« اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم »
سید سلام ! چند هفته ای میشود که نتوانستم بیایم پیش تو.نمیدانم چرا ؟ اصلا دیگه فرصت پیدا نمیکنم که بیایم اینجا ، یادش بخیر اون اوایل، هر هفته عصر جمعه که میشد هر جا که بودم خودم را به اینجا می رساندم و یکی دو ساعت با تو حرف می زدم و بار دلم سبک میشد ، ولی حالا دیگه اینطور نیست ، دل ، دل دیگری شده و کم کم داره مغلوب اون چیزهایی میشه که سالها پیش ما ضد ارزش بود . سید می دونی چیه ؟ روزگار خیلی عوض شده ،همه چیز فرق کرده به قول بعضی ها دوره ، دوره عقل و خرد شده و کمتر کسی از عشق حرف میزنه ، البته از هوس بازی حرف بسیار هست و به قول بعضی های دیگه ، دوران ، دوران نام و شهرت و نشانهای درجه یک ، دو و سه هست . بازار روزما و شبهای سر شار عشق و شور جنگ کساد شده . اگر اون روزها میزان ، تقوا بود حالا میزان پست و پول و پارتی شده . اگر اون روزها خانه دوست را زیر نخلهای سر بریده جستجو میکردند امروز در « زیر درختان زیتون » جستجو میکنند. اگر اون روزها معنویت و عرفان را در برج قیام و قعود شبانه جستجو میکردند امروز در « برج مینو » جستجو میکنند. اگر اون روزها بر پیشانیمان شعار سرخ « شهادت دگر هیچ » می درخشید امروز بر پیشانیمان مهر سرد « زندگی دگر هیچ » حک میکنند . خلاصه سید فقط باید گفت :
روز وصل دوست داران یاد باد ! یاد باد آن روزگاران یاد باد !
گفتم دوره ، دوره نام و شهرت است .یادم هست چند روز پیش از بزرگراه شهید گمنام رد میشدم البته نه با « دوو» و یا « بنز» با اتوبوس واحد بودم . برای یک لحظه کلمه گمنام که روی تابلو نوشته شده بود توجهم را جلب کرد . و یک مرتبه خاطره اون روز فراموش نشدنی تو ذهنم زنده شد . حتما می دونی کدام روز را میگویم ، آره ، منظورم اولین روزی است که تو را دیدم ، در لحظه های اول که تو را از پشت ماشین به داخل معراج آوردند و من برای شناسایی بالای سرت آمدم - البته سر که چه عرض کنم - وقتی جستجو کردم که پلاک ویا نوشته ای از تو جیبهایت برای شناسایی پیدا کنم ، با زحمت یکی دو تا از دکمه های باقی مانده بلوزت را بار کردم . زیر پیراهنی سفیدت را دیدم که رنگش قرمز شده بود ، در آن هنگام متوجه جمله ای شدم که روی زیر پیراهنت نوشته بودی ، گفتم حتما اسم یا نشانه ای باشد که برای شناسایی کمکمان کند ، ولی خوب که دقت کردم دیدم اونجا نوشته بودی:« اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم » در یک لحظه مات و مبهوت ماندم و تقریبا نا امید از شناسایی تو . اون روز برای اولین بار با کلمه « گمنام » برخوردم ، و هر چه از آن روز میگذرد معمای گمنامی برایم پیچیده تر میشود و الان که دیگر تقریبا لا ینحل شده . چرا گمنامی ؟!
یادم نمیرود ماها در معراج شهدا در قسمت شهدای گمنام ماندی و شناسایی نشدی . شهدا می آمدند و می رفتند ولی تو در گوشه ای فقط نظاره گر بودی و ناشناخته.خانواده های زیادی برای شناسایی شهدایشان می آمدند اما هیچ کدام نتونستند تو را شناسایی کنند و نشانه ای از تو بیابند .
یکبار هم به اشتباه تو را به جای یک مفقود الاثر به قم بردند ، بعد معلوم شد که اشتباه شده است البته اشتباه که نه ، تقدیر تو چنین بود که با این تن بی سر به پابوس حضرت معصومه - علیها سلام - بروی و برگردی. شاید هم تو از اون بچه سیدهای با صفا هستی و با خودت گفتی که این دم آخر به نیابت مادرمان فاطمه زهرا (س) به زیارت حضرت معصومه (ع) بروی و حتما در انتخاب گمنامی هم به ایشان اقتدا کرده ای و نخواستی قبری داشته باشی.
شهدا می آمدند و می رفتند و تو هنوز مانده بودی مثل اینکه تقدیر تو چنین رقم خورده بود که به قول خود « برای خدا گمنام بمانی » و همینطور هم شد.بعد ماها که دیگر امکان نگهداری تو در معراج وجود نداشت تو را آوردیم و در همین قطعه به ابدیت سپردیمت. البته اون موقع قبرهای اطراف تو سنگ نداشت ولی بعدها متوجه شدم که دو برادر - که سید هم بودند - در فاصله چند روز به شهادت می رسند و در کنار تو می آرامند ؛ یکی سمت راست و دیگری سمت چپ تو . از اون زمان به بعد بود که هر وقت از جبهه به مرخصی می آمدم و در شهر بودم عصرهای جمعه به دیدار تو می آمدم و زورق طوفان زده روح و روانم را به ساحل گمنامی تو می رساندم و آرام می گرفتم ، اما هر وقت به اینجا می آمدم می دیدم که سنگ مزار تو و این دو سید با آب شسته شده ، چند شاخه گل روی قبرها گذاشته شده بود و به این جهت بود که گفتم تو را « سید » خطاب کنم . سید جان ! خورشید غروب کرده و هوا کم کم دارد تاریک میشود ، از بین شاخه های گل یاسی که اون سالها بالای سر تو کاشته ام چراغهای گنبد حرم امام عزیز را میبینم که روشن شده اند و صدای روح نواز صوت قرآن از آن ماذنه عشق به گوش می رسد ، یعنی هنگام رفتن بسوی خداست .
سید ! برایم دعا کن ! دعا کن که تب تجمل و مدگرایی تن نحیفم را نیازارد و ویروس روز مرگی روحم را به محبس تنگ تکرار و عادت نکشاند . و دعا کن که یکبار دیگر سفره پر فیض شهادت گشوده شود و ما واماندگان سلسله جهاد و شهادت را توان بهره گیری از آن خوان پر برکت باشد . سید با اینکه سالها از آن خوان پر برکت باشد . سید با اینکه سالها از آن اولین برخورد گذشته است ، لکن هنوز من مانده ام و معمای گمنامی تو و آن نوشته جانسوز که: « اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم »
خداحافظ سید . . .
جمال الدین رحیمیان
نوشته شده توسط صياد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت موضوع اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم | لینک ثابت
كجائيد اي شهيدان خدايي
درباره شهيد

فهرست اصلی
نویسندگان
موضوعات نوشته شده
اخبار گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
در مورد اخراجی های ۲
مرگ بر آمریکا:بر روی سنگ مزار شهید حمید رضا طاهری
به مناسبت پیروزی بزرگ ملت شهید پرور ایران در 3تیر
نوکر محال است صاحبش را نبیند
عملیات های دفاع مقدس
۱۸تیر و مارهای خفته
نامدارترین شهدای گمنام گلزار شهدای بهشت زهرا(س)
به پسرم واقعیت را بگویید
در کردستان سر می بریدند
اگر برای خداست بگذار گمنام بمانم
جنگ ما تازه شروع شده است
توقف فعالیتهای مفسده انگیز کافه فنجون
با تو هستم جواد جان . . .
یک سند از جنایات مدعیان اصلاح طلبی
گزارش تصویری از مراسم تشیع حاج غلامحسین متوسلیان
دوستان
دفتر حفظ آثار مقام معظم رهبری
مقام معظــــــــــــــم رهــــــبری
اطلاع رسـانی شهید آوینی
امــــــام خمیــــــــــنی(ره)
ریــــــــاست جمــــهوری
شهید مطـــــــــــهری
شهید چمــــــــران
نوید شاهــــــــد
صالـــــــــحین
ســــــــاجد
فلسطین
صبــــح
آل البیت
ایران پاتک
یالثـــــــارات
دختران آسمانی
سبـــــــــــــکبالان
جستجوگران نــــــــور
وبلاگ نویسان مسلمان
سايت خبري رجا نيـــــــــوز
قالبهای مذهبی
همسنگران شهيد
یاشهید
بهشت خوبان
مرکز فرهنگی مذهبی شهید دستغیب(ره)
پلاک ، شهادت
مهدی (عج)
بیقرار ظهور
کرامات شهدا
سفر بر مدار عشق
مرکز فرهنگی معراج شهدا
بچه شهید
سردار کاظمی
عصر فراموشی
گل نرگس -منتظر نور 313
در انتظار مهدی
یاران ناب
دوستار حاج منصور
شوق رضوان
دوکوهه
سرداران
پلارک
کربلای ۶
سمات
قافله شهدا
مرصاد۶۷
گل نرگس
کربلای جبهه ها یادش بخیر
شهیدامر به معروف شهید زبونی
دل نوشته های دو دختر شهید
آخرین نوشته ها
انگشت اتهام به سوی چه کسی است ؟!
اعتراض جانبازان به یک همایش نمایشی
۱۳آبان روز مرگ بر آمریکا
نگذاريم پيش کسوتان جهاد و شهادت در در پيچ و خم روزگار گم شوند
دستهای پشت پرده برکناری مسئول خانه شهید بهشت زهرا (س)
به دنبال بركناري مسئول مركز فرهنگي بهشت زهرا
در بهشت زهرا (س) چه خبر است ؟؟؟
تغيير موضع ناگهاني وبلاگ گلزار شهدا از احمدي نژاد به موسوي
رفسنجاني از پذيرفتن فرماندهي كل قوا تا پذيرش قطعنامه 598 ومرصاد
مراسم بزرگداشت 8 شهید اغتشاشات تهران برگزار خواهد شد.
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^
">