاد متفکر شهید مرتضی مطهری چاپ چهاردهم ۲۲ بهمن ۱۳۷۳ صفحه ۶۸ الی ۷۱

برگرفته از وبلاگ  بهشت خوبان وبا توجه به اینکه مایل نیستیم نام برخی افراد ، ولو خاطی مطرح شود .


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

یک آسمان ستاره ...

 

     یک آسمان ستاره ز چشمان روزگار              اینجا چکیده است به دامان انقلاب

                     یک بیت شعر از دکتر غلامعلی حداد عادل در مورد گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

وبلاگ گلزار شهدا ضمن موافقت صد در صد با بازسازی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) تنها نگرانی خود را ، از بین رفتن هویت فرهنگی و تاریخی این گلزار که ممکن است در اثر این بازسازی اتفاق بیافتد اعلام می کند ، ضمن آنکه معتقد است در بازسازی گلزار های دیگر این فاجعه رخ داده است لذا به منظور حفظ هویت فرهنگی و تاریخی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) دو پیشنهاد مشخص را اعلام می کند:

۱ ـ حفظ کامل بیش از ۵۰ درصد از سنگ مزار های شهدا و ویترین ها و تصاویری که پیام فرهنگی و هنری و سابقه تاریخی دارد در قالب یک موزه زیرا تا کنون ۵۰ درصد آن از بین رفته است .

۲ـ و یا عدم هر گونه دخل و تصرف در سنگها و ویترین های مزار شهدا چه توسط شهرداری و چه توسط خانواده معظم  شهدا به منظور حفظ هویت گلزار شهدا .

ضمنا ما هیچ گونه توجیه منطقی برای دخل و تصرف در اصل سند (منظور سنگ مزارهای قدیمی است )از سوی مسئولین امر به دست نیاوردیم .

 

          شهید مصطفی ابراهیمی مجد - شهیدی که در زمان حیات به دیدار امام زمان (عج) مشرف شد

         شهید محسن فیض آبادی - شهیدی که وصیت کرد برروی سنگ مزارم چیزی ننویسید میخواهم مثل دیگر شهدای گمنام ، من هم گمنام باشم قطعه 28

      مزار شهید دستواره گلزار شهدای بهشت زهرا (س)   شهید امیر حاج امینی - چهره معروفش برای عاشقان شناخته شده است . قطعه 29 گلزار شهدا

             قطعه سرداران بی پلاک -شهدای گمنام قطعه 40، همان قطعه ای که به زودی تخریب می شود

             مزار شهید گمنام که توسط دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی شهر ری تعویض سنگ شده

 


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

فرزندم شهید شد و خانه ام با خاک یکسان گردید اما خود و همسرم و فرزندان دیگرم آماده شهادت در راه اسلام

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

    « خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند »   امام خمینی (ره)

به عشق شهدا یکهزارو پانصد ساعت فیلم مستند شامل سه هزار مصاحبه از والدین شهدا و بستگان درجه یک ایشان و همرزمان و جانبازان گرفته ام و می خواهم آنرا به پنجهزار ساعت برسانم .

 سردار گرانقدر عرصه های دفاع مقدس

برادر حاج علی فضلی

با سلام ؛ متن مصاحبه حضرتعالی را با ماهنامه پیام انقلاب که در شماره ۴۹۵ هفته نامه شریف یالثارات الحسین به تاریخ چهارشنبه ۲۴ مهرماه ۸۷ نیز به چاپ رسیده مطالعه و ضمن تشکر و قدردانی از نقطه نظرات ارزنده حضرتعالی به استحضار می رسانم ، اینجانب که یکی از بسیجیان لشگر ۱۰ سید الشهدا (ع) بوده ام و افتخارم این است که فرمانده ای صادق و شجاع و جانباز مثل حضرتعالی داشته ام قسمت آخر سفارشات شما آنجا که فرموده اید : « خیلی از پدر مادرهای بزرگوار شهیدان عزیز ما به دلیل کهولت سن و شرایط سنی از دنیا می روند و شاید ما توفیق پیدا نکنیم که آثار آنها را ثبت و ضبط کنیم ، چون تنها کسی که می تواند بگوید آن شهید و جانباز یا رزمنده از بدو تولد تا بلوغ چگونه زندگی کرده و به شهادت رسیده آنها هستند ». از سه سال پیش مورد توجه جدی قرار داده ام و در این راه فقط و فقط به کمک بسیجیان همفکر و ایثارگر توانسته ام حداقل سه هزار مصاحبه در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) از بستگان درجه یک شهدای گرانقدر و حتی از جانبازان و رزمندگان در مورد شهدایی که با آنها بوده ام تهیه کنم که زمان این مصاحبه ها به طور متوسط هر کدام بین بیست تا سی دقیقه می باشد آن هم با بهترین کیفیت تصویر و صدا حتی تعدادی از این مصاحبه ها مثل مصاحبه با پدر شهید محسن عزیزیان که خود جانباز ، رزمنده ، شاعر ، مداح و حتی از شکنجه شدگان زندانهای ساواک آمریکایی شاه در دوران طاغوت بوده به پنج ساعت نیز می رسد و یا مصاحبه با برادر جانباز دکتر احمد خنجری از فرمانده گردانهای لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) که بیش از ده ساعت است ، جالب این است ، همه بدانند که جمع آوری و حفظ آثار یکی از مهمترین اسناد انقلاب و دفاع مقدس که قطعا در یکی دو دهه آینده دیگر ممکن نخواهد بود ، بدون هیچگونه هزینه ای و بلکه بر عکس با اشتیاق روز افزون و تاثیر سازنده و معنوی بزرگی که بر روی دست اندرکاران این طرح و بویژه اینجانب داشته صورت می گیرد و امیدواریم ظرف دو سه سال آینده هیچ شهیدی در بهشت زهرا (س) تهران نباشد که ما حداقل بیست دقیقه فیلم برای معرفی او نداشته باشیم ، البته ما این طرح بسیار مهم و ارزشمند را با بسیاری از مسئولین ذیربط نیز مطرح کردیم ولی متاسفانه هیچ نهادی برای اجرای یک طرح کامل و منسجم که همه کشور و خانواده های درجه یک دویست و پانزده هزار شهید و قریب به حداقل یک میلیون رزمنده و جانباز را در بر بگیرد پای کار نیامده است و این در حالی است قریب به پنجاه درصد از والدین شهدا به رحمت خدا رفته اند و نیز پنجاه درصد از بسیاری از افراد مطلع از خاطرات شهدا و انقلاب و دفاع مقدس نیز گرفتار فراموشی شده اند بطوری که قادر به بیان جزئیات خاطرات نمیباشند . اما با این حال به جرات می توان گفت هنوز میلیون ها خاطره و عکس و دست نوشته قابل ثبت و ضبط باقی مانده و تا این آخرین سفره معنوی شهادت جمع نشده باید از آنها بهره برداری و دیگران را هم بهره مند ساخت به اعتقاد اینجانب هر بسیجی با یک دوربین حتی در دور افتاده ترین نقطه کشور و به ویژه در گلزار های شهدا می تواند به این رسالت مهم که ثبت و ضبط خاطرات انقلاب ، دفاع مقدس ، شهدا، رزمندگان اسلام و جانبازان است به بهترین نحو عمل کند . همین جا از کلیه علاقه مندان به حفظ میراث شهادت جهت آشنایی با جزئیات کار و  تبادل نظر و بهره برداری از این آرشیو بزرگ خاطرات شهدا دعوت می گردد که با تلفن ۰۹۳۲۹۴۷۳۰۲۱ و یا آدرس اینترنتی www.golzare-shohada.blogfa.com   تماس حاصل نمایند .

خلاصه یکی از خاطرات ضبط شده : مادر شهید مهدی خوشگو قطعه ۲۷ ردیف ۱۰۴شماره ۳ در این مصاحبه پس از معرفی کامل شهید و خاطراتش و نحوه شهادت و بخشهایی از وصیت نامه شهید میگوید : پس از شهادت شهید به پیشنهاد دخترم همگی از تهران به منزل آنها در کرج رفتیم درست صبح روز ورود به کرج با ما تماس گرفتند که فورا خود را به تهران برسانیم و ما خود را به خانه مان که در حوالی پیروزی بود رساندیم و در نهایت ناباوری دیدیم ، اثری از خانه باقی نمانده است و همه منتظر بودند عکس العمل مادری زجر کشیده که مدتی هم از شهادت فرزندش گذشته و اینک خانه و زندگی اش توسط موشک های رژیم بعثی عراق با خاک یکسان شده را ببینند ، در همان حال اولین اقدامی که انجام دادم ، این بود که گفتم پلاکاردی با این مضمون بنویسند و بر روی خرابه ها نصب کنند :« فرزندم شهید شد و خانه ام با خاک یکسان گردید اما خود و همسرم و فرزندان دیگرم آماده شهادت در راه اسلام هستیم »     


 

نوشته شده توسط صياد در سه شنبه هفتم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

بوي عطرمزار شهيد ، لبخند شهيد ، سالم ماندن پيکر شهيد پس ازسالها و....

                                                            بسمه تعالي

 ( بوي عطرمزارشهيد ، لبخند شهيد ، سالم ماندن پيکرشهيد پس ازسالها و.... )

درقطعه ۲۶ گلزارشهداي بهشت زهرا(س) رديف ۳۲ شماره ۲۲ مزارشهيدي وجود دارد که اين روزها از اقصي نقاط شهر تهران و ساير شهرهاي کشور و حتي از کشورهاي ديگر براي زيارت اين مزار به  آنجا مي آيند و همه بر اين باورند که اين مزار هميشه عطر آگين و از آن مايع خوشبوئي ترشح مي شود که آنجا را هميشه مرطوب نگه داشته و بالاخره اينکه مي توان از آن شهيد حاجت گرفت ، درحاشيه اين تجمعات که تقريباَ دائمي است حتي شب و نيمه شب هم وجود دارد دهها و صدها ادعاي ديگرهم مطرح

مي شود که هر يک درجاي خود قابل بررسي و ريشه يابي است تاسره از ناسره جدا گردد ، هدف ازنوشتن اين مطلب به هيج وجه نفي اعجاز و يا کرامات شهدا ء و احياناَ کاستن  از مقام والاي شهدا و يا آن شهيد گرانقدري که درقطعه ۲۶ رديف ۳۲ شماره ۲۲ آرميده نمي باشد ، بلکه هدف جلوگيري ازترويج  اکاذيب  و گاه  مبالغه و تحريفاتي است که اگر به همين شدت ادامه يابد که دراين چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم ريشه شهدا ، شهات و شهادت طلبي ، که مهمترين سلاح انقلاب اسلامي ايران عليه کفار و جنايتکاران جهاني است راخواهد زد و نسلهاي بعد را بکلي با فرهنگ انقلاب ، دفاع مقدس و شهدا بيگانه خواهد ساخت و البته طبيعي است که دشمنان قسم خورده اسلام ناب دائم در صدد ترويج  اکاذيب  و تحريفات هستند و عده اي جاهل  و سود جوي داخلي نيز بخاطر آنکه چند صباحي جيب خود را پرکنند دانسته يا نا دانسته عمله دشمنان قسم خورده قرار گيرند و حتي به چاپ کتاب و پوستر و ساخت فيلم درخصوص اين موضوعات دست بزنند ، لذا به همان مقدار که لوث کردن و سطحي نگري  و اشاعه غير واقع  و نادرست حقايق و واقعيات انقلاب و دفاع مقدس و شهداي آن به عظمت آن ضربه خواهدزد ، خطرناک تر از آن مبالغه و تحريف و بزرگنمائي در اين خصوص مي باشد که بايد بشدت در مقابل هر دو ايستادگي کرد و به نشرحقايق و واقعيات آن هم بطورمستند پرداخت ، به نظرمي رسد بزرگترين وظيفه مسئولين ذيربط مثل بنياد شهيد ، بنياد حفظ آثار، وزارت ارشاد و ساير نهادهاي فرهنگي و بويژه خانواده محترم شهدا و رزمندگان و ايثارگران بايد مستند نگاري وارائه سند معتبر براي هرموضوعي باشد و اينجاست که عکسها ، دست نوشته ها فيلمها و حتي البسه وآنچه متعلق به شهداست و نيزخاطرات کساني که با آنها بوده اند (بشرط آنکه ثابت شود بوده اند) اهمئيت و ارزش فوق العاده اي پيدا مي کند .

                  

البته درکشور ما معاونت پژوهش و تبليغات بنياد شهيد ، سالهاست تنها متولي جمع آوري ، نگهداري، مستند سازي و طولاني کردن عمر آثارمربوط به شهداست و اگرکمي روحيه تحقيق و بررسي داشته باشيم براحتي مي توان درمورد ادعاهائي که مي شود به اين نهاد مراجعه و به حقيقت دست يافت .

اينک پيش از آنکه وارد اصل مطلب شويم توجه خوانندگان را به خواندن دقيق کتاب حماسه حسيني و بويژه مبحث تحريف که ذيل آيه فبما نقضهم ميثاقهم لعنا هم ..... تا يحرفون الکلم عن مواضعه جلب مي کنيم و مطالعه مجدد کتاب شهيد ايشان را توصيه مي نمائيم ، امام خميني (ره) فرموده است ، تربت پاک شهيدان تا ابد ميعادگاه عاشقان وعارفان و دارالشفاي آزادگان ودلسوختگان خواهد بود و قطعاَ هرانسان مؤمني که از شهادتش آگاه باشد و بدست دشمنان خدا خونش ريخته شود شهيد خواهد بود ، هرچند که شهداهم درجه دارند و براين اساس ميتوان ادعا کرد ، شهدا امامزادگان عشقند که مزارشان زيارتگاه اهل يقين است ، شهيد همه گناهانش بخشيده شده و حق شفاعت دارد و به نص آيات صريح قرآن زنده است ومکان دفن شهدا قبرستان نيست و گلزار است ، بهشت است  و مي توان با شهدا ارتباط برقرار کرد و هدايت شد .

 ووو ..... تا آنجا که پيامبر(ص) فرموده « بالاتراز مقام شهادت مقامي نيست » . اينک اين مائيم با ۲۱۵ هزار شهيد در گلزارهاي شهداي سراسر کشور که حدود ۳۰ هزارتن ازآنها نيزدر بزرگترين گلزار شهداي جهان يعني بهشت زهرا(س) زنده ترين شهر دنيا رابنا نهاده اند .

اينجانب که اقدام به نگارش اين مطلب نموده ام حداقل زندگي پنج هزارشهيد را به طور کامل بررسي کرده و ادعا ميکنم که همه شهداي ما مؤمن ، آگاه ، راضي  و انتخاب شده براي شهادت بوده و در نهايت مظلوميت خونشان آن هم بدست پليدترين دشمنان اسلام ريخته شد (هرچند اين ادعا شامل يکي دو درصد موارد خاص نشود که حتي آنها نيزدراثر همجواري با شهدا به مقام والائي رسيده اند) رهبر آنها خميني(ره) و مکتب آنها حسيني و قلوبشان مالامال ازعشق به اهل بيت بوده است  وهمه آنهارابايد دراين چهار چوب مورد مطالعه قرارداد زيرا تاريخ مستند دارد و پشتوانه آن قرآن و روايات معصومين است اما اي عزيزان با همه عظمتي که شهدا دارند آيا ميتوان هر ادعائي را در مورد ايشان عنوان کرد و اشاعه داد و يا باور نمود و درمورد آن تعصب بيجا نشان داد.

مثلاً يکي مدعيست فلان شهيد درقبر چشمش راباز و يا لبخند زد ، اين ادعا را حتي اگر مادر شهيد مدعي شود بخاطر درخواست من بوده ، اگرچه براي آن مادر و همراهاني که صداقت  و درستي آن مادرمطلع و شاهد صحنه بوده اند بسيار با ارزش است  اما ارزش تبليغ عمومي و دعوت نسلها ازاين طريق بسوي ارزشهاي متعالي اسلامي را ندارد بويژه که امروزه عصرارتباطات است و به طرفة العيني اين تصاوير و عکسها و اطلاعات به اقصي نقاط دنيا منتقل و غير مسلمانها وحتي بسياري از نامحرمان با تمسخربه آنهاخواهند نگريست ؛ درسالهاي اوليه دفاع مقدس درضلع غربي مزار ۷۲ تن يک حوض چند طبقه وجود داشت بنام « حوض خون » که بطور سمبليک ساخته شده بود و با پمپ ومايع قرمزي که درآن تعبيه شده بود ازرأس اين حوض مايع قرمز رنگ مثل خون مي جوشيد و حافظه همه افراد ۳۰و ۳۵سال به بالا آنرا بخاطر دارد ، هنوزهم اين حوض وجود دارد اما به رنگ آبي و بدون مايع قرمز خونرنگ ، خيلي هم جالب بود اما درغرب تبليغ کرده بودند ايرانيها آنقدرجاهلند که معتقدند اين حوض محل جوشش خون شهيدانشان است؟

         

      

البته خودمانيم نه ما اينقدر نادانيم و نه غربيها آنقدر احمق که اين را بپذيرند ولي تبليغات کارخودش را کرد بطوريکه سالها بعد ازجنگ يک جوان آلماني آمده بود و دنبال آن حوض مي گشت تا به ما پوز خند بزند ، شايد يکي ازدلايل آنکه فرموده اند خوابهاي خود را بيان نکنيد نيز همين باشد يعني عدم توانايي تفکيک روياي صادقه از اضغاث احلام ، اخيراَ فيلمي ازپيکر پاک شهيد جوزاني روي همه موبايلها آمده که مدعي اند پيکر شهيدي است که پس از ۲۰سال سالم مانده هر رزمنده اي که اين فيلم را مي بيند بسرعت متوجه مي شود که پيکر شهيد و افرادي که دور پيکر او جمعند و او را مي بوسند مربوط به همان دوران دفاع مقدس است واين يک ادعاي نادرست است  اما عده اي خوش باور يا ساده لوح يا جاهل و شايد هم معاند با وجودي که براحتي مي توان در مورد اين شهيد از بنياد شهيد و خانواده اش استعلام نمود باز روي اين ادعا پافشاري ميکنند تاجائي که يک گروه زائر لبناني که به گلزار شهداي بهشت زهرا (س) آمده بودند  و اين فيلم روي گوشي موبايل آنها بود خواستند سر مزار آن شهيد بروند وقتي راهنماي آنها منکر اين ادعا شد آنها گفتند شمامعجزه راقبول نداريد و راهنما مي گويد چرا ولي مصداق معجزه اين نيست ؛ لبنانيها مي گويند پس معجزه در زمان ما چيست و راهنما مي گويد معجزه درزمان ما مقاومت دليرانه ۳۳روزه حزب الله لبنان درمقابل صهونيستهاي پليدي است که سالها پيش درجنگ ۶ روزه چند کشورعربي را شکست دادند اما در نبرد ۳۳ روزه نتوانستند پنج هزار رزمنده حزب الله راشکست دهند و با خواري و خفت عقب نشيني کردند که اينجا لبنانيها به نشانه تائيد همگي تکبير گفتند.

سؤال اصلي ما اينست اينهمه شهيد که قريب به اتفاق آنها فيلمها و عکسها و وصاياي شان موجوداست وهرانسان غافلي را بخود مي آورد چه نيازي به غلو و بزرگنمائي هاي نا آگاهانه و يا مغرضانه افراد دارند ، در گلزار شهداي بهشت زهرا (س) مزار پيرميدان دارعشق سيد ميرحمزه سجاديان درقطعه ۲۶رديف ۷۲شماره ۲۱ وجود دارد که شهيد آويني فيلم رزق حلال را درمورد او ساخته است همو که روي سنگ قبرش نوشته است :

                      اسـوه خيل شهيــــدان جهان         حاج سيدحمزه سجــــــــاديان

                      چون ذبيح آورده در کوي خليل        چهار فرزند رشـــــــيد نوجـوان

                       کاظم وداود و قاســم با کريم        مي دهد تا بگذرد ازامتــــــحان

                  شهید میر حمزه سجادیان به همراه چهر فرزند شهیدش

بله چهار فرزندش در خط مقدم جبهه شهيد مي شوند و خود بعنوان پنجمين شهيد خانواده جام شهادت را مستانه سرکشيده است ، آيا کدام معجزه ازاين بالاتر، چه کسي مي تواند آنرا انکار کند ، کدام تحريف و يا مبالغه اي درمورد اوصورت گرفته او مثل خورشيد درقطعه ۲۶ مي درخشد و ما اگرخودمان را از نور او محروم کرده ايم چه کسي مقصراست؟!

                                   

سردار رشید اسلام علیرضا موحد دانش

 شهدائي مثل سردار شهيد عليرضا موحد دانش که با دست قطع رفت و به شهادت رسيد و دوميــــــن شهيد خانواده بوده و خانواده اش تنها همين دو پسر را داشت قطعه ۲۴ جنب مزارشهيد چمـــــران سردار

جواد افراسیابی

شهيد جواد افراسيابي که پس از قطع يک پا دوباره رفت و به شهادت رسيد و خانواده اش چهارشهيد تقديم کرده است قطعه ۲۴رديف ۷۲ شماره ۲۰ و يا سردار شهيد ابراهيم حسامي که پايش از بالاي زانوقطع و دوباره باعصا رفت و به شهادت رسيد قطعه ۲۸رديف ۲۱ شماره ۱۶و صدها شهيد ازاين قبيل معجزه قرن وانقلاب اسلامي و امام خميني (ره) مي باشد.

       شهید ابراهیم حسامی 

رزمنده سمت راست تصویر شهید ابراهیم حسامی است

چگونه است با اينهمه ستاره ها که مي توان راه را شناخت ما اسير اوهام و اغفال برخي مدعيان کاذب شده و برخي نکات بي اهمئيت را مورد توجه قرا مي دهيم ، در گلزار شهداي بهشت زهرا(س) سنگهائي از مزار شهيدان وجود دارد که طبق وصيت شهيد نه اسم شهدا روي مزارها نوشته شده ونه عکس آنها راقرارداده اند زيرا اين شهدا در وصاياي خود نوشته اند که ما از شهداي گمنام خجالت مي کشيم مثل شهيد محسن فيض آبادي در( قطعه ۲۸ رديف ۱۰۱ شماره ۱مکرر) که اتفاقاً او نيز دومين شهيد خانواده است ، ما در اينجا معجزات امام شهيدان و شهداي بزرگي مثل آيه الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي و سردار شهيد دکترمصطفي چمران و شهيد اميرسپهبد علي صياد شيرازي  و سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني را نمي گوئيم که اظهر من الشمس اند ما از ناشناخته ترين شهدايمان مي گوئيم اوکه تنها پسرخانواده بوده ورفته است و يا خانواده اي که تنها همين دو پسر و سه پسر راداشته و به ميدان جهاد فرستاده و يکي پس ازديگري جام شهادت را مردانه سرکشيده اند ، اگر بسيجي ۲۷ساله مهندس شهيد مصطفي ابراهيمي مجد ( قطعه ۲۴رديف ۹۵شماره ۲۴ ) گفته است روي سنگ مزارم بنوسيد اينجا خانه شهيدي است که به انتظارقيام مولايش آرام گرفته است  وصيت نامه مکتوب او بالاي سرش نصب است که مي گويد : ( بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت ، بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم

                                    شهید مصطفی ابراهیمی مجد

 که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است )، اين مستند است و قابل ترويج مي باشد و نمونه هاي فراوان و مستندات ديگري نيز از اين قبيل وجـود دارد که بايد روي آنها تبليغ شود و فيلـم بسازند و کتـاب چاپ کنند اما متأسفانه اين سالها شاهديم که به دلايلي خورشيد حقايق را ابرهاي اوهام و بيگانگي با ارزشها و سودجوئي سودجويان پوشيده است  و مثل هميشه بشريت را ازنور معنويت محروم مي سازد.

و اما درمورد شهيد پـلارک که درقطعه ۲۶رديف ۳۲شماره ۲۲بخاک سپرده شده و مردم  او را به بوي عطر مزارش مي شناسند غير از وصيت نامـه  و چند قطـعه عکس بعنوان معتبـرترين سند تنها يک سی دی ۶۰دقيقه اي از سخنان همرزم او بنام عباس بيات موجود مي باشد که تا موقع شهادت با او بوده ، وي در اين ۶۰ دقيقه صحبت ضمن بيان ايمان راسخ شهيد و عشق وي به شــــــــهادت و معنويت بالاي او و اينکه

                                   

شهادت وي به شهيد الهام وشهادتش را به همه بشارت داده بود و اينکه شهيد در تهجد شبانه اش تقطيع خواب مي کرد ( کار پيامبران واولياء ) يعني درشب بارها براي عبادت بيدار مي شده و نه يکبار، درعين حال مي گويد که مسائلي مثل جوشيدن گلاب  از مزارش و مرطوب بودن هميشگي اين مزار و ادعاهائي که برخي منصوبين مي کنند دون شأن و منزلت وعظمت اين شهيد وحتي ساير شهداست و بايد بشدت  از آن پرهيز کرد وي اضافه مي کند هرچند شهيد داراي مقامي بسيار والاست  اما خود شهيد هم راضي به ذکر اينگونه موضوعات بي پايه و اساس نمي باشد.

لذا اين شروعي براي تحريفات  و انحرافات  و شيادي شيادان و سودجويان و تخريب فرهنگ غني شهيد و شهادت و شهداي ماست  و مواردي ديگر از اين قبيل مثل چشم باز کردن شهيد و يا لبخند شهيد و يا سالم ماندن پيکر شهيد نيز ازهمين مقوله است که وقتي تحقيق اساسي بعمل مي آوريم به نتيجه درستي نمي رسيم.

راستي چه خسارتي بالاتر از اين که وقتي صدها جوان از نقاط مختلف ايران و جهان براي زيارت گلزار شهدا و آشنائي با هدف آنها و بهره مندي از انوارمعرفت  آنها به بهشت زهرا (س) مي آيند تمام وقتشان به رفتن سر مزار شهيدي صرف بشود که مي گويند بوي عطرمي دهد؟!گيريم که درست باشد؟!!

لذا باز تأکيد مي کنيم ما اگر چه به هيچ عنوان درصدد نفي کرامات شهدا نبوده و نيستيم و جرأت اينکار راهم نداريم  و در خود نمي بينيم ،  اما عاجزانه ازهمه کساني که دل در گرو خون شهيدان دارند استدعا داريم به هر ادعائي  توجه نکنند و براي هر ادعائي  سند معتبر بخواهند و حداقل تحقيق کنند ، درمورد شهيد پـلارک نيز نگارنده با توجه به نوار سخنان عباس بيات در مورد وي که  ازخانه شهيد  و مرکزفرهنگي بهشت زهرا(س) گرفته ام  متوجه حقايق مهمي  شدم  که پيشنهاد مي کنم هرکس طالب حقيقت است حتماً سخنان همرزم شهيد را بشنود.

درپايان توجه شما را به اين فراز از وصيت نامه دانشجوي شهيد مهدي رجب بيگي قطعه ۲۴رديف ۹۷شماره ۴ صاحب کتاب ( ميرويم تاخط امام بماند ) جلب مي کنم که خود معجزه اي از معجزات شهداي ماست :

                                   شهید مهدی رجب بیگی

 خدايا، تو ميداني که چه مي کشيم ، پنداري که چون شمع ذوب مي شويم ، آب مي شويم ما ازمردن نمي هراسيم ، اما ميترسيم بعد ازما ايمان را سر ببرند و اگر نسوزيم هم که روشنائي مي رود و جاي خود را دوباره به شب مي سپارد ، پس چه بايد کرد؟

از يک سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم  و از ديگر سو بايد شهيد شويم  تا آينده بماند هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند وهم بايد بمانيم تا فردا شهيد نشود ، عجب دردي چه مي شد امروز شهيد مي شديم و فردا زنده مي شديم تا دوباره شهيد شويم.

يکي از رزمندگان دفاع مقدس ۱۸/۷/۸۷                


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

افطار با شهیدان ...

                  

                         سلام بر خدای رمضان

درایام ماه مبارک رمضان امسال ، مراسم پر فیض نماز جماعت مغرب و عشاء و افطارهر پنجشنبه در سالن دعای ندبه مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزارمی گردد. این مراسم کما فی السابق با حضور خانواده معظم شهدا و ایثارگران و عموم زائرین گلزارشهدا علاوه برسالن دعای ندبه در ایستگاه های صلواتی و به همت بسیجیان ، با شکوه خاصی بر پا می گردد.

تاریخ برگزاری افطاری ها : پنجشنبه ۱۴/۶/۸۷ ، ۲۱/۶/۸۷ ، ۲۸/۶/۸۷ ، ۴/۷/۸۷

 ضمنا براساس هماهنگی های به عمل آمده درب های بهشت زهرا (س) تا دو ساعت بعد از افطار باز خواهد بود . لذا کلیه کسانی که مایل به حضور در گلزار و افطاری دادن نیز می باشند می توانند از این فرصت استفاده نمایند.


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

چهل و سومین سالگرد تولد شهید مسلم فراهانی در کنار مزارش برگزار شد

                                    بسم رب الشهدا والصدیقین

                زنده نگه داشتن نام و یاد شهیدان کمتر از شهادت نیست.

چهل و سومین سالگرد تولد شهید مسلم فراهانی که با ولادت پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام محمد باقر (ع) مصادف شده بود روز جمعه ۱۴تیر ماه با شکوه تر از گذشته با حضور خانواده معظم شهید و عاشقان خط سرخ شهادت بر سر مزار شهید برگزار شد .

                 

در این جشن شاعران عرصه دفاع مقدس ، جانباز سر افراز امیر عابدی و حاج رحیم چهره خند به سرودن اشعاری از دوران طلایی دفاع مقدس پرداختند .

          جانباز امیر عابدی در کنار حاج رحیم چهره خند در حال سرودن اشعار حماسی    

وبلاگ شهید نیز سالگرد ولادت شهید را به خانواده ایشان تبریک و تهنیت عرض مینماید و از خداوند متعال برای خانواده معظم آن شهید که با برگزاری جشن ولادت فرزندشان به حق تعبیر کننده آیه ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون میباشند سلامتی و طول عمر مسئلت میکند .

لازم به ذکر است این مراسم هر ساله با همکاری مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار میگردد.

 


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت شهید دکتر مصطفی چمران

          

         مراسم بزرگداشت سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران در گلزار شهدا برگزار میشود.

                             

زمان : پنجشنبه ۳۰/۳/۱۳۸۷ ساعت ۱۸ همراه با قرائت زیارت عاشورا

جمعه ۳۱/۳/۱۳۸۷ ساعت ۷ صبح با قرائت دعای پرفیض ندبه ، گلزار شهدای بهشت زهرا(س) قطعه ۲۴


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

اعتراض خانواده های معظم شهدا به طرح بازسازی گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

                                                 بسمه تعالی

پنجشنبه ۲۳/۳/۸۷ دهها تن از مادران شهدا در اعتراض به طرح بازسازی مزار شهیدانشان در مقابل ساختمان خانه شهید تجمع و مسئولین این مرکز را که روحشان هم از این داستان خبر ندارد ، به شدت تهدید کردند ، سپس با حضور مسئولین سازمان بهشت زهرا (س) و مذاکره ای بی نتیجه و ادامه تهدیدات خانواده های شهدا رسیدگی به درخواست آنها به هفته های بعد موکول شد .

                   

مخالفت با بازسازی چرا ؟!

هر آدم عاقلی می داند که بازسازی اگر به معنی نوسازی همراه با تامین اهداف مادی و معنوی ، موضوع بازسازی باشد بسیار خوب و پسندیده است . اما اگر بازسازی فقط بمعنی تغییر ، آنهم با کیفیتی پایین تر و نابودی تمام اهداف مادی و معنوی باشد و صرفا اهداف کوتاه مدت را دنبال کند که البته این وسط عده ای بادمجان دور قابچی نیز ، به پول و پله ای برسند این بسیار بسیار منفور و بویژه مورد اعتراض شدید کسانی است که فرزندان برومند خود را در راه اهداف بلند معنوی اسلام تقدیم کرده اند .

لذا به اطلاع  آقایان مسئول ذیربط می رساند :

۱- شما در بازسازی های گلزارهای بسیاری از شهرستان ها که بحق باید گفت ، نه بازسازی بلکه تخریب است ، چه گلی به سر این ملت زده اید که حالا به گلزار شهدای بهشت زهرا (س) گیر داده اید ؟!

بقول برو بچه ها ، در این بازسازی ها ، بخوانید ( تخریبها ) شما هنرتان این بوده که گلزار شهدا را به قبرستان های معمولی تبدیل سازید .

۲- هیچکس با بازسازی به معنی ایجاد فضای سبز و مرتب نمودن مسیرهای تردد بمنظور دستیابی به مزار ها حتی برای جانبازان روی ویلچر ، نور پردازی ، نصب سایبان ، آب رسانی و ... مخالف نیست  ، اما اینکه سنگهای ارزشمند مزارها را ، که هر کدام با روح و جان خانواده شهیدی طراحی و نصب شده و نیز حجله های بسیار زیبای بالای سر آنها ، که موزه عواطف خانواده های معظم شهداست از بیخ و بن بر کنید ، این تنها معدوم کردن آنهمه زیبایی و پیام است که امروزه در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) حرف اول را با زائر میزند ، باطلاع میرساند خانواده شهدا تنها درخواسشان این است که به سنگهای مزار ها و حجله های بالا سر شهدا دست نزنید ، والا با سایر برنامه ها صد در صد موافقند.

                

توجه : ما معتقدیم ، اینک که حدود بیست سال از پایان دفاع مقدس گذشته است حتی نباید به خود خانواده های معظم شهدا نیز اجازه داد که نسبت به تعویض سنگها اقدام و آنچه متناسب با روحیات امروز است روی سنگها بنویسند که این خود خطرناکتر از طرح بازسازی شماست .

۳- در بازسازی قطعه ۴۴ شهدای گمنام سنگها و حجله های بیش از ششصد شهید شناخته شده این قطعه که در کنار آن دو هزار شهید گمنام قرار داشت بکلی معدوم گردید حتی به خود این زحمت را ندادید که قبل از انهدام از این سنگها و ویترینها  عکس و فیلم بگیرید و اینک قطعه ۴۴ شهدای گمنام که روزی به بقیع بهشت زهرا (س) مشهور بود گمنام تر از همیشه به پارکی تبدیل شده که پاتق دختران و پسران سرگردان دانشگاه آزاد است .

در پایان متذکر میشویم آقایان اگر پول اضافه دارید بروید جاده بسازید ، فضای سبز ایجاد کنید ، خانه های گلی روستائیان را بسازید تا با یک زلزله صدها نفر یتیم نشوند وام ازدواج به جوانها بدهید و ...

در آخر لازم به ذکر است : روند تخریب گلزار های شهدا در شرایطی به پیش میرود که منافقین ضد خلق مزار فرماندهان اسبق خود و ریشه های التقاط را به نحوی زیرکانه باز سازی کرده اند . به تصاویر و مطالب نقل شده در وبلاگ بهشت خوبان توجه بفرمایید . 

 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) بر سر تربت پاک شهیدان

                       

                               السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) بر سر تربت پاک شهیدان بر گزار میگردد.

سخنران : حجة الاسلام حاج شیخ رضا اصلانی

مداح : حاج حسین سازور

                    حجة الاسلام حاج شیخ رضا اصلانی             حاج حسین سازور

زمان : پنجشنبه ۲۳/۳/۱۳۸۷ ساعت ۱۸گلزار شهدای بهشت زهرا (س) قطعه ۲۹

 


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

مراسم بزرگداشت یاد و خاطره شهدای حسینیه رهپویان وصال شیراز برگزار شد

                                           بسم الله الرحمن الرحیم                        

  شیطان بزرگ آمریکاست            امام خمینی (ره)  

مراسم بزرگداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر واقعه بمب گذاری در حسینیه رهپویان وصال شیراز در تاریخ سه شنبه ۲۱/۳/۸۷ در مسجد دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد .

                      سردارمحمد جعفر اسدی

در این مراسم با شکوه ، سردار محمد جعفر اسدی جانشین بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده سابق لشگر ۱۹ فجر شیراز گفت : دشمنان جمهوری اسلامی چه وهابی و چه بهایی ، چه منافق و چه صهیونیست همه به دولتهای جنایتکار آمریکا و انگلیس مرتبط میباشند و از آنها جیره و مواجب میگیرند ، لذا در این واقعه نیز ما آمریکای جنایتکار را محکوم میکنیم .

                     سخنرانی حجت الاسلام ابوترابی

در ادامه حجة الاسلام ابوترابی نائب رئیس مجلس شورای اسلامی نیز با ستایش از اخلاص و پاکی شهدای رهپویان وصال به دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) متذکر شد که هنوز هم :

            اگر آه تو از جنس نیاز است             در باغ شهادت باز باز است

وی ادامه داد که دشمن ماهیتش جنایتکاری و خونریزی است اما خداوند آنهایی را که آماده ترند گلچین میکند ، مثل چهارده شاخه گل رهپویان وصال .

                     

در این مراسم با شکوه نمایشگاهی از تصاویر شهدا و حسینیه سید الشهدا (ع) رهپویان وصال پس از انفجار بر پا شده بود . که دل هر انسانی را به درد می آورد و پلیدی دشمنان بشریت را آشکار می ساخت در حاشیه نمایشگاه نیز فیلم صحنه انفجار و تشییع شهدا عرضه شده بود .

                        نمایشگاه حسینیه حضرت سید الشهداء(ع) در دانشگاه امام صادق(ع)

جهت اطلاعات بیشتر از واقعه خونین بمب گذاری حسینیه حضرت سید الشهداء (ع) به آدرس اینترنتی رهپویان وصال شیراز مراجعه نمایند.

      


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

گزارش تصویری از مراسم تشیع جنازه حاج غلامحسین متوسلیان پدر جاوید الاثر حاج احمد متوسایان

 

عکس از : علی مختاری

      

       

     برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت موضوع گزارش تصویری از مراسم تشیع حاج غلامحسین متوسلیان | لینک ثابت

سرود شهادت را با ما بخوانید

                                                         بسمه تعالی

عرفان واقعی خانقاهش بازی دراز است .          " شهید مظلوم  آیت الله بهشتی "

منافقین به تنگه چهار زبر رسیدند اما آنجا با خاکریزی که باقیمانده نیروهای لشگر ۲۷ و تیپ نبی اکرم (ص) و ... ایجاد کرده بودند متوقف شدند .

مریم عضدانلو یکی از فرماندهان منافقین به خاکریز رسید  یکی از آنها با خشم و عصبانیت با ماشین به خاکریز کوبید و حتی از خاکریز رد شد که هدف آر پی جی رزمندگان قرار گرفته ، به درک واصل شد ، مریم به فرمانده عملیات منافقین گفت چرا متوقف شده اید ما باید امشب در باختران و فردا صبح در همدان و فردا بعد ازظهر در تهران باشیم ، فرمانده عملیات گفت محال است و در این لحظه با اشاره مریم به یکی از محافظین همراه ، مغز فرمانده عملیات منافقین متلاشی و عقب نشینی خفت بار منافقین آغاز شد آنها که سودای فتح تهران را داشتند امروز تا بغداد عقب نشینی کرده اند و چون آنجا زیر چتر آمریکائیها نیز امنیت ندارند حاضر به عقب نشینی تا تلاویو شده اند ...

چهارشنبه شب ، ۱۱/۲/۸۷ کاروانی از رزمندگان دوران دفاع مقدس به همراه بسیاری از جوانان نسل سومی انقلاب ،  از مقابل ستاد لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به قصد بازدید از مناطق غرب کشور، چهار زبر ،  سر پل ذهاب و بازی دراز حرکت کرد . صبح پنجشنبه کاروان به مسجد النبی در کرمانشاه رسید ،  ظهر آنروز در تنگه چهار زبر جلسه ای با حضور ۳۰۰ نفر از کاروانیان تشکیل و شرح کاملی راجع به عملیات مرصاد و عملکرد رزمندگان و ماهیت منافقین برای حضار ارائه شد . بعد از ظهر به سر پل ذهاب رسیدیم و از تنگه گل داود و ارتفاعات مشرف و شهدای گرانقدر این مناطق روایتها شد . اما صبح روز جمعه این کاروان به اتفاق سایر کاروانها ، که از همدان ، باختران و مردم شهرهای اسلام آباد و سر پل ذهاب آمده بودند و جمعیتی بالغ بر ۵ هزار نفر را تشکیل می دادند به ارتفاعات کچی ۱۱۰۰ و ۱۱۵۰ صخره بازی دراز صعود کرده و از عطر مشهد شهیدان این منطقه مست گردیدند . بعد از ظهر آن روز نیز به پادگان ابوذر و مزار اول شهید محسن حاجی بابا رسیدند( مزار دیگر این شهید در قطعه ۲۶ بهشت زهرا (س) میباشد )

                              صعود۵۰۰۰ نفری به قله بازی دراز

آنچه را که خواندید گزارشی کوتاه و گذرا از بازدید ۴۸ ساعته عاشقان شهادت از مناطق جنگی واقع در جبهه های میانی بود ،  که شرح کامل آن به تصویر کشیده شده و قسمت اول آن در قالب یک سی دی ۷۵ دقیقه ای به نام سرود شهادت آماده توزیع گردیده است .

                              سرود شهادت بر رفته از جمله شهید مرتضی آوینی است ، آنجا که فرموده است :

ای شقایقهای آتش گرفته ، دل خونین ما نیز شقایقی است که داغ شهادت شما بر خود دارد ، آیا آنروز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما ( سرود شهادت ) بسراید .  

تشریح عملیات مرصاد در تنگه مرصاد توسط سردار قاسمی                         

ما معتقدیم در فراق شهدا و نعمت جهاد و شهادت ، تنها راه رستگاری و رسیدن به آنها ، زنده نگه داشتن

 نام و یاد آنان و نمود در آثار بجا مانده از ایشان از مزارها تا مشهد ایشان و از نوشته ها تا عکسها و فیلم

های آنان است  . چنانکه مقـــــام معظم رهبری فرموده اند " امــــــــــروز فضیلت زنده نگه داشتن نام و یاد

شهیدان کمتر از شهادت نیست " و این را اولین تکلیف خود می دانیم .

 

                     پادگان ابوذر در سر پل ذهاب که توسط جنگنده های دشمن بعثی اینگونه ویران گشته

 

لذا به همه شیفتگان شــــــــــــــهادت توصیه میکنیم سرود شهادت را با ما بخوانند . لازم به توضیح است

قسمت اول مجموعه سرود شهادت مربوط به صعود پنجهزار نفری به ارتفاعات بازی دراز است آماده توزیع 

میباشد ، قسمت دوم ، سوم و ویژه عملیات مرصاد و پادگان ابوذر انشالله تا آخر خرداد ماه ۸۷ ارائه خواهد

شد.                                   


 

نوشته شده توسط صياد در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

پاسخی به دل نوشته یک دوست ...

در قسمت نظرات پست قبلی ،( وبلاگ گل نرگس منتظر نور ۳۱۳) مطلبی را درج نمودند که بهتر است قبل از مطالعه این پست آن را مطالعه نمایید.                                                                                                                                                                                                               

 

و اما پاسخ شهید ...                                                                                                            

 

بسم الله الرحمن الرحیم                                                       

 

برادر یا خواهر گرامی دل نوشته  شما را مطالعه کردیم و از اینکه باید یاد و خاطره شهدای غریب بسیاری را زنده کنیم کاملا متفق القول و هم رای می باشیم . اما گرامی صحبت سر این است که تهران که مرکز جمهوری اسلامی است هنوز شهدایش ، آنهم عمدا ناشناس مانده اند ، نه سهوا . دوم اینکه خوب ما تهرانی هستیم طبیعی است که برای شهدای شهرمان تلاش کنیم و البته اگر بتوانیم شهدای شهرهای دیگر را نیز مطرح خواهیم کرد و آنرا وظیفه خود می دانیم . سوم اینکه ما یک نهاد خصوصی هستیم و این وبلاگ توسط یک فرد اداره نمیشود ، برو بچه هایی با انگیزه و اهداف بسیار والا و مقدس با وقت و هزینه های شخصی این تلاشها را میکنند ، بهتر است بدانید فعالیت این عزیزان در همین جا ختم نمیشود آنها در ضمینه ساخت و تولید فیلم های مستند که موضوعیت آن با شهدا و جانبازان و خانواده معظم ایشان ارتباط دارد هم کارهای قابل توجهی انجام داده اند . به هر حال به نظر این حقیر شما اول باید به سپاه پاسداران و بنیاد شهید و ایثارگران و بنیاد حفظ آثار اعتراض کنید ، چنانکه ما صد در صد معترضیم . در انتها باید بگویم ما هر کاری هم برای شهدا بکنیم باز شهدا مظلومند ، لذا به شما پیشنهاد می دهم . شاید اگر شهدای غرب تا این حد مظلومند یک دلیلش کم کاری خود شما عزیزان بوده است که باید جبران کنید ، منتظر این نباشید تا دیگران بیایند و کاری انجام دهند با ابزارهای روز تبلیغات کنید در کنار مراسم ها یا اردوهایی که برگزار میکنید برنامه ای هم به نام شهدا برپا نمایید . در سال اگر بتوانید چند مجلس یادبود برای شهدا در مسجد محله خودتان برای آشنایی نسل جوان و یاد آوری آن رشادتها برای نسلی که جنگ را دیده اند و آن شکوه را فراموش کرده اند برگزار نمایید بدون شک در آینده شاهد این بی مهری ها نسبت به ساحت مقدس شهدا نخواهیم بود . یک نکته دیگر اینکه تهرانی به معنی یک قومیت متولد این مکان نیست ، تهران معجونی از همه شهرهای کشور است ، لذا ما هم می دانیم بروجردی در بروجرد و کلهر در کرج و .... بدنیا آمده اند . در این خصوص می توانم بگویم شاید ما اصلا تهرانی به معنی آنکه دو نسلش در تهران متولد شده باشد هم نداریم . در انتها توجه شما را به مطالب این هفته نشریه یا لثارات الحسین (ع) جلب میکنم که یک صفحه کامل از شهید منصور اوسطی که از سرداران شهید غرب می باشد مطلب نوشته و امید وارم که این روند ادامه یابد . باز هم تاکید میکنیم بر اساس آنچه ما نوشته ایم تمام تلاشمان این است که انقلاب و دفاع مقدس و بویژه شهدای گرانقدر را از انحصار برخی افراد ( سر شناس ) خارج کنیم که در اینصورت می توان گفت ، غرب و کردستان دروازه شهادت و شهدای آن طلائیه داران شهادت بوده اند و پادگان ابوذر نیز دو کوهه اول و در نهایت بقول شهید مظلوم آیت الله بهشتی عرفان واقعی خانقاهش بازی دراز است درود و سلام خدا وائمه اطهار به روان پاک سرداران شهید کرمانشاه ، ایلام و کردستان و همه سرداران عرصه جهاد و شهادت جهان اسلام

 


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

بیاد شیر بیشه شهادت ، بزرگ پرچمدار لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

دیشب ۲۳/۲/۸۷ از سیمای یک جمهوری اسلامی مصاحبه کوتاهی از سردار فاتح خرمشهر جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان را که در مورد عملیات بیت المقدس و فتوحات تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) سخن میگفت مشاهده کردم و در حیرتم که چرا طی ۲۷ سال گذشته تا به حال یک فیلم زنده از حاج احمد را ندیده و حتی صدای او را نشنیده بودم و فکر میکردم شاید چیزی از او ضبط نشده است ، اما پس از قدری تامل فهمیدم شاید هم کسانی بوده اند که در این مدت مدید نخواسته اند اسمی از او و صدها سردار شهید دیگر تهران مطرح شود ، این در حالیست که تهران قلب ایران است و با این وصف باید گفت قلب تپنده فرهنگ جهاد و شهادت سالهای سال نادیده گرفته شده و دیگر بس است و این طلسم را باید شکست ، سوال این است چرا اسمی از بازی دراز که به فرموده شهید مظلوم آیة الله بهشتی " خانقاه اصلی ماست " برده نمیشود ؟!!! چرا پادگان ابوذر و سر پل ذهاب  فراموش شده ؟!!!

                        پادگان ابوذرغرب سر پل ذهاب - 11/2/87

چرا از میمک ، سومار ، نفت شهر ، قصر شیرین ، تنگه حاجیان ، شیا کوه و تپه های الله اکبر خبری نیست ؟ چرا پاوه ، سنندج ، بانه و سقز را به سکوت کشانده اند ؟ و آیا نسل جوان با دیدن یک شلمچه و خرمشهر و خوردن پیتزا در مقتل شهیدان می تواند دفاع مقدس و مقام شهدا را درک کند ؟!!!

                                      پادگان ابوذر غرب سر پل ذهاب - 11/2/87

پاسخ روشن است زیرا نام این اماکن با نام سرداران غیور تهرانی عجین شده است و یاد آور سردارانی چون محمد بروجردی ، احمد متوسلیان ، ناصر کاظمی ، شهیدان موحد دانش ، عباس کریمی ، شهیدان دستواره ، عباس شعف ، کاظم نجفی رستگار ، ابراهیم هادی ، شهیدان جنگروی ، شهیدان وصالی ، محمد توسلی ، محسن حاج بابا ، محسن وزوایی ، غلامعلی پیچک ، محسن چریک ، حسین قجه ای ، مهدی خندان ، اکبر حاجی پور ، مرتضی سلمان طرقی ، حاج یدالله کلهر ، حسین اسکند لو ، اسکویی و صدها سردار غریب و مظلوم  دیگر تهران است که تنگ نظریها و برخورد سلیقه ای خود خواهان  ، تاکنون نسلی را از نعمت وجود این شهدا محروم ساخته است .

به یاد همه این بزرگان پنجشنبه ۲/۳/۸۷ از ساعت ۳۰/۱۶ در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) مضجع پاک بیش از ۲۰۰۰ شهید فتح خرمشهر گرد هم می آییم .


 

نوشته شده توسط صياد در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

یادکردی از عملیات غرور آفرین بیت المقدس و سالروز فتح خرمشهر...

                            عملیات بیت المقدس سر آغاز فتوحات بزرگ جنگ

بیش از بیست ماه از آغاز جنگ تحمیلی استکبار، علیه جمهوری نو پای اسلامی ایران می گذشت و شهر" خرمشهر" همچنان در چنگ نیروهای ارتش عراق قرار داشت . عملیات " فتح المبین " در منطقه غرب دزفول و شوش اخیرا به پایان رسیده و نتایج شگفت انگیز آن روح تازه ای در کالبد رزمندگان اسلام دمیده بود . فرماندهان جنگ برآن بودند تا فرصت ابتکار عمل و کشاندن جنگ به یک شکل فرسایشی و بلند مدت از دشمن گرفته شود ، به ویژه آنکه فصل گرمای طاقت فرسای جنوب کشور در راه بود . عملیات پیروز مندانه فتح المبین که با آزاد سازی بخش گسترده ای از خطه خوزستان در شمال غرب این استان پایان پذیرفته بود ، راه را برای آزاد سازی مناطق خرمشهر ، شلمچه ، هویزه و بخشهای دیگر هموار ساخته بود ، چرا که این محدوده وسیع بر خلاف منطقه عملیاتی فتح المبین فاقد عارضه و ناهمواری زمینی بود .البته دشمن در غرب رودخانه کارون که در قلب شهر خرمشهر جاری است استحکامات و موانع ایذایی پیشرفته و چشمگیری فراهم آورده و چیده و نیروهای چند هزار نفری خود را در خطوط پدافندی پیچیده ای ، متمرکز و مستقر کرده بود .گذراز چنین خط مرگباری به یک معجزه و کاری خدایی می مانست . همچنان که حضرت امام خمینی (ره) فرمانده کل قوا به محض آزاد شدن خرمشهر فرمودند " خرمشهر را خدا آزاد کرد " .

                       

 سر انجام در تاریخ  ده اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، حمله سراسری خود را از منطقه عمومی رود خانه کرخه و غرب رودخانه کارون به منظور آزاد سازی و مناطق پیرامون و عقب راندن دشمن تا مرز بین المللی آغاز نمودند همچنین از سوی ستاد جنگ مقرر شده بود تا در جریان این عملیات ، شهرهای اهواز ، حمیدیه و سوسنگرد از برد تپخانه سنگین و دور برد دشمن خارج شوند . پیش از آغاز این عملیات ، از سوی قرار گاه کربلا ، روز حمله با نام مبارک یا علی ابن ابیطالب (ع) در نخستین دقایق دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ به نیروهای تحت امر صادر شد و سرانجام پس از ۲۵ روز تلاش برای مقدمات و انجام طرح بزرگ عملیات ، به منظور رویایی با مشکلات احتمالی ، از جمله آبگرفتگی های غیر طبیعی که دشمن بر سر راه رزمندگان ایجاد کرده بود و پیچیدیگی مواضع و حجم ماشین آلات زرهی و نیروهای پیاده دشمن و سر انجام چهار مرحله عملیات تهاجمی در منطقه ای به وسعت ۶۰۰۰ کیلومتر مربع ، همه چیز برای یک حمله بزرگ مهیا شد . در تاریخ سوم خرداد ماه ۱۳۶۱ خرمشهر که با ۳۴ روز مقاومت در برابر دشمن سقوط کرده بود ، پس از۵۷۵روز اشغال و ویران شدن خانه ها و اماکن عمومی و دولتی ، در کمتر از ۴۸ ساعت آزاد و پاک سازی شد و به آغوش میبهن اسلامی باز گشت . بازتاب این پیروزی شگرف تا مدتها در رسانه های جهان در صدر تمام اخبار و گزارشها بود . فتح خرمشهر به منزله بزرگترین پیروزی نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی در جریان جنگ تحمیلی ، و مهلک ترین ضربه به پیکره دشمن تلقی می شد.

 

 طی عملیات پیروز مندانه بیت المقدس این خسارت به دشمن وارد آمد :

                   

ــ  لشگرهای ۳ زرهی ، ۱۱ و ۱۵ پیاده در محور خرمشهر ، به میزان ۸۰ درصد منهدم شدند .

ــ لشگرهای ۵ مکانیزه و ۶ زرهی در محور شمالی عملیات با فرار و عقب نشینی به میزان ۲۰ درصد آسیب دیدند.

ــ لشگرهای ۹ و ۱۰ زرهی هر یک به میزان ۵۰ درصد ، لشگر ۷ پیاده ۴۰ درصد ، و لشگر ۱۲ زرهی به میزان ۲۰ درصد آسیب دیدند .

ــ تیپ ۱۴۰ زرهی به میزان ۴۰ درصد منهدم و تیپهای ۳۱ ، ۳۲ و ۳۳ نیروی مخصوص که به هنگام تجاوز به خرمشهر نقش اساسی داشتند ، ضربات سنگینی را متحمل شدند .

ــ  تیپهای ۹ ، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی و تیپهای ۲۳۸ و ۵۰۱  پیاده صد در صد منهدم شده و همگی آنها به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند .

ــ تیپهای ۶۰۵ و ۴۱۷ پیاده به میزان صد درصد ، تیپ پیاده ۶۰ درصد و تیپهای ۶۰۱ ، ۶۰۲ و ۴۱۶ پیاده به میزان ۵۰ درصد منهدم شدند . همچنین گردانهای شناسایی حصین و حنین به طور کامل متلاشی گردیدند .

در مجموع چهار مرحله عملیات ، بیش از ۱۵۰۰۰ تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی و ۱۹۰۰۰ نفر اسیر شدند .

 

علاوه بر بندر خرمشهر ، مناطق و تاسیسات دیگری طی این عملیات آزاد شدند که عبارتند از :

- پادگان حمید ، جفیر ، حسینیه و شهر هویزه .

- جاده مهم و تدارکاتی اهواز – خرمشهر – کرخه نور (کور).

- آزاد سازی ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی و ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی .

- جاده مواصلاتی  سوسنگرد – هویزه .

- خارج شدن بخش وسیعی از خاک جنوب ایران از زیر آتش توپخانه سنگین دشمن .

- تصرف و تامین ۱۲ پاسگاه مرزی .

 

- تجهیزات و جنگ افزارهای منهدم شده دشمن نیز بدین شرح است :

- ۲۸۵ دستگاه تانک و نفر بر .

- ده ها انبار مهمات .

- ۴۰ فروند هواپیما .

- ۲ فروند چرخبال .

- چندین دستگاه لودر و ماشینهای مهندسی – رزمی .

- ۵۰۰  دستگاه خودرو .

- ده ها قبضه توپ سبک و سنگین.

- مقدار قابل توجهی از تیر بارهای گوناگون و سلاحهای سبک و سنگین .

 

 همچنین غنایم فراوانی به دست رزمندگان اسلام افتاد که عبارتند از :

- ۱۰۵ دستگاه نفربر و تانک.

- ده ها انبار مهمات.

- ۹۵۰۰ عدد انواع مین .

- صدها دستگاه خودرو سبک و سنگین .

۳۰ دستگاه جیپ حامل توپ ۱۰۶ میلیمتری .

- تعداد قابل توجهی لودر ، بولدزر و ماشینهای مهندسی – رزمی .

- ۱۸ قبضه توپ ۱۳۰ میلیمتری .

- هزاران قبضه سلاح انفرادی . 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

سالگرد شهدای عملیات بیت المقدس

مراسم سالگرد شهدای عملیات غرور آفرین بیت المقدس روز پنجشنبه ساعت ۱۸ با حضور جمع کثیری از خانواده معظم شهیدان و امت شهید پرور و سخنرانی سردار حاج سعید قاسمی در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار شد .

                                              سردار حاج سعید قاسمی

این مراسم با قرائت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و در ادامه سردار حاج سعید قاسمی به  تشریح اهداف و عملکرد رزمندگان در این عملیات پرداخت . ایشان در ادامه به ذکر خاطراتی از شجاعت و رشادت رزمندگان اسلام از جمله شهید محسن وزوایی و جاوید الاثر حاج احمد متوسیان که نقش موثر و اساسی در فتح خرمشهر داشتند پرداختند .

                            حضور خانواده شهیدان در این مراسم

این مراسم با ذکر مصیبت سالار شهیدان حضرت سید الشهداء توسط یکی از مداحان اهل بیت (ع) به پایان رسید . 

در ضمن به جز سردار حاج سعید قاسمی مثل همیشه از مسئولین مربوطه یا فرماندهان دوران دفاع مقدس خبری نبود . 


 

نوشته شده توسط صياد در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

بزرگداشت یاد و خاطره شهدای عملیات بیت المقدس در گلزار شهدای بهشت زهرا(س)

                                          


 

نوشته شده توسط صياد در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

مسلم اسماعیلی جانباز دفاع مقدس نیز به خیل همسنگرانش پیوست

پنجشنبه ۲۹/۱/۸۷ در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) خبر ارتحال جانباز مسلم اسماعیلی را شنیدم  ، برایم بسیار غیر منتظره بود ، او که دو دست و دو پایش کامل قطع بود حداقل هفته ای یکبار با ویلچر و به کمک پسرش به گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برای تجدید عهد با شهدا می آمد . گروه های زائر با دیدن او و روحیه اش شگفت زده شده و به وظیفه خود بیشتر آگاه میشدند و او را غرقه بوسه می ساختند .

                       جانباز مسلم اسماعیلی در کنار یک گروه زائر از کشور عراق

او ورزشکار و دارای پنج فرزند بود ، کوچکترین فرزند او دختری ۴ ساله بنام زهرا است ، پسر و دختر بزرگش در آستانه ازدواج اند که سایه پدر از سرشان رفت ، وقتی پیش ما می آمد روحیه اش مثل شانه های پهن و ورزشکاری اش استوار و ستبر بود و او به ما امید می داد . اما هنگامی که می دیدیم باید صبر کند تا کسی غذا در دهان او بگذارد و یا از کسی طلب آب کند کاملا بهم می ریختیم ، اینجا بود که وقتی از او پرسیدیم از همسرت راضی هستی می گفت : او یک فرشته است و اینجا بود که فهمیدیم یک زن به برکت وجود یک جانباز میتواند به چه مقامی  دست یابد ، تنها کاری که از ما در مدت دو سال آشنایی با او ساخته بود ثبت خاطرات او هنگام زیارت مزار شهدا و چگونه نماز خواندن و غذا خوردن او بود ، با آن وضعیتی که داشت .

 

                                        خواندن نماز بر پیکر جانباز مسلم اسماعیلی

لذا از وی ساعتها فیلم ضبط شده است . خوب است هر یک از ما لحظه ای  خود را جای او بگذارد و ببیند چطور باید لباسش را عوض کند چطور باید حمام و دستشویی برود یا غذا بخورد یا خرید مایحتاج خانه را انجام دهد و چطور باید رای بدهد یا سندی را امضاء کند و بالاخره در این روزگار و حشتناک چطور باید پنج فرزند را سر و سامان بدهد .  مسلم در آخرین دیدارش با ما اشکش جاری شد صحنه ای که هر گز از او تدیده بودم اما باز مقاومت کرد ، نه در مقابل مشکلات سر خم کرد و نه به کسی التماس کرد ، او رفت و راحت شد شاید خانواده اش نیز کمی راحت شده باشند ، اما ای مسئول و ای برادر و ای خواهر وظیفه من و تو چیست ؟!

 

                           یاد و خاطره اش گرامی باد برای شادی روحش صلوات                   

                                         

                                          مزار قطعه ۴۵ ردیف ۸۶ شماره ۴۴


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

به مناسبت سالگرد شهادت سردار شهید رضا چراغی

شهيد رضا چراغي تولد و كودكي چند روزي مي شد كه پدر از سفر كربلا برگشته بود. هنوز در حال و هواي زيارت حضرت اباعبدالله الحسين(ع) به سر مي برد. در كربلا، دوست عربي داشت به نام«عبدالرزاق›› كه علاقه شديدي به او داشت. همواره ياد او با عطر كربلا همراه بود. صبح يكي از روزهاي باراني پاييز ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

مراسم سالگرد شهیدان صیاد شیرازی و سید مرتضی آوینی در گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

                      بسم رب الشهداء والصدیقین

 

مراسم سالگرد شهیدان امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و سردار رضا چراغی و سید مرتضی آوینی و سعید یزدان پرست روز گذشته  در کنار تربت پاک آن شهیدان بر گزار شد . این مراسم با حضور همرزمان و خانواده معظم آن شهیدان و جمع کثیری از خانواده معظم شهدا و جانبازان برگزار گردید .

        

                      مزار شهید سید مرتضی آوینی           مزار امیر سپهبد علی صیاد شیرازی بهشت زهرا (س)

در این مراسم جمع حاضر از شاعر بسیجی برادر هاشمی و سخنرانی سردار حاج سعید قاسمی و مداحی حاج حمید نیکدل بهره مند گردیده و یاد و خاطره آن دلاور مردان را گرامی داشتند .    

                                        

سردار قاسمی در قسمتی از بیاناتشان انتقاد شدیدی نسبت به مراسمی که در تالار بزرگ وزارت کشور بر گزار شد ، ایراد نمودند و گفتند : متاسفانه اشخاصی که هیچ شناختی نسبت به ابعاد شخصیتی آن شهید بزرگوار ندارند در وصف ایشان سخنرانی کردند که باعث ناراحتی خانواده معظم شهدا و همرزمان آن شهید گردید .

                               

                                   سردار حاج سعید قاسمی  

در ادامه ایشان نسبت به پیروی و ادامه راه شهدا تاکید نمودند . ایشان با اشاره به اینکه مشکلات اقتصادی باعث دلسردی مردم از این نظام مقدس نمیگردد خاطر نشان کرد که مسئولین هم ،بخصوص دولت کریمه درصدد حل مشکلات اقتصادی مردم باشند زیرا صدای خرد شدن استخوان های مردم مستضعف به گوش می رسد .

                   

                             حضور پر شور و چشم گیر امت شهید پرور و خانواده معظم شهدا در مراسم

این مراسم با مداحی حاج حمید نیکدل و گلباران مزار یادگاران عرصه دفاع مقدس خاتمه یافت .

 

مراسم پانزدهمین سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی با عنوان «فردایی دیگر»، بیستم فروردین‌ماه ۱۳۸۷ توسط مؤسسه‌ی فرهنگی روایت فتح برگزار شد.

به گزارش سایت «مرتضی آوینی»، سال ۱۳۸۷ سی‌امین سال وقوع انقلاب شكوه‌مند اسلامی است و به همین مناسبت مراسم امسال سالگرد شهید آوینی، با عنوان «رستاخیز جان» به این موضوع اختصاص دارد.

 این برنامه شامل بخش‌های مختلفی از جمله: نمایش فیلم، سخنرانی استاد محمدرضا جوزی، اجرای زنده‌ی متنی از شهید آوینی و میزگرد با حضور آقایان بهروز افخمی، جهانگیر خسروشاهی و حجت‌الاسلام زم می‌باشد. 


 

نوشته شده توسط صياد در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

بزرگداشت سالگرد شهادت شهیدان امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

ای شقایق های آتش گرفته ، دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد. آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟


بزرگداشت سالگرد شهادت شهیدان امیر سپهبد علی صیاد شیرازی و سردار شهید حاج رضا چراغی و سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و سعید یزدان پرست و در کنار تربت پاک شهیدان در قطعه ۲۹ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار میگردد.

                    تصویر اعلامیه مراسم سالگرد شهیدان

 

زمان : پنجشنبه ۲۲/۱/۸۷ از ساعت ۱۷ الی ۱۸ - قطعه ۲۹

با سخنرانی : حاج سعید قاسمی

با مداحی : حاج مهدی سماواتی 


 

نوشته شده توسط صياد در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت موضوع اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س) | لینک ثابت

یک سند از جنایات مدعیان اصلاح طلبی که بر موج دوم خرداد سوار شدند

            یک سند از جنایات مدعیان اصلاح طلبی که بر موج دوم خرداد سوار شدند

                                 ( به بهانه بر گزاری انتخابات مجلس هشتم )

با توجه به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی یادآوری جنایات مدعیان اصلاحات در تیر ماه ۱۳۷۸ باعث می شود که در انتخاب خود هوشیار تر باشیم و فریب این شیادان موج سوار را نخوریم متن زیر یاداشت های طلبه شهید محمد جواد فرهنگی بستان آبادی می باشد که در هرج و مرج مفسدین مدعی اصلاحات در ۲۰/۴/۷۸ به خون غلطید.

           

                                                     بسمه تعالی

الهی و ربی و مولای من لی غیرک

بار خدایا و مولای من کیست برای من غیر از تو و تو خود می دانی که نیست برای من غیر از تو ، مگر نه اینکه روحم را شمعی قرار دادی که هیچ پر وانه ای را لیاقت سوختن در آن نیست و مگر نه اینکه وجودم را پروانه ای قرار دادی که هیچ شمعی را قدرت سوزاندن و ذوب آن نیست  و مگر نه اینکه بر این بسیار پروانه گرداندی تا از اعماق روحش درک کند که پروانگان زمانه را تاب این سوز نیست و مگر نه اینکه این پروانه را به سوی شمعهای بسیاری بردی تا با تمامی وجودش یقین کند که شمعها از ابهت او در حیرتند و قدرت درک و ذوب این عظمت را ندارند . خدایا پس این روح را جز در دریای یقینت خاموش نکن تا جاودانه ، روشنایی برای رهپویان باشد و این وجود را در آتش عشقت بسوزان تا به آرزوی دیرینه اش یعنی سوختن نائل شود . خدایا صبرم ده ، خدایا صبرم ده ، خدایا صبرم ده که دیگر این مرغ روح را طاقت ماندن در قفس تن نیست و بیم آن دارم که هر لحظه از عشقت این سینه نحیف را شکافته و به سویت به پرواز درآید . خدایا سالها طول کشید تا ندایت بشنوم که تو تنها در دنیا چشم گشوده ای و تنها زیسته ای و تنها خواهی ماند و تنها خواهی آمد . ولی وقتی شنیدم چه شده ام و به حالی در آمدم خدایا تو را شکر میگویم و بر تو سجده میکنم که لیاقتم دادی .

شهید محمد جواد فرهنگی

ولادت ۳/۵/۱۳۵۷

شهادت ۲۰/۴/۱۳۷۸


 

نوشته شده توسط صياد در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت موضوع یک سند از جنایات مدعیان اصلاح طلبی | لینک ثابت

(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت